بزرگداشت جهانی مقام حضرت علی اصغر (علیه السلام )

بزرگدتشت جهانی مقام حضرت علی اصغر (علیه السلام )

همایش شیرخوار گان حسینی

وعده ی ما اولین جمعه ی ماه محرم الحرام هر سال

 السلام علیک ایها الطفل الرضیع

السلام علیک یا ابا عبد ا... الحسین

سلام بر لب تشنه علی اصغر حسین [ع)

 او خــنده کـرد و عالـم از آن خـنـده گــریه کـرد

 

 نویسنده : حجه الاسلام استاد سید جعفر غضنفری خوانساری

 شهر مقدس قم : (نویسنده وشاعر اهل بیت علیهم السلام) 

در بین یاران حضرت سید الشهداء (ع) در عاشورا افراد مختلفی حضور داشتند که از هر جهت حجت برای تمامی ابناء بشر تمام کرده اند ؛ از بزرگان و اشراف گرفته تا غلامان و خدمتگزاران ؛ سفید پوست و سیاه پوست ؛ قاری قرآن و شاعر ؛ کسانی که در اسلام و پیروی از پیامبر اکرم (ص) سابقه ای طولانی داشتند و کسانی که در همان صبح عاشوراء به سید الشهداء پیوسته اند ؛ پیرمرد کهنسال و جوان هیجده ساله و طفل شش ماهه  ....

آری در بین یاران ابر مرد عرصه آزاگی طفلی شیرخواره نیز حضوری چشمگیر دارد. او کسی نیست جز طفل شش ماهه ی حضرت  ابا عبد الله الحسین (ع) حضرت علی اصغر سـلام الله علیه .

در هیچ مسلک و آینی و در هیچ غزوه و جنگی در طول تاریخ طفلی شش ماهه مرد جنگی و نظامی محسوب نمی شود. اگر بزرگان عرصه ی نظامی دنیا جمع شوند و بخواهند از امام حسین و یارانش در عاشورا فقط یک تخلف نظامی بگیرند قطعا نخواهند توانست. با اینکه بارها می توانستند از راه های که دشمنانشان استفاده کنند ایشان هم بهره برده و به أنان ضربه بزنند اما چون با انسانیت و حریت سازگاری نداشت , چنین نکردند ؛ اما مگر بچه ای شیرخوار چه گناهی کرده بود ؟! آن هم بچه که از فرط تشنگی به حالت تلظی در آمده بود.

بعد از واقعه ی عاشورا و بعد از آنکه مختار ثقفی رضوان الله تعالی علیه به خون خواهی حضرت سید الشهداء (ع) قیام کرد برای امام سجاد زین العابدین (ع) خبر آوردند که: مختار قیام کرد و کسانی را که به پدرتان و یارانش ظلم کرده اند , به سزای اعمالشان می رساند. حضرت سؤال کردند: "از حرمله چه خبر؟" از ایشان پرسیدند: آقا , در میان دشمنان شما این همه افراد حضور داشتند , چطور است که شما سراغ حرمله را می گیـری ؟ حضرت فرمودند: آخر شما نمی دانید این "حرمله" با ما چه کرد؟! آن زمان که پدرم حسین (ع) برادر شیرخواره ام علی اصغر را روی دست گرفته بود و به سوی لشگر دشمن آمده و می فرمود:"اما ترونه کیف یتلظی عطشا ؟!" آیا نمی بینید این بچه ی کوچک از فرط تشنگی و عطش چگونه تلظی می کند؟! یعنی مانند ماهی که از آب بیرون افتاده و مدتی هم گذشته است و نای حرکت کردن ندارد  فقط لب های کوچکش را حرکت می دهد. در این حالت حتی اگر آب هم به او برسانند دیگر زنده نمی ماند . امام حسین (ع) می فرمود قطره ی آب به علی اصغر بدهید تا لا اقل با لب تشنه از دنیا نرود.

 

یک ذره به من ز شیئی کمیاب دهید             داروی کمی به طفل بی تاب دهید

با من سر جنگتان اگر می باشد                        او را ببرید وجرعه ای آب دهید

 

امام سجاد (ع) می فرمایند : پدرم در حین گفتن این سخنان بود که حرمله تیری که سه شعبه داشت را بر گلوی نازک برادر شیرخواره ام رها کرد و گوش تا گوش علی اصغر پاره شد.

 

به راستی بـأی ذنب قتلت ؟

به کدامین گناه کشته شد؟

 

و چه زیبا جیحون یزدی در رثای بزرگ مرد کوچک عاشورا سروده است که :-

 

ای حرم کعبه است ز حلقه به گوشان           وی دل دانای تو زبان خموشان       

با تو که گفت از حسین چشم بپوشان        خاصه در آن دم که اهل بیت خروشان

 

                                                   نزدش با اصغر آمدند معجل

 

گفتند این طفل کو چو بحر بجوشد        نیست چو ما کز عطش به صبر بکوشد

اشک پبا شد چنانکه خاک بپوشد               لب بخراشد چنانکه جان بخروشد

 

                                           جز به کفی آب عقده اش نشود حل

 

هی به فغان خود ز گهواره پراند                مادر او هم زبان طفل نداند

نه بودش شیر تا به لب برساند                نه بودش آب تا به رخ بفشاند

 

مانده به تسکین قلب اوست معطل

 

گاهی ناخن زند به سینه مادر            گاهی به جان شود به دامن خواهر

باری , از ما گذشته چاره ی اصغر                یا بنشانش شرار آه  چو آذر

 

      یا ببرش همرهت به جانب مقتل

 

شه ز حرم خانه اش ربود و روان شد      پیر خرد هم عنان بخت جوان  شد

زین پدر و زین پسر به لرزه جهان شد      آمد  و آورد و هر طرف نگران شد

 

با به که سازد حقوق خویش مدلل؟

 

گفت که ای قوم , روح پیکرم است این      ثانی حیدر , علی اصغرم است این

آن همه اصغر بدند , اکبرام است این           حجت کبرای روز محشرم است این

 

رحمی کنش , حال بر فناس محول

 

او که بدین کودکی گناه ندارد                یا که سر رزم این سپاه ندارد

بلکه بس افسرده اس آه ندارد                جای دهید آنکه را پناه ندارد

 

پیش کز ایزد برید کیفر اکمل

 

تا که از آن قوم از سعادت محروم              حرمله اش تیر کینه راند به حلقوم

حلق و را خست وجست بر شه مظلوم     وز شه مظلوم آن سه شعبه مسموم

 

رد شد و سر زد به قلب احمد مرسل

  

او طفل است , اما بزرگ است. دستهای او کوچک است اما بزرگان آرزو و امید دارند که او با همان دستهای کوچک , دست آنان را بگیرد.

اکنون افتخار داریم که اولین جمعه ی ماه محرم الحرام هر سال را که روز جهانی حضرت علی اصغر(ع) نامگذاری شده است در برپایی مجالسی شکوهمند به نامی نام این طفل شیرخواره ی ابا عبد الله الحسین(ع) در سرتاسر دنیا کوشا باشیم.

از تمامی مادران دلسوخته ی اهل بیت (ع) دعوت می نمائیم که با فرزاندان  شیرخواره ی خود به یاد طفل شش ماهه ی ابا عبد الله الحسین (ع) در این مجالس شرکت نموده و فرزندان خود را بیمه ی حضرت علی اصغر (ع) نمایند. در طول این سالها  چه بسیار مادران عزیزی که با شرکت در این مراسم و با پوشاندن لباس نمادین حضرت علی اصغر (ع) به کودکان خود حاجات بسیاری را از دستان کوچک بزرگ مرد کوچک عاشورا گرفته اند.

نحوه اجرای محافل شیرخوارگان حسینی

 

نحوه اجرای محافل شیرخوارگان حسینی


 بـأی ذنب قتـلـت ؟ ؟ ؟

 

برنـامــه هـا :

- تمامی برنامـه هـا درهمه کشـورها دریک زمـان و رأس یک ساعت مشخص بصـورت یک شـکل , یک محتـوا و با یک هــدف مشخص و مشـترک آغــــاز می شود .

