مجنون و مرد عابد
مجنون از بین سجاده ی مرد عابدی گذشت.
عابد نماز را شکست و گفت:
مردک نمیبینی مشغول رازونیاز با خدا و
معشوقه خود هستم. مجنون گفت:
من عاشق بنده خدا شدم و تو را ندیدم
تو چطور عاشق خدایی و مرا دیدی..!!؟
عابد نماز را شکست و گفت:
مردک نمیبینی مشغول رازونیاز با خدا و
معشوقه خود هستم. مجنون گفت:
من عاشق بنده خدا شدم و تو را ندیدم
تو چطور عاشق خدایی و مرا دیدی..!!؟
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 20:21 توسط تلگرام/ rmansuri13gas33@
|
اي مالك