تمام شماره اس ام اس های مهم

  گرفتن خلافی ماشین :30005151 ( عدد عمودی کنار کارت رو بفرستید)
گزارش اطلاع دادن تخلف تاکسی : 30004246( شماره پلاک ماشین متخلف رو بفرستید)
رهگیری نامه پستی : 2000441 (ابتدا حرف Rرا بنویسید و بعد شماره روی رسید پستی رو )
مشکلات شهری (شهرداری) : 3000137
اعلام نتیجه کنکور شب قبل از قرارگرفتن در سایت سنجش : 2000000 (شماره داوطلبی رو بفرستید)
با خبر شدن از اخبار انجمن فارغ التحصیلان دانشگاه : 10001336
دیکشنری : 1000384 یا 1000370 (لغت مورد نظر رو بفرستید)   اول باید در سایت عضو بشیدwww.sms2him.com    بعدش لغت مورد نظر رو بنویسید
لغت نامه آریان پور : 2000444
Word-to-translate
ایجاد پست در پرشین بلاگ : 300072
گرفتن قبض موبایل : 30009 ( با فرمت زیر بنویسید : تاریخ شروع ؛ تاریخ انتها مثلا 860123 ؛ 860101 یعنی از اول سال 86 تا 23 فرودین ماه)
خدمات بانک ملت : 200033
خدمات بانک اقتصاد نوین : 200050
خدمات بانک سپه:200020 – 200021-200022
خدمات بانک کشاورزی : 2000911- 200093
خدمات بانک سامان : 20000
خدمات بانک صادرات :200060
خدمات بانک تجارت : 200070
(توجه داشته باشید برای استفاده از خدمات بانک ها اول باید در شعب درخواست رو پر کنید)

اطلاعات پرواز : 2000444 : ( با این فرمت : پرواز
Filight-code)
  نرخ ارزهای رایج : 2000444 با این فرمت : Currency-name
اطلاعات هوا : 1000305 ( پیش شماره شهر مورد نظر بدون صفر رو بفرستید)
ساعت کشورها : 1000392 (نام کشور رو بفرستید)
مکان های دیدنی هر شهر : 1000394
مسافت بین شهر ها : 1000396
آخرین بازی های کامپیوتری : 1000400
جدیدترین نرم افزار ها : 1000401
اطلاع از اینکه دامین مورد نظر رجستر شده یا خیر : 1000355
بورس – نرخ سهام یک شرکت : 2000444 ---بنویسید : Bourse sompany -id
بورس – بیشترین افزایش قیمت : 2000444 ---بنویسید : Bourse high
بورس- کمترین افزایش قیمت : 2000444 ( بنویسید : Bourse low)
اوقات شرعی : 2000916

حکایتهای خواندنی

حکایتهای خواندنی

ســــلیمان و مورچه عاشق

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم. حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی. مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم... حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد...
 
تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست...
 
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
اُدعُوا اللهَ وَ اَنتم مُوقِنونَ بِالاِجابَهِ وَاعلَموا اَنَّ اللهَ لا یَستَجِیبُ دُعاءَ مِن قَلبِ غافِلٍ لاه؛

خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که
 خداوند دعا را از قلب غافل بی خبر نمی پذیرد.

اشعار حکمت امیز

حافظ شیرازی: اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

صائب تبریزی : اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

شهریار اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا... به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را... هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد... نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را... سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند... !نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را...

روز دانشجو


از مهمترین حركتهای  سیاسی، اعتراض دانشجویان در16 آذر1332، به ورود معاون رئیس جمهورآمریكا بود ونقطه اوج آن  را می توان در اشغال لانه جاسوسی آمریكا در13 آبان 1358، مشاهده كرد.این حركت كه توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام آغازشد و مورد تایید امام نیز قرارگرفت، نشانه طرد تفكرلیبرالی وماركسیستی در دانشگاههای كشور وغلبه گسترش   اسلام خواهی بود. جنبش دانشجویی را می توان در سه مرحله چنین تبیین  كرد :

مرحله اول

دراین مرحله جنبش دانشجویی با جریان  روشنفكری پیوند خورده، و ازاین منبع برخاسته و به آن وابسته است. البته حركت دانشجویی، درعین وابستگی و یا ارتباط  با جریان روشنفكری، ویژگیهای خاص خود را نیز داشت، ویژگیهایی كه برخاسته از شرایط و روحیات نسلی كه به واسطه جوانی، دارای التهابهای خاص خود بود و به خاطر روح پاك، از صداقت  بیشتری  برخوردار و ازخدعه ها و فریبهای سیاسی كاران  پیچیده  به دور بود. مقام معظم رهبری درباره این مرحله می فرمایند: روشنفكران، رهبرا ن گروهها و احزاب و حتی  دانشجویان، به شعار و مقابله سیاسی  و احیانا جنگ وگریز درمقابل نظام حاكم می پرداختند وعلی اختلاف مراتبهم، دانشجویان خیلی بیشتر، صمیمانه تر و صادقانه ترعمل  می كردند. اما رهبران احزاب و گروهها، نه  به این حد از صداقت و نه به این حد از پیگیری  مبارزه می كردند .

مرحله دوم

با اوج گیری انقلاب  اسلامی  درسالهای 57-56 جنبش  روشنفكری  و دانشجویی كه خود را پیشتاز جنبش سیاسی می پنداشت، ناگهان خود را عقب مانده یافت.حركت عظیم مردم دراعتراض علیه  رژیم، خرده احزاب و گروههای سیاسی و نیزجریان روشنفكری و جنبش دانشجویی را به تعجب واداشت و آنان را به اعلان موضع فرا خواند. دراین شرایط و احوال، جریان روشنفكری عمدتاً كلاف سردرگمی بود و چندان به عمق، گسترده وماندگاری  قیام باور نداشت و به گونه های مختلف تلاش می كرد كه آن را حركتی كورتعبیركند. مقام  رهبری دراین مقطع می فرمایند : احزاب وگروههای مبارزی كه مبارزه  سیاسی  كرده  بودند وعاقبت مبارزه سیاسی باید چنین چیزی می شد ، حالا كه آن چیز را  به چشم خودشان دیدند، تخطئه كردند و كناركشیدند. بعضیها گوش خواباندند ببینند چه میشود، بعضیها  تخطئه هم كردند . در همان اوقات غوغای سالهای 56، 57 ، به  نظرم درهمین دانشگاه تهران یا شاید در دانشگاه كنونی شریف بود كه چند نفر از روشنفكران سخنرانی كردند- روشنفكران كه الان ازهمه زمین و زمان طلبكارند بعضی هایشان  فراریند، بعضیشان هم كه درایران  هستند از جناب عالی و بنده و این ملت وهمه طلبكارند كه چرا آنها را به  بازی نمی گیریم!- صریحاً گفتند: مشت است و درفش . یعنی حرفی را كه ما از پدارن  پیرمان  می شنیدیم و آنها را تخطئه  می كردیم، تا ذهن پدرپیر و مادر پیر را برگردانیم  كه نه، مشت و درفش نیست، و به علاوه مشت  بر درفش می تواند پیروز بشود، و اگر آن  پیرمردان و پیرزنان قبول  نمی كردند ،  رویمان را از آنها  برمی گرداندیم و در دوران مبارزه، بی اعتنا  كار خودمان  را ادامه  می دادیم،  این حرف را  جوانان  مدعی ، روشنفكران  حرفه ای  و قلم به دستان  پرگو و یاوه گو صریحاً گفتند !

مرحله سوم

دراین مرحله، اهمیت و حرمت حركت سیاسی دانشجویی در آن بود كه خود را از بند ناف روشنفكری گسست و از همراهی با مردم احساس شرم و آزرم نكرد و پا به پای مردم پیش آمد و برای خود، افتخاری بس عظیم در تاریخ سیاسی ایران كسب كرد. رهبرمعظم انقلاب، این حضور تاریخی را ارج نهاده و فرموده اند: راه دومی كه دانشجو می توانست انتخاب بكند، این بود كه تا دید این روند یك جهت و یك خیز برداشت، نگذارد عقب بماند و فوری خودش را جلو برساند، هر كس می خواهد شعار را بدهد، هر كس می خواهد حرف درست را بزند، وقتی درست است، وقتی همان نهایتی است كه من برای او داشتم خودم را می كشتم و تلاش می كردم و شعار می دادم، حالا این به وسیله مردم دارد انجام می گیرد، به وسیله عوام دارد انجام می گیرد، به وسیله فلان روحانی ای كه اصلاً نمی شناختمش، دارد انجام می گیرد، حالا آن چیزی كه می گفتیم بشود، دارد می شود، پس جلو برویم. این راه دوم را انتخاب كردند، درست بر عكس یهود صدر اسلام... كه منتظر بعثت یك پیامبر بودند و آمده بودند در مدینه ساكن شده بودند، برای اینكه می دانستند این پیامبر از مدینه ظهور خواهد كرد و می گفتند این اَمیین و این بیسوادان كه در مدینه زندگی می كنند- بت پرستان و كفار- اینها كه قابل نیستند پیامبر در میانشان ظاهر شود، پیامبر اگر هم بیاید، متعلق به ماست، مریدانشان هم ماییم. وقتی پیامبر آمد، ...چون متعلق به آنها نبود، از قشر آنها نبود، از میان آنها نبود، به او كفر ورزیدند! این، آن شق اول بود. خوشبختانه دانشجویان آن شق را انتخاب نكردند. دانشجو به میدان آمد. هنگامی كه دید مردم محله اش حركت كرده اند، دارند با علم و كتل و شعار مرگ بر فلان و درورد بر فلان به طرف مسجد می روند، او هم قاطی مردم شد و رفت ، نگفت من دانشجویم. این، یك تجریه تاریخی و یك موضعگیری دقیق تاریخی بود.

شرح واقعه 16 آذر 1332

بعد از كودتای 28 مرداد، رژیم شاه كه توانسته بود با كمك اربابان بر اریكه قدرت باز گردد، درصدد برآمد تا پایه های حكومت خود را تثبیت كند، اما غافل از اینكه مردم در اولین فرصت خشم و انزجار خویش را نشان خواهند داد. " آیزنهاور" طی نطقی در كنگره آمریكا، كودتای 28 مرداد را چنین توصیف كرده بود:" پیروزی سیاسی امید بخشی نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است"!

نیكسون معاون رئیس جمهور آمریكا در سال 1332، راهی ایران گردید تا نتیجه سرمایه گذاری بیست و یك میلیون دلاری"سیا" را كه در راه كودتا و سرنگونی دولت مصدق هزینه كرده بود، از نزدیك مشاهده كند.

ملت ایران در حالت افسردگی به سر می برد و از نفاق و تفرقه ای كه استبداد توانسته بود در میان ملت ایجاد كند، ناراحت بود. رهبری نهضت مقاومت، قصد رساندن صدای اعتراض مردم را به گوش جهانیان داشت و تلاش لندن و واشنگتن را كه می خواستند با مشروع جلوه دادن رژیم كودتا، امتیازات مورد نظر خود را در محیط آرام به دست آورند، خنثی كند. اجرای این برنامه به عهده كمیته هماهنگی دانشگاه واگذار شد.

دانشجویان دانشكده های حقوق و علوم سیاسی، علوم، دندانپزشكی، فنی، پزشكی و داروسازی در دانشكده های خود، تظاهرات پرشوری علیه رژیم كودتا برپا كردند. رژیم با تمام قوا متوجه دانشگاه شد.

روز 15 آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه كشیده شد و مأموران انتظامی، در زد وخورد با دانشجویان، شماری را مجروح و گروهی را دستگیر و زندانی كردند.

صبح روز 16 آذر 1332، گارد برای اولین بار وارد صحن دانشگاه شد تا فریاد مخالفان را در گلو خفه كند. در یكی از كلاسهای درس دانشكده فنی، چند تن از دانشجویان در اعتراض به حضور مأموران گارد، آنها را به مسخره می گیرند و مأموران گارد با حمله به دانشجویان بی پناه، سه تن از آنان را به شهادت می رسانند. فردای آن روز در جو خفقان و وحشت، نیكسون به دانشگاه تهران می آید و از دست قاتلان " دكترای حقوق " دریافت می كند.

شهید چمران در رابطه با حادثه 16 آذر می گوید:" وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است كه گویی همه را به چشم می بینم. صدای رگبار مسلسل در گوشم طنین می اندازد، سكوت موحش بعد از رگبار بدنم را می لرزاند، آه بلند و ناله جانگداز مجروحین را در میان این سكوت دردناك می شنوم . دانشكده فنی خون آلود را در آن روز و روزهای بعد به رأی العین می بینم... نیكسون معاون رئیس جمهور آمریكا به ایران می آمد تا نتیجه بیست و یك ملیون دلار خرج كودتا را ببیند

سعدی

شیخ مصلح‌الدین مشرف بن عبدالله مشهور به سعدی شیرازی در حدود سال‌های 571 تا 606 هجری قمری به دنیا آمد و در حدود سال‌های 690 تا 695 درگذشته است. درباره نام و نام پدر شاعر و همچنین تاریخ تولد سعدی اختلاف بسیار است.

سعدی در شیراز پا به هستی نهاد و هنوز کودکی بیش نبود که پدرش درگذشت. پس از تحصیل مقدمات علوم از شیراز به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه به تکمیل دانش خود پرداخت.

وی در نظامیه بغداد که مهمترین مرکز علم و دانش آن زمان به حاسب می‌آمد در درس استادان معروفی چون سهروردی شرکت کرد. سعدی پس از این دوره به حجاز، شام و سوریه رفت و در آخر راهی سفر حج شد.

او در شهرهای شام (سوریه امروزی) به سخنرانی هم می‌پرداخت ولی در همین حال، بر اثر این سفرها به تجربه و دانش خود نیز می‌افزود.

سعدی در روزگار سلطنت اتابک ابوبکر بن سعد به شیراز بازگشت و در همین ایام دو اثر جاودان بوستان و گلستان را آفرید و به نام «اتابک» و پسرش سعد بن ابوبکر کرد.  برخی معتقدند که او لقب سعدی را نیز از همین نام "سعد بن ابوبکر" گرفته است.

در پی از بین رفتن حکومت سلغریان، سعدی بار دیگر از شیراز خارج شد و به بغداد و حجاز رفت. در بازگشت به شیراز، با آن که مورد احترام و تکریم بزرگان فارس بود، بنابر مشهور به خلوت پناه برد و مشغول ریاضت شد.

سعدی، شاعر جهاندیده، جهانگرد و سالک سرزمین‌های دور و غریب بود؛ او خود را با تاجران ادویه و کالا و زئران اماکن مقدس همراه می‌کرد. از پادشاهان حکایت‌ها شنیده و روزگار را با آنان به مدارا می‌گذراند.

سفاکی و سخاوتشان را نیک می‌شناخت و گاه عطایشان را به لقایشان می‌بخشید. با عاشقان و پهلوانات و مدعیان و شیوخ و صوفیان و رندان به جبر و اختیار همنشین می‌شد و خامی روزگار جوانی را به تجربه سفرهای مکرر به پختگی دوران پیری پیوند می‌زد.

سفرهای سعدی تنها جستجوی تنوع، طلب دانش و آگاهی از رسوم و فرهنگ‌های مختلف نبود؛ بلکه هر سفر تجربه‌ای معنوی نیز به شمار می‌آمد.

ره آورد این سفرها برای شاعر، علاوه بر تجارب معنوی و دنیوی، انبوهی از روایت، قصه‌ها و مشاهدات بود که ریشه در واقعیت زندگی داشت؛ چنان که هر حکایت گلستان، پنجره ای رو به زندگی می‌گشاید و گویی هر عبارتش از پس هزاران تجربه و آزمایش به شیوه ای یقینی بیان می شود. گویی، هر حکایت پیش از آن که وابسته به دنیای تخیل و نظر باشد، حاصل دنیای تجارب عملی است.

شاید یکی از مهم‌ترین عوامل دلنشینی پندها و اندرزهای سعدی در میان عوام و خواص، وجه عینی بودن آنهاست. اگرچه لحن کلام و نحوه بیان هنرمندانه آنها نیز سهمی عمده در ماندگاری این نوع از آثارش دارد.

از سویی، بنا بر روایت خود سعدی، خلق آثار جاودانی همچون گلستان و بوستان در چند ماه، بیانگر این نکته است که این شاعر بزرگ از چه گنجینه ی دانایی، توانایی، تجارب اجتماعی و عرفانی و ادبی برخوردار بوده است.

آثار سعدی علاوه بر آن که عصاره و چکیده اندیشه ها و تأملات عرفانی و اجتماعی و تربیتی وی است، آیینه خصایل و خلق و خوی و منش ملتی کهنسال است و از همین رو هیچ وقت شکوه و درخشش خود را از دست نخواهد داد.