 

زمــــان : (( همه ساله جمعه اول دهــه عـاشـورا ))

  

کیـفـیت اجـــرا :

 - در بــدو   ورود مــادران و نوزادان شـیـرخوار , لبـاس ســبزعــربی (جهت نــوزادان ) همراه با روســری و ســربنـد قـرمـز با عبارت” بأی ذنب قتلت”  به آنها داده می شود .

                    - شــروع برنامه با قرائت قــرآن مجیـد ( آیات اولیه ســوره مریم ) .

 

-  سـخـنـرانی با محـتوای :

                   1- انگیـزش و پرورش عــواطف ولائـی شیـعیـان.

                   2- برانگـیختن حـس ظـلم سـتـیـزی.

                   3- ســوق دادن ایشـان به سـوی مسـئله مهــدویت.

 

-  عـــزاداری با محتـوای :

 - متمـرکـز نمـودن اذهـان و عـواطف بر مظـلومیت حضــرت حسـین (ع) که سـند آن شهـادت مظـلومانه شـیرخـواره آن حضــرت می باشــد .

زندگي نامه علي اكبر (ع)

زندگي نامه علي اكبر (ع)

                                                                                                                                                              

حضرت علي اكبر (ع) فرزند ابي عبدالله الحسين(ع) بنا به روايتي در يازدهم شعبان،سال43 قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشود. پدر گرامي اش امام حسين بن علي بن ابي طالب (ع) و مادر محترمه اش ليلي بنت ابي مرّه بن عروه بن مسعود ثقفي است.او از طايفه خوش نام و شريف بني هاشم بود . و به بزرگاني چون پيامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امير مؤمنان علي بن ابي طالب(ع) و امام حسين (ع) نسبت دارد.
ابوالفرج اصفهاني از مغيره روايت كرد: روزي معاويه بن ابي سفيان به اطرافيان و هم نشينان خود گفت: به نظر شما سزاوارترين و شايسته ترين فرد امت به امر خلافت كيست؟ اطرافيان گفتند: جز تو كسي را سزاوارتر به امر خلافت نمي شناسيم! معاويه گفت: اين چنين نيست.
بلكه سزاوارترين فرد براي خلافت، علي بن الحسين(ع)است كه جدّش رسول خدا(ص) مي باشد و در وي شجاعت و دليري بني هاشم، سخاوت بني اميه و فخر و فخامت ثفيف تبلور يافته  است.
نقل است روزي علي اكبر(ع) به نزد والي مدينه رفته  و از طرف پدر بزرگوارشان پيغامي را خطاب به او ميبرد، در آخر والي مدينه از علي اكبرسئوال كرد نام تو چيست؟ فرمود: علي سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علي آن شخص عصباني شد، و چند بار گفت: علي، علي، علي، « ما يُريدُ اَبُوك؟ » پدرت چه مي خواهد، همه اش نام فرزندان را علي مي گذارد، اين پيغام را علي اكبر(ع) نزد اباعبدالله الحسين (ع) برد، ايشان فرمود : والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به  من عنايت كند نام همه ي آنها را علي مي گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا، نمايد نام همه ي آنها را نيز فاطمه مي گذارم. 
 درباره شخصيت علي اكبر(ع) گفته شد، كه وي جواني خوش چهره، زيبا، خوش زبان و دلير بود و از جهت سيرت و خلق و خوي و صباحت رخسار، شبيه ترين مردم به پيامبر اكرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگي را از جدش علي ابن ابي طالب (ع) به ارث برده و جامع كمالات، محامد و محاسن بود. در روايتي به نقل از شيخ جعفر شوشتري در كتاب خصائص الحسينيه آمده است: اباعبدالله الحسين هنگامي كه علي اكبر را به ميدان مي فرستاد، به لشگر خطاب كرد و فرمود:« يا قوم، هولاءِ  قد برز عليهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله....... اي قوم، شما شاهد باشيد، پسري را به ميدان مي فرستم، كه شبيه ترين مردم از نظر خلق و خوي و منطق به رسول الله (ص) است بدانيد هر زمان ما دلمان براي رسول الله(ص) تنگ مي شد نگاه به وجه اين پسر مي كرديم.
بنا به نقل ابوالفرج اصفهاني، آن حضرت درعصر خلافت عثمان بن عفان (سومين خليفه راشدين) ديده به جهان گشود.اين قول مبتني بر اين است كه وي به هنگام شهادت بيست و پنج ساله بود. در برخي روايات هم سن ايشان را 28 ساله ذكر كرده اند، وي در مكتب جدش امام علي بن ابي طالب (ع) و در دامن مهرانگيز  پدرش امام حسين(ع) در مدينه و كوفه تربيت و رشد و كمال يافت.
امام حسين (ع) در تربيت وي و آموزش  قرآن ومعارف اسلامي و اطلاعات سياسي و اجتماعي به آن جناب تلاش بليغي به عمل آورد و از وي يك انسان كامل و نمونه ساخت و شگفتي همگان، از جمله دشمنانشان را بر انگيخت.
به هر روي علي اكبر(ع) در ماجراي عاشورا حضور فعال داشت و در تمام حالات در كنار پدرش امام حسين(ع)بود و با دشمنانش به سختي مبارزه مي كرد. شيخ جعفر شوشتري در خصائص نقل مي كند: هنگامي كه اباعبد الله الحسين عليه السلام در كاروان خود حركت به سمت كربلا مي كرد، حالتي به حضرت(ع) دست داد بنام نوميه و در آن حالت مكاشفه اي براي حضرت(ع) رخ داد، از آن حالت كه خارج شد استرجاع كرد: و فرمود: «انا لله و انا اليه راجعون » علي اكبر(ع) در كنار پدر بود، و مي دانست امام بيهوده كلامي را به زبان نمي راند، سئوال نمود، پدرجان چرا استرجاع فرمودي؟: حضرت بلادرنگ فرمود: الان ديدم اين كاروان مي رود به سمت قتلگاه و مرگ درانتظار ماست، علي اكبر(ع) سئوال نمود: پدر جان مگر ما بر حق نيستيم؟ حضرت فرمود: آري ما بر حق هستيم. علي اكبر (ع) عرضه داشت: پس از مرگ باكي نداريم،
گفتني است، با اين كه حضرت علي اكبر(ع) به سه طايفه معروف عرب پيوند و خويشاوندي داشته است، با اين حال در روز عاشورا و به هنگام نبرد با سپاهيان يزيد، هيچ اشاره اي به انتسابش به بني اميه و ثفيف نكرد، بلكه هاشمي بدون و انتساب به اهل بيت(ع) را افتخار خويش دانست و در رجزي چنين سرود:

أنا عَلي بن الحسين بن عَلي نحن  بيت الله آولي يا لنبيّ

أضربكَم با لسّيف حتّي يَنثني ضَربَ غُلامٍ هاشميّ عَلَويّ

وَ لا يَزالُ الْيَومَ اَحْمي عَن أبي تَاللهِ لا يَحكُمُ فينا ابنُ الدّعي

وي نخستين شهيد بني هاشم در روز عاشورا بود و در زيارت شهداي معروفه نيز آمده است:السَّلامُ عليكَ يا اوّل قتيل مِن نَسل خَيْر سليل. علي اكبر(ع) درنبرد روز عاشورا دويست تن از سپاه عمر سعد را در دو مرحله به هلاكت رسانيد و سرانجاممرّه بن منقذ عبدي بر فرق مباركش ضربتي زد و او را به شدت زخمي نمود. آن گاه ساير دشمنان، جرأت و جسارت پيدا كرده  و به آن حضرت هجوم آوردند و وي را آماج تيغ شمشير و نوك نيزه ها نمودند و مظلومانه به شهادتش رسانيدند.
امام حسين(ع) در شهادتش بسيار اندوهناك و متأثر گرديد و در فراقش فراوان گريست و هنگامي كه سر خونين اش را در بغل گرفت، فرمود:ولدي علي عَلَي الدّنيا بعدك العفا (فرزندم علي ،ديگر بعد از تو اف بر اين دنيا

فهرست وقایع ماه محرم الحرام


فهرست وقایع ماه محرم الحرام...................
اوّل محرم الحرام 1. آغاز ایام حسینی2. ماجرای شعب ابیطالب علیه السلام 3.جنگ ذات الرقاع 4. اولین جمع آوری زکات 5. امام حسین علیه السلام در راه کربلا 6. قیام مردم مدینه بر علیه یزید 7. کلام عاشورایی امام رضا علیه السلام دوّم محرم الحرام 1. ورود امام حسین علیه السلام به کربلا سوّم محرم الحرام 1. نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه 2. ورود عمر بن سعد به کربلا چهارم محرم الحرام 1. فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین علیه السلام ششم محرم الحرام 1. یاری طلبی حبیب بن مظاهر از بنی اسد 2.اولین محاصره فرات در کربلا 3. تراکم لشگر یزید در کربلا هفتم محرم الحرام 1. ملاقات امام حسین علیه السلام با ابن سعد 2. منع آب از امام حسین علیه السلام هشتم محرم الحرام 1. قحط آب در خیمه های حسینی نهم محرم الحرام تاسوعا 1. محاصره خیمه ها در کربلا 2. آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین سلام الله علیها 3. درخواست تاُخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السلام 4. آمدن لشگر تازه نفس به کربلا 5. خطابه امام حسین برای اصحابش شب عاشورا 1. سخنان امام علیه السلام با اهل بیت و اصحابش 2. سخنان زینب کبری سلام الله علیها با امام حسین علیه السلام دهم محرم الحرام عاشورا 1. شهادت امام حسین علیه السلام 2. شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی 3. شهادت مسلم بن عوسجه 4. شهادت حر بن یزید ریاحی 5. شهادت جون مولی ابی ذر الغفاری 6. شهادت همسر وهب 7. شهادت شبیه ترین فرد به رسول خدا صلی الله علیه و آله 8. شهادت قاسم بن الحسن علیه السلام 9. شهادت عبدالله بن حسن علیه السلام 10.شهادت قمر منیر بنی هاشم علیه السلام 11.شهادت مولانا الرضیع باب الحوایج علی اصغر علیه السلام 12. آمدن ذوالجناح با یال و کوپال خونین به سوی خیمه فاطمیات 12. ماتم و ناله و گریه پردگیان حرم 13.غارت اموال 14.فراز فاطمیات و علویات در بیابانها 15.غارت کردن لباس و ذره 16.جدا شدن سرهای مطهر 17.به آتش کشیدن خیمه های آل الله 18.شهادت دختران کوچک گریه و ماتم 19.راُس مطهر امام حسین علیه السلام در کوفه 20.خونین شدن ریشه هر گیاه 21.قتل ابن زیاد 22.قیام حضرت مهدی علیه السلام 23.وفات ام سلمه شب یازدهم محرم الحرام 1.شام غریبان کربلا 2. سر امام حسین علیه السلام در تنور خولی یازدهم محرم الحرام 1.حرکت کاروان اسرا از کربلا 2. تشکیل مجلس ابن زیاد 3. حرکت اهل بیت امام حسین علیه السلام به سوی کوفه دوازدهم محرم الحرام 1.دفن شهدای کربلا 2. ورود اهل بیت علیهم السلام به کوفه 3. روز شهادت حضرت سجاد علیه السلام سیزدهم محرم الحرام 1.اسرای اهل بیت علیهم السلام در مجلس ابن زیاد 2. اسرای اهل بیت علیهم السلام در زندان کوفه 3. خبر شهادت امام حسین علیه السلام در مدینه و شام 4. شهادت عبد الله بن عفیف پانزدهم محرم الحرام 1.فرستادن سرهای مطهر شهدا به سوی شام نوزدهم محرم الحرام 1.حرکت کاروان کربلا به سوی شام بیستم محرم الحرام 1. دفن بدن جون در کربلا بیست و پنجم محرم الحرام 1. شهادت امام سجاد علیه السلا م بیست و ششم محرم الحرام 1. شهادت علی بن الحسن المثلث بیست و هشتم محرم الحرام 1. وفات حذیقه بن یمان 2. تبعید امام جواد علیه السلام به بغداد 3. ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به بعلبک بیست و نهم محرم الحرام 1. رسیدن کاروان اسرا به شام تتمۀ محرم الحرام 1. نوشتن صحیفه ملعونه 2. وفات ماریه قبطیه   روز اول ماه محرّم الحرام: 1.آغاز ایام حسینی اولین روز از ماه حزن و اندوه آل محمدعلیهم السلام است،که همه انبیاء وملائکه و شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم السلام محزون اند.باید گفت:ماه حزن واندوه تمام عالم است،چرا که همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره سیدالشهداء علیه السلام را از عرش خدا رو به زمین می آویزند و حزن واندوه عالم را فرا می گیرد.1 همچنین آغاز مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله علیه السلام است،که مردم را به امور اعتقادی خویش آشنا می کند،ودستورات دین خود را از حسینیه ها و تکایا و مساجد به خانه های فکر ودل خود به ارمغان می برند. شرکت در مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام واشک بر آن حضرت،از وظایف ما در زمان غیبت امام زمان علیه السلام است. 2.ماجرای شعب ابی طالب علیه السلام در پی بالا گرفتن قدرت اسلام پس از بعثت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم قریش پیمان نامه ای نوشتند وطی آن قرار گذاشتند با بنی هاشم تکلم نکنند و با آنان هم سفره وهمنشین نشوند و معامله ننمایند؛و آنان را به گونه ای در فشار قراردهند که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را به قریش تحویل دهند تا آن حضرت را به قتل رسانند . حضرت ابوطالب علیه السلام بنی هاشم را به دره ای که منتسب به آن حضرت بود برد،و اطراف آن را محکم کرده وبرای حفظ جان پیامبر صلی الله علی وآله وسلم شبانه روز کمر همت بست. آن حضرت شبها با شمشیر پروانه وار گرد شمع وجود پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می گردید ومی فرمود :«تا زنده ام دست از یاری او برنمی دارم.»او در هرشب چند بار محل خواب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را تغییر می داد وعزیزترین فرزند خود یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام را به جای آن حضرت می خوابانید،و روز فرزندان خود و فرزندان برادرانش را به حفاظت از آن حضرت می گماشت. در مدتی که در شعب بودند بر آن حضرت ومسلمانان بسیار سخت گذشت ،تا آنجا که شبها صدای گریه اطفال گرسنه بنی هاشم را ساکنین اطراف شعب می شنیدند. پس از دو سال و چند ماه خداوند موریانه را مأمور کرد،وپیمان نامه آنان را از بین برد به جزء اسماء الهی که در آن بود. حضرت ابوطالب علیه السلام این خبر را به کفار داد،و آنان با دیدن چنین معجزه ای دست از تصمیم خود برداشتند وبنی هاشم به خانه های خود بازگشتند.2 3.جنگ ذات الرقاع در سال چهارم هجرت _به تحریک قریش _بین مسلمانان و قبایلی که اطراف مدینه زندگی می کردند و قصد محاصره مدینه را داشتند جنگی در گرفت .پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم با 400یا790 نفر از مدینه بیرون رفتند.در این غزوه حضرت نماز خوف خواندند و جنگ تا سه روز طول کشید تا شر آنان دفع شد.این واقعه به قولی در 15جمادی الاولی بوده است. 3 4.اولین جمع آوری زکات در روز اول محرم پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برای اولین بار مأمورانی را برای جمع آوری زکات و صدقات به اطراف مدینه فرستادند.4 5.امام حسین علیه السلام در راه کربلا روز اول محرم،امام حسین علیه السلام در قصر بنی مقاتل نزول اجلال فرمودند، و از عبیدالله بن حر جعفی دعوت به یاری نمودند، ولی او اجابت نکرد و بعداً پشیمان شد.5 6.قیام مردم مدینه برعلیه یزید در این روز در سال63 ه مردم مدینه برای قیام علیه یزید حرکت کردند.قضیه از آنجا آغاز شد که جمعی از اهالی مدینه به رهبری عبدالله بن حنظله به شام رفتند و دستگاه یزید وشرابخواری و قماربازی و سگ بازی او را دیدند،وبه مدینه بازگشته ومردم را از وضع فساد دربار اموی آگاه ساختند.با شنیدن این اخبار همگان بر خلع یزید اتفاق نمودند،و به سرپرستی عبدالله علیه یزید قیام نمودندو افراد اموی ساکن مدینه رابیرون کردند.لشکر شام پس از اطلاع از این قیام به طرف مدینه حرکت کرد و واقعه حرّه پیش آمد.6 7.کلام عاشورایی امام رضا علیه السلام 7 در روز اول محرم ریّان بن شبیب خدمت امام رضا علیه السلام رسید.حضرت به او فرمودند:ای پسر شبیب ،مردم عرب در زمان جاهلیت جنگ را در ایام محرم حرام می دانستند؛ولی این امت احترام این ماه را از بین بردند و حرمت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را رعایت نکردند.در این ماه خون ما را حلال دانستند ،و هتک حرمت ما را کردند وفرزندان و زنان ما را اسیر نمودند، و سراپردۀ ما را آتش زدند و اموال ما را غارت کردند و رعایت احترام رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را دربارۀ ما ننمودند. همانا روز شهادت حسین علیه السلام پلک چشمان ما را مجروح کرد واشکهای ما را روان ساخت ودل ما را سو زاند؛وعزیز ما را در زمین کربلا ذلیل کرد ونزد ما محنت و بلا را تا روز جزا به ارث گذارد. پس گریه کنندگان باید بر حسین علیه السلام بگریند،زیرا که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین می برد. ای پسر شبیب ،اگر خواستی بر چیزی گریه کنی برحسین بن علی علیه السلام گریه کن،چه اینکه آن حضرت را کشتند چنانکه گوسفند را می کشند،و با آن حضرت 18 نفر از اهل بیت او کشته شدند که روی زمین شبیه ونظیری نداشتند. آسمان های هفتگانه و زمین ها در شهادت آن حضرت گریستند.چهار هزار ملک روز عاشورا برای نصرت آن حضرت آمده بودند و دیدند حضرت شهید شده اند.لذا پریشان وغبار آلود به مجاورت آن قبر مطهر مأمور شدند،تا حضرت قائم علیه السلام ظهور کنند و از یاران او باشند و شعارشان "یالثارت الحسین"است. ای پسر شبیب،اگر دوست داری که با ما در درجات عالی بهشت باشی محزون باش برای حزن ما وشاد باش در شادی ما؛وبر تو باد ولایت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشدخداوند متعال او را با همان سنگ محشور می کند.... 1. خصائص الزینبیه:ص49،خصیصه نوزدهم. 2.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص9. الوقایع و الحوادث:ج2ص7. 3.الوقایع و الحوادث:ج2ص45.توضیح المقاصد:ص2-3. وقایع الشهور:ص98. 4.الوقایع و الحوادث:ج2ص42..قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص15 5.ارشاد:ج2ص81. 6.الوقایع و الحوادث:ج2ص49. 7.بحار الانوار:ج98ص102،ج14ص164.امالی صدوق:ص111.اقبال:ص544.عیون اخبار الرضاعلیه السلام:ج1ص233. روز دوّم ماه محرّم الحرام: 1.ورود امام حسین علیه السلام به کربلا بنابر مشهور در این روز در سال 61ه آقا ومولایمان حضرت اباعبدالله الحسین سید الشهداء علیه السلام با اهل بیت و اصحابشان وارد کربلای معلی شدند.(1) در آنجا اسب حضرت حرکت نکرد.امام پرسیدند:نام این زمین چیست؟گفتند:"غاضریه"نام دیگرش را پرسیدند گفتند:"شاطئ الفرات"اسم دیگری هم دارد؟گفتند:"کربلا"هم می گویند.در این هنگام حضرت آهی کشیدند و گریه شدیدی نمودند و فرمودند:"اللهم انی أعوذ بک من الکرب و البلاء."به خدا قسم زمین کربلا همین است.به خدا قسم اینجا مردان ما را می کشند! بخدا قسم اینجا زنان و کودکان مارا به اسیری می برند! بخدا قسم اینجا پرده حرمت ما دریده می شود.ای جوان مردان ، فرود آیید که محل قبرهای ما اینجاست...."(2) 1. ارشاد:ج2ص84.قلائد النحور :جمحرم وصفر،ص24. الوقایع و الحوادث :ج2ص89. مناقب ابن شهر آشوب :ج4ص105. جلاء العیون :379. معالی السبطین:ج1ص285. 2. از مدینه تا مدینه :ص236. فیض العلام :ص142. روز سوّم ماه محرّم الحرام: 1.نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه در این روز امام حسین علیه السلام برای بزرگان کوفه نامه ای نوشتند و آن را به قیس بن مسهّر صیداوی دادند که به کوفه برساند.مأمورین بین راه قیس را گرفتند،و پس از آنکه او بر ضد یزید وابن زیاد سخن گفت، او را به شهادت رساندند.(1) 2.ورود عمر بن سعد به کربلا در این روز عمر بن سعد با با شش یا نه هزار سوار برای قتل پسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وارد کربلا شد و در مقابل آن حضرت لشکر گاه ساخت و خیمه برافروخت.ورود ابن سعد به کربلا در روز چهارم هم نقل شده است.(2) 1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص41. 2.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص40.از مدینه تا مدینه :343. معالی السبطین:ج1ص301. فیض العلام:ص143. روز چهارم ماه محرّم الحرام: 1.فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین علیه السلام در این روز از سال 61 ه ابن زیاد با استناد به فتوایی که از شریح قاضی گرفته بود، در مسجد کوفه خطبه خواند و مردم را به کشتن امام حسین علیه السلام تحریص کرد.(1) 1.الوقایع الحوادث:ج2ص124. ششم ماه محرّم الحرام: 1.یاری طلبیدن حبیب بن مظاهر از بنی سعد در شب ششم جناب حبیب بن مظاهر اسدی با اذن امام حسین علیه السلام برای آوردن یاور وکمک ، به قبیله بنی اسد رفت. اسدیان پذیرفتند وحرکت کردند، ولی جاسوسان به عمر سعد خبر دادند و او عده ای را فرستاد تا مانع آنها شوند.لذا درگیری رخ داد که در این میان جمعی از بنی اسد شهید و زخمی وبقیه ناگزیر به فرار شدند و حبیب به خدمت حضرت آمد و جریان را عرض کرد.(1) 2.اولین محاصره فرات در کربلا به نقلی عمر سعد ،شبث بن ربعی خبیث را همراه سه هزار مرد سفاک با کوبیدن طبل و دهل کنار فرات فرستاد که اطراف آن را به محاصره در آوردند.(2) 3.تراکم لشکر یزید در کربلا در این روز لشکرزیادی برای جنگ با حضرت اباعبدالله علیه السلام جمع شدند.(3) 1.الوقایع الحوادث:ج2 ص149.از مدینه تا مدینه:ص368-370. 2.از مدینه تا مدینه:ص360. 3.الوقایع الحوادث:ج2 ص153. روز هفتم ماه محرّم الحرام: 1.ملاقات امام حسین علیه السلام با ابن سعد در شب هفتم  امام حسین علیه السلام ملاقات وگفتگو کردند. خولی بن یزید اصبحی چون عداوت شدیدی با امام حسین علیه السلام داشت ماجرا را به عمر سعد گزارش داد و آن ملعون نامه ای برای عمر سعد نوشت و او را از این ملاقات ها بر حذر داشت و دستور منع آب را صادر کرد.1 2 . منع آب از امام حسین علیه السلام در این روز آب را بر اهل بیت سید الشهداء علیه السلام بستند، چه اینکه نامه ابن زیاد بدین مضمون رسید که نگذارید حتی یک قطره آب هم به آنها برسد. عمرو بن حجاج زبیدی با جهار هزار تیرانداز مآمور منع آب فرات شدند،که به هیچ وجه آبی به خیمه گاه پسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برده نشود.2 1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص63.معالی السبطین:ج1ص315. 2.الوقایع و الحوادث:ج2ص153..فیض العلام:ص146. روز هشتم ماه محرّم الحرام: 1.قحط آب در خیمه های حسینی در این روز آب در خیمه های سید الشهداء علیه السلام نایاب شد.1 1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص81.الوقایع و الحوادث:ج2ص154.  روز نهم ماه محرّم الحرام (تاسوعا): 1.محاصره خیمه ها در کربلا امام صادق علیه السلام فرمودند: تاسوعا روزی بود که حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتل آن حضرت اجتماع نمودند،و پسر مرجانه و عمر سعد به خاطر  کثرت سپاه ولشکری که برای آنها جمع شده بود خوشحال شدند،وآن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند ویقین کردند که یاوری از برای او نخواهد آمد واهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود.1 2. آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین علیها السلام در این روز شمر ملعون برای حضرت عباس علیه السلام و برادرانش امان نامه آورد . 2آن لعین خود را نزدیک خیام با جلالت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام رسانید وبانگ برآورد:"أین بنو اختنا": "پسران خواهر ما کجایند"؟ولی آن بزرگواران جواب ندادند.امام حسین علیه السلام فرمودند:جواب او را بدهید اگر چه فاسق است. حضرت عباس علیه السلام در جواب فرمودند:چه می گویی؟شمر گفت:من از جانب امیر برای شما امان نامه آورده ام. شما خود را به خاطر حسین علیه السلام به کشتن ندهید. حضرت عباس علیه السلام با صدای بلند فرمود:"لعنت خدا بر تو وامیر تو (و برامان تو ) باد . ما را امان میدهید در حالیکه پسر رسول خدا را امان نباشد"؟!3 3.در خواست تأخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السلام در عصر تاسوعا امام علیه السلام برای به تعویق انداختن جنگ یک شب دیگر مهلت گرفتتند.4چون عمر سعد لشکر را آمادۀ جنگ با امام علیه السلام نمود ومعلوم شد که قصد جنگ دارد،حضرت به برادرش عباس علیه السلام فرمود تا یک شب دیگر مهلت بگیرد.آنها ابتدا قبول نکردند،ولی بعد قبول نمودند که شبی را صبر کنند.5 4.آمدن لشکر تازه نفس به کربلا در این روز لشکر مجهزی به دستور ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد،وشمر نامه ابن زیاد را آورد.6 5.خطابه امام حسین علیه السلام برای اصحابش در عصر این روز امام حسین علیه السلام در جمع یاران خطبه ای قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفاداری نمودند. 1 .کافی:ج4 ص 174. 2.اعلام الوری :ج1 ص455. فیض العلام:ص143.بحار الانوار :ج44ص361. 3از مدینه تا مدینه :ص381_382 4.اعلام الوری:ج1 ص455.فیض العلام:ص146.بحارالانوار :ج44ص392. 5 .مناقب ابن شهر آشوب:ج4 ص107. 6.اعلام الوری :ج1 ص455.فیض العلام:ص146. 7. مناقب ابن شهر آشوب:ج4 ص107. شب دهم (عاشورای) ماه محرّم الحرام: 1.سخنان امام علیه السلام با اهل بیت و اصحابش در این شب امام حسین علیه السلام اصحاب و اهل بیت خود را جمع نمودند و کلماتی را به آنان فرمودند.خلاصه کلمات حضرت این بود که من بیعت خود را از شما بر داشتم و شما را به اختیار خود گذاشتم تا به هر جا که می خواهید کوچ کنید. پس از فرمایشات حضرت، اهل بیت علیهم السلام و اصحاب کلماتی در وفاداری و جان نثاری خود نسبت به آن حضرت ابراز داشتند.1 2. سخنان زینب کبری سلام الله علیها با امام حسین علیه السلام در این شب بود که زینب کبری سلام الله علیها اشعار "یا دهر اف لک من خلیل .."را از زبان برادرش شنید، و هنگامی که متوجه شد فردا روز شهادت حضرت است فرمود:"ای کاش مرگ مرا نابود ساخته بود واین روز را ندیده بودم". سپس سیلی به صورت زد وبیهوش شد. امام علیه السلام خواهر عزیز ومکرمه خود را به هوش آوردند و مطالبی فرمودند.2 1.فیض العلام:ص147.وسیلةالدارین:ص 298-299. 2.فیض العلام:ص149.وسیلةالدارین:ص302-303. روز دهم ماه محرّم الحرام ، روز عاشورا: 1.شهادت امام حسین علیه السلام در این روز در سال 61ه که روز شنبه یا دوشنبه بوده،آقا ومولایمان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در سن 58 سالگی (ویا 56ویا 57 سالگی)بعد از نماز ظهر،مظلومانه وبا حالت تشنگی وگرسنگی در زمین کربلا به شهادت رسیدند.1این روز،روز باریدن خون از آسمان است، و روزی که شهادت اهل بیت واصحاب امام حسین علیه السلام در آن به وقوع پیوسته است.2 چهار هزار ملک در این روز به زمین کربلا برای نصرت آن حضرت آمدند، وچون اجازه نیافتند تا ظهور حضرت مهدی علیه السلام گریه کنان نزد قبر آن حضرت ماندگارند.در این روز ترک خوردن وآشامیدن به خصوص از غذاهای لذیذ مناسب است.3 2.شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی . 3.شهادت مسلم بن عوسجه. 4.شهادت حربن یزید ریاحی. 5.شهادت جون مولی ابی ذرالغفاری. 6.شهادت همسر وهب،به دست رستم غلام شمر 4. 7.شهادت شبیه ترین مردم به رسول خداصلی الله علیه وآله و سلم، علی اکبر علیه السلام فرزند بزرگ سیدالشهداءعلیه السلام عموی والا مقام حضرت صاحب الامر علیه السلام . 8.شهادت قاسم بن الحسن علیه السلام. 9.شهادت عبدالله بن الحسن علیه السلام. 10.شهادت قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام . 11.شهادت مولانا الرضیع باب الحوائج علی اصغر علیه السلام . 12. آمدن ذوالجناح با یال و کاکل خونین به سوی خیمه فاطمیات برای آوردن خبر شهادت آن حضرت. 13ماتم وناله پردگیان حرم برسید الشهداء علیه السلام و اولاد و وابستگان آن حضرت . 14.غارت اموال از خیام امام حسین علیه السلام. 15.فرار فاطمیات وعلویات در بیابان ها بعد از شهادت آقا و سرورشان اباعبدالله علیه السلام . 16.غارت کردن لباس وزره و ..از بدن مطهر شهدای کربلا. 17. جدا شدن سر های مطهر امام حسین علیه السلام واهل بیت واصحاب آن حضرت. 18.به آتش کشیدن خیمه های آل الله،فرزندان رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا علیهم السلام . 19.شهادت دختران کوچک در کنار خیمه ها . 20.گریه وماتم بر سید الشهداء علیه السلام و عزای زمین و عرش و آسمان جن و انس و ملک و وحوش بر آن حضرت. در این روز ملکی ندا کرد:ای امت ظالمی که عترت پیامبر خود را کشتید، خداوند شما را موفق به درک عید فطر وقربان نفرماید.5 21.رأس مطهر امام حسین علیه السلام در کوفه عصر عاشورا رأس مطهر ونورانی امام حسین علیه السلام را توسط خولی بن یزید اصبحی ملعون وحمید بن مسلم ازدی به کوفه فرستادند.6 22.خونین شدن ریشه هر گیاهی که از زمین می کشیدند،از مصیبت عظمای آن روز. 23.قتل ابن زیاد ابن زیاد در روز عاشورای سال 67ه به فرمان مختار به جزای ظاهری اعمالش رسید و کشته شد7.حصیر بن نمیر وجمعی از قتله امام حسین علیه السلام نیز همراه ابن زیاد به قتل رسیدند.8 ابن زیاد ملعون به دست ابراهیم پسر مالک اشتر نخعی کشته شد، و سر نحسش را برای مختار فرستادند.مختار هم سر او را برای امام زین العابدین علیه السلام فرستاد. هنگام وارد کردن سر ابن زیاد حضرت مشغول غذا خوردن بودند.لذا سجده شکر به جا آورده فرمودند:"روزی که ما را بر ابن زیاد وارد کردند غذا می خورد. من از خدا خواستم که از دنیا نروم تا سر او را در مجلس غذای خود مشاهده کنم ،همچنان که سر پدر بزرگوارم مقابل او بود و غذا می خورد. خداوند به مختار جزای خیر دهد که خونخواهی مارا نمود".سپس حضرت به اصحاب خود فرمودند:همه شکر کنید. 24. قیام حضرت مهدی علیه السلام به روایتی حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسکری ارواحنا فداه در این روز قیام خواهند کرد.9 25.وفات ام سلمه در این روز در سال 62-63 ه ام سلمه همسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از دنیا رحلت فرمود.10 نام او هند پدرش ابی امیة، مادرش عاتکه دختر عبدالمطلب بود. شوهر اول او پسر خاله اش ابو سلمه بن عبدالاسد بن مغیرة بود. چون به شرف اسلام مشرف شد با همسرش ام سلمه به حبشه هجرت کردندو پس از بازگشت از حبشه بر اثر زخمی که در جنگ احد بر او وارد شده بود،بعد از مدتی شهید شد. سلمه، عمر ، زینب و دره، فرزندان او بودند؛ و عمر در جمیع جنگ های امیر المؤمنین علیه السلام شرکت کرد و مدتی از طرف آن حضرت والی بحرین بود. بعد از اینکه عدّه ام سلمه در وفات شوهرش سر آمد، ابوبکر و عمر جداگانه به خواستگاری او رفتند، ولی ام سلمه اجابت نکرد. در سال چهارم هجری پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از او خواستگاری کرد و ام سلمه قبول کرد ، و به فرزند خود عمر بن ابی سلمه گفت :عقد را جاری کن . عایشه وقتی دید پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ام سلمه را به عقد خویش در آورد بسیار ناراحت شد، چه اینکه ام سلمه در جمال کم نظیر بود. عایشه به حفضه گفت:ام سلمه چقدر زیباست! او باور نکرد تا اینکه ام سلمه را دید.از همین جهت حسادت این دو با ام سلمه بسیار بود. ام سلمه فضایلی دارد که او را از دیگر همسران پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم-به جز خدیجه کبری علیها السلام – ممتاز کرده است: 1.بار ها ام سلمه عایشه را نصیحت می کرد در پیروی از علی بن ابی طالب علیه السلام ، ولی او نمی پذیرفت. فضایل ومناقب آن حضرت را برای عایشه می گفت ولی او قبول نمی کرد، تا اینکه پسرش عمر بن ابی سلمه را با نامه ای خدمت امیر المؤمنین علیه السلام فرستاد ودر آن خبر داد که عایشه به سوی بصره حرکت کرده است... 2.ام سلمه شهادت داد که عایشه دشمن امیر المؤمنین علیه السلام است. 3.ام سلمه شنید که یکی از آزاد شده هایش امیر المؤمنین علیه السلام را ناسزا گفته است. آن شخص را فرا خواند و آنقدر از فضایل و مناقب علی علیه السلام که از پیامبر شنیده بود برای آن شخص باز گو کرد ، تا او توبه نمود. 4.ام سلمه حدیث "نحن معاشر النبیاء لانورث .."را -که ابوبکر آنرا به دروغ به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نسبت داد-تکذیب کرد. 5.هنگامی که امیر المؤمنین علیه السلام برای جنگ جمل حرکت کردند، پسرش عمر بن ابی سلمه را برای یاری آن حضرت فرستاد،و به آن حضرت پیغام داد:"اگر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم همسرانش را به ملازمت خانه ها امر نفرموده بود می آمدم ودر نصرت ویاری شما کوتاهی نمی کردم. 6.بعد از رحلت خدیجه کبری سلام الله علیها مراقبت حضرت زهرا سلام الله علیها با فاطمه بنت اسد علیها السلام بود.بعد از رحلت فاطمه بنت اسد این مهم از طرف پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به ام سلمه سپرده شد، و عایشه از این ماجرا بسیار خشمناک بود . ام سلمه می گفت:"مردم گمان می کنند من آموزگار فاطمه سلام الله علیها هستم ! بخدا سوگند آن حضرت آموزگار من است ." 7. روزی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم پوست گوسفندی را طلبیدند و مطالبی را فرمودند و امیر المؤمنین علیه السلام  نوشتند. بعد آن پوست را به ام سلمه دادند و فرمودند:"هر کس بعد از من فلان وفلان نشانه را به تو داد ، این پوست را به او تقدیم کن ". آن سه نفر آن نشانه را نداشتند ،و ام سلمه آن پوست را در خلافت ظاهری امیر المؤمنین علیه السلام به آن حضرت – که همه نشانه ها را دارا بود – تسلیم نمود. 8.هنگام حرکت امام حسین علیه السلام از مدینه به مکه ام سلمه آمد و خبر شهادت آن حضرت را که از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم شنیده بود با اندوهی فراوان بازگو کرد. امام حسین علیه السلام محل شهادت و موضع دفن خود واصحابشان و... را به معجزه نشان دادند. سپس مقداری از آن خاک بقعه طیبه را به ام سلمه دادند و در نزد آن حضرت بود تا روز عاشورا که ام سلمه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را با حالتی گرد آلود و ژولیده مو در خواب دید، وعرض کرد:"یا رسول الله ، این چه حالت است که در شما می نگرم؟"فرمودند:"ای ام سلمه ، حسین مرا کشتند ودیشب برای او و اصحاب او قبر می کندم". وقتی از خواب بیدار شد دید خاکی که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و امام حسین علیه السلام به او داده بودند به خون تازه تبدیل شده است.11 1.ارشاد:ج2 ص133.اعلام الوری :ج1ص420.کشف الغمة:ج2ص40.توضیح المقاصد:ص3.مسار الشیعه:ص25.کافی ج2ص484.تهذیب شیخ طوسی:ج6ص42. زاد المعاد:ص306. معالی السبطین:ج2ص5.مصباح کفعمی:ج2ص594.مصباح المهتجد:ص712. مقتال الطالبیین:ص78. 2.زاد المعاد:ص-307-306. 3.توضیح المقاصد:ص3..مسار الشیعه:ص25. 4.منتخب التواریخ:ص228. 5.بحار الانوار:ج45ص218.وسائل الشیعة:ج4ص213. 6.اعلام الوری :ج1ص470.منتهی الآمال:ج1ص401.فیض العلام:ص155. 7.تتمة المنتهی:ص90.قلائد النحور:ج ذی الحجة،ص424.استیعاب:ج1ص396. البدایة و النهایة:ج8ص310. 8.مستدرک سفینة البحار:ج5ص215. 9.اعلام الوری :ج2ص.بحار النوار:ج95ص190. 10.مستدرک سفینة البحار:ج5ص215. 11.ریاحین الشزیعة:ج2ص283-305. وقایع شب یازدهم ماه محرم: 1. شام غریبان کربلا نخستین شب عزا و سوگ خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم پس از شهادت سید الشهداء علیه السلام است.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شبی تیره تر از سیاهی! شبی جانسوز که در آن تلخ ترین لحظات بر خاندان امام حسین علیه السلام گذشت. آیا می شود رنج و سوز و مصیبت باز ماندگان حضرت را در آن شب بیان کرد ویا حتی تصور نمود؟ آیا کسی درک می کند که دیدگان خونفشان عمه امام زمان علیه السلام و اهل بیت چقدر و چگونه برآن حضرت گریستند؟ آیا می تواند تصویر کند که آه و ناله سوزناک آن عزیزان چگونه بوده است؟ با چه زبانی و با چه لفظی می توان دل های شکسته، قلبهای جریحه دار ،ناله و نوای بلبلان بال و پر سوخته گلستان نبوی و علوی،و سوز دل یتیمان و بانوان حسینی را بیان کرد؟ شام غریبان است! کودکان یتیم که دیشب پدر داشتند، و بانوان بی سرپرست که دیشب سرپرست و کاشانه داشتند؛امشب با آشیانه سوخته و دلهای داغدار،بدون سرورشان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام چه می کنند؟ تفاوت بین این دو شب چقدر است:شب عاشورا و شب یازدهم؟دیشب چه سالاری داشتند؟دیشب چه کسی از خیمه ها محافظت می کرد؟دیشب چه کسانی در خیمه ها بودند؟امروز اما بدن مبارکشان بدون سر روی زمین است!آن شب چه کسی سرپرستی علویات و فاطمیات را بر عهده داشت؟زینب کبری سلام الله علیها آن شب چه حالی داشت؟از یک سو مراقبت از حجت خدا زین العابدین علیه السلام و همسران و و یتیمان برادر ،واز سوی دیگر به دنبال دختران گمشده!! همه اینها در سرزمینی که بدن برادرش و عزیزانش با آن وضع روی زمین افتاده باشند! آه چه شبی بود آن شب و چه حالی داشت دختر امیر المؤمنین علیه السلام . "سلام علی قلب زینب الصبور و لسانها الشکور."1 2.سر امام حسین علیه السلام در تنور خولی شب یازدهم شبی است که سر مطهر امام حسین علیه السلام در تنور منزل خولی بود در حالیث که نورانیت آن سر فضا را روشن نموده بود.2 1.از زیارت حضرت زینب سلام الله علیها. 2.فیض العلام:ص155-156. روز یازدهم ماه محرّم الحرام: ا. حرکت کاروان اسراء از کربلا عمر سعد ملعون روز یازدهم تا وقت ظهر در کربلا ماند،و بر گشتگان خود نماز گذاردو آنان را به خاک سپرد. وقتی روز از نیمه گذشت فرمان داد تا دختران پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم رابر شتران بی جهاز سوار کردند وسید سجاد علیه السلام را نیز با غل جامعه بر شتر سوار کردند.هنگامی که آنان را از قتلگاه عبور دادند و نظر بانوان بر جسم مبارک امام حسین علیه السلام افتاد ، لطمه ها بر صورت زدند و صدا به صیحه وندبه برداشتند.1 2. تشکیل مجلس ابن زیاد روز یازدهم عمر سعد به کوفه آمد .ابن زیاد اذن عمومی داد تا مردم در مجلس حاضر شوند. سپس رأس مطهر امام حسین علیه السلام را نزد او گذاشتند و او نگاه می کرد و تبسم می نمود و با چوبی که در دست داشت جسارت می نمود.2 3. حرکت اهل بیت امام حسین علیه السلام به سوی کوفه عصر روز یازدهم اهل بیت علیهم السلام را با حالت اسارت به طرف کوفه بردند.3نزدیک غروب حرکت کردند و شبانه به کوفه رسیدند . لذا آن بزرگواران داغدیده را تا صبح پشت دروازه های کوفه نگه داشتند. هنگام صبح عمر سعد ملعون از کوفه خارج شد ،و بسان فرمانده ای که از فتوحات خویش خوشحال است همراه اسراء وارد کوفه شد.4 1.قلائد النحور:ج محرم وصفر ، ص184. فیض العلام :ص156. معالی السبطین:ج2ص90. 2.اعلام الوری:ج1ص471. 3.اعلام الوری:ج1ص471. 4.قلائد النحور:ج محرم و صفر ،ص204.روز دوازدهم ماه محرّم الحرام: 1. دفن شهدای کربلا روز دفن بدن های مطهر سیذ الشهداءعلیه السلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت ،توسط امام سجاد علیه السلام به یاری جمعی از بنی اسد است.1 2.ورود اهل بیت علیه السلام به کوفه روز دوازدهم روز ورود اهل بیت علیهم السلام با حالت اسارت به کوفه است. 2در این روز ابن زیاد فرمان داد که احدی حق ندارد با اسلحه از خانه بیرون آید،و ده هزار سوار و پیاده بر تمام کوچه ها و بازار ها موکل گردانید، که احدی از شیعیان امیر المؤمنین علیه السلام حرکتی نگند.سپس فرمان داد سرهایی را که در کوفه بود برگردانند ودر پیش چشم اهل بیت علیهم السلامحرکت دهند ،و با هم وارد شهر کرده در کوی بازار بگردانند. مردم با دیدن حالت زار ذریه پیامبر صلیالله علیه وآله وسلم و سر های بر نیزه و بانوان ومخدرات در هودج های بدون پوشش، صدا به گریه بلند نمودند.زینب کبری ، ام کلثوم،فاطمه بنت الحسین و امام زین العابدین علیهم السلام به ترتیب با جگرهای سوزان وقلوب دردناک ایراد خطبه نمودند،که عده ای از لشکربا دیدن این اوضاع از کرده خود پشیمان شدند،اما هنگامی که خیلی دور شده بود!!!3 3. روز شهادت حضرت سجاد علیه السلام شهادت امام زین العابدین علیه السلام بنابر قولی در این روز در سال 94هجری در سن 57 سالگی واقع شده است،4و قول دیگر25محرم است که خواهد آمد. 1.اعلام الوری:ج1ص470. الوقایع الحوادث:ج محرم ص61..وقایع الایام:تتمه محرم،ص132. 2.قلائد النحور:ج محرم و صفر،ص204. الوقایع الحوادث :ج محرم ص25. 3.قلائد النحور:ج محرم و صفر،ص.205. 4.توضیح المقاصد:ص3. 5.الوقایع الحوادث:ج 4 ص63..وقایع الایام:تتمه محرم،ص256روز سیزدهم ماه محرّم الحرام: ا.اسرای اهل بیت علیهم السلام در مجلس ابن زیاد پس از آنکه اسرا و سرهای مقدس شهدا را در کوفه گردانیدند،ابن زیاد در کاخ خود نشست ودستور داد سر مطهر امام حسین علیه السلام را در برابرش گذاشتند.آنگاه زنان وکودکان آن حضرت را به همراه امام سجاد علیه السلام در حالی که به طناب بسته بودند_وارد مجلس نموده ،در برابر تخت آن ملعون ایستاده نگاه داشتند. در این حال درباریان آن ملعون به تماشا ایستاده بودند.1 2. اسرای اهل بیت علیهم السلام در زندان کوفه پس از مجلس شوم ابن زیاد،اهل بیتعلیهم السلام را با غل و زنجیر وارد زندان کوفه نمودند.2 3. خبر شهادت امام حسین علیه السلام در مدینه وشام ابن زیاد به مدینه وشام نامه نوشت و خبر شهادت امام حسین علیه السلام را منتشر ساخت.3 4.شهادت عبدالله بن عفیف عبدالله بن عفیف ازدی بزرگواری از اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بودو در جنگ های جمل و صفین دو چشم خود را از دست داده بود .لذا مشغول عبادت بود. او هنگامی که شنید پسر زیاد ملعون به امیر المؤمنین و امام حسین علیهما السلام نسبت کذب می دهد ،از میان جمعیت بر خاست وگفت:ساکت باش ای پسر مرجانه ،دروغگو تویی وپدر توکه به تو این مقام را داد. ای دشمن خدا! فرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را می کشی و در منابر مؤمنین این چنین سخن می گویی ؟ مأموران خواستند معترض او شوند که با کمک قبیله اش به خانه رفت،ولی بعد آمدند و خانه او را محاصره کردند .پس از رشادت های او و دخترش دستگیر شد و همان طور که از خدا خواسته بود به دست بدترین خلق یعنی ابن زیاد به شهادت رسید.4 1.الوقایع الحوادث:ج4ص 63.وقایع الایام:تتمه محرم،ص256. 2. .الوقایع الحوادث:ج محرم ص 94.وقایع الایام:تتمه محرم،ص263. 3. الوقایع الحوادث:ج محرم 96.وقایع الایام:تتمه محرم،ص263. 4.وقایع الحوادث:ج4ص 80،87_88. روز پانزدهم ماه محرّم الحرام: 1.فرستادن سرهای مطهر شهدا به سوی شام بنا بر بعضی اقوال ،در این روز سرهای مطهر اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام را به سوی شام حرکت دادند.1البته بعدا اهل بیت علیهم السلام سرهای مطهر را به بدنها ملحق کردند. 1.وقایع الایام :تتمه محرم،ص281. روز نوزدهم ماه محرّم الحرام: 1.حرکت کاروان کربلا به سوی شام در این روز اهل بیت سید الشهدا علیه السلام را از کوفه به سوی شام حرکت دادند.1زنهای غیر هاشمیه از انصار امام حسین علیه السلام که در کربلا اسیر شدند با شفاعت اقوام وقبایلشان نزد ابن زیاد از قید اسیری خلاص شدند، وفقط زنهای هاشمیات برای اسارت به شام برده شدند.2 1. الوقایع الحوادث:ج4ص114. 2.ابصار العین فی انصار الحسین علیه السلام:ص133. روز بیستم ماه محرّم الحرام : 1. دفن بدن جون در کربلا بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد بدن شریف جون غلام ابی ذر غفاری را پیدا کردند در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بود وسپس او را دفن کردند.1 جون کسی بود که امیر المؤمنین علیه السلام او را به 150دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامی که ابوذر را به ربذه تبعید کردند این غلام برای کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیر المؤمنین علیه السلام بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی علیه السلام و سپس به خدمت امام حسین علیه السلام رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد. هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین علیه السلام آمد وبرای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست .حضرت فرمودند:در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی ! اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز. جون خود را به قدم های مبارک امام حسین علیه السلام انداخت و بوسید گفت: ای پسر رسول خدا ، هنگامی که شما در راحتی وآسایش بودید من کاسه لیس شما بودم ،حالا که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم؟ جون با خود فکر کرد :من کجا و این خاندان کجا؟! لذا عرضه داشت:آقای من ،بوی من بد است وشرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است.یا ابا عبدالله ،لطف فرموده مرا بهشتی نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و رو سفید شوم.نه آقای من ،از شما جدا نمی شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد.جون می گفت وگریه می کرد به حدی که امام حسین علیه السلام گریستند و اجازه دادند. با آنکه جون پیرمردی90 ساله بود،ولی بچه ها در حرم با او انس فراوانی داشتند. او به کنار خیمه ها برای خداحافظی وطلب حلالیت آمد،که صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هریک را به زبانی ساکت و به خیمه ها فرستاد ومانند شیری غضبناک روی به آن قوم ناپاک کرد.او جنگ نمایانی کرد،تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخم های فراوانی به او وارد کردند. هنگامی که روی زمین افتاد ،امام حسین علیه السلام سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست، و دست مبارک بر سر و صورت جون کشیدو فرمود:"الهم بیض وجهه و طیب ریحه و احشره مع محمد و آل محمد علیهم السلام. بارالها رویش را سپید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت علیهم السلام. محشورش نما. از برکت دعای حضرت روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید. چنانکه وقتی بدن او را بعد از ده روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود.2 1. منتخب التواریخ :ص311. 2. وسیلة الدارین فی انصار الحسین علیه السلام :ص115 روز بیست وپنجم ماه ماه محرّم الحرام: 1.شهادت امام سجاد علیه السلام: در سال 94بنابر قول مشهور 1یا 95 ه ق 2 ،امام زین العابدین علیه السلام در سن 57 سالگی با زهری که ولید بن عبد الملک یا هشام لعنهما الله به آن حضرت دادند به شهادت رسیدند. این در حالی بود که 34 یا 35 سال بعد از واقعه کربلا در مصائب جانگداز شهادت پدر و برادر ان و عمو وبستگان و اسارت عمه ها و خواهرانش ،گریان بودند. امام باقر علیه السلام آن حضرت را تجهیز نمودند و در بقیع کنار قبر عموی مظلومش حضرت مجتبی علیه السلام به خاک سپردند. سال شهادت آن حضرت را به خاطر کثرت فوت فقهاء و علماء"سنة الفقهاء" گفتند. در شهادت آن حضرت اقوال دیگری نیز وجود دارد :12 محرم ،18 محرم،19 محرم،2 صفر.3 1.مسار الشیعه :ص26. قلائد النحور :ج محرم و صفر،ص315.العدد الفویه:ص315. زاد المعاد:ص328. مصباح کفعمی:ج2ص594. مصباح المجتهد:ص729و فیض العلام:ص165. بحار النوار:ج59ص199. 2.اصول کافی :ج2ص491. 3.منتهی الامال :ج2ص37. الوقایع الحوادث:ج4ص278. مستدرک سفینة البحار:ج5 ص218. روز بیست وششم ماه محرّم الحرام: 1.شهادت علی بن الحسن المثلث در سال 146 ه علی بن حسن بن حسن بن حسن بن علی علیه السلام در سن 45 سالگی در زندان منصور _که شب و روز در آن تشخیص داده نمی شد _در حال سجده و در حالی که غل وزنجیر بر دست و پایش بود ، به شهادت رسید.1 1. الوقایع  و الحوادث :ج4ص287. منتهی الآمال :ج2 ص37.مستدرک سفینة البحار:ج5 ص218. روز بیست و هشتم ماه محرّم الحرام: 1. وفات حذیقة بن یمان حذیقه از بزرگان اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و از خواص اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بود.پدر حذیقه در جنگ احد اشتباها به وسیله مسلمانان کشته شد. حذیقه یکی از هفت نفری بود که که بر صدیقه طاهره سلام الله علیها نماز خواندند. اوصحابه منافق را می شناخت.منافقینی که پس از غدیر خم توطئه قتل پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را چیدند ومی خواستند در بازگشت از غدیر خم در راهی که از کوه می گذشت شتر حضرت را بترسانند تا برمد و حضرت به دره سقوط کندو به قتل برسد. اما جبرئیل این نقشه را به سمع مبارک نبوی رساند. پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم چون به محل مرد نظر رسیدند، منافقین با چهره های بسته هر کدام ظرفی که داخل آن سنگریزه بود از بالا رها نموده و شروع به داد وفریاد ونعره زدن کردند. اما عمار مهار ناقه را گرفته بود و حذیقه هم در کنار آن حضرت بود وسر انجام نقشه آن کوردلان نقش بر آب شد. پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آن منافقین را به حذیقه معرفی فرمودند که عبارت بودند از اولی و دومی سومی و ابو عبیده و معاذ بن جبل و سالم و معاویه و عمروعاص و طلحه و سعدبن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف و ابوموسی اشعری و مغیرةبن شعبه و ابوهریره،و حذیقه همه را به خاطر سپرد. به همین دلیل بود که غاصبین خلافت بعد از آن واقعه از حذیقه می ترسیدند که مبادا آنان را به مردم معرفی کند. لذا حذیقه بر جنازه هرکس حاضر نمی شد دیگران می فهمیدند که میت از منافقین بوده است. نکته جالب آنجا بود که دومی برای سرپوش گذاشتن برنفاق خویش و تبرئه خود از حذیقه می پرسید:"اگر این شخص از منافقین است بگو تا من بر او نماز نخوانم."1 این بزرگوار چهل روز پس از خلافت امیر المؤمنین در مدائن از دنیا رحلت فرمود.2او قبل از رحلت به دو فرزندش صفوان و سعید وصیت کرد که همیشه ملازم امیر المؤمنین علیه السلام باشند وایشان هم به وصیت پدر عمل نمودند تا در جنگ صفین به شهادت رسیدند. 2. تبعید امام جواد علیه السلام به بغداد در سال 220ه امام جوادعلیه السلام به دستور معتصم از مدینه به بغداد تبعید شدند.3 3.ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به بعلبک بنابر نقلی ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به شهر بعلبک و استقبال مردم آن شهر از نیزه داران با شکر و سویق و آذوقه و علف در این روز بوده است،که حضرت ام کلثوم علیها السلام با دیدن این منظره در حق آنان نفرین کردند.4 1. منتهی الآمال :ج1ص120 . اسد الغابة:ج1ص391. 2. مستدرک سفینة البحار :ج5 ص212. الوقایع الحوادث:ج4ص308. مراقد المعارف:ج1ص242. 3. ارشاد :ج2ص295. 4. قلائد النحور :ج محرم وصفر ،ص332. روز بیست و نهم ماه محرّم الحرام: 1. رسیدن کاروان اسرا ی اهل بیت علیهم السلام به شام در این روز اسرای اهل بیت علیهم السلام به حوالی شام رسیدند .ابراهیم بن طلحةبن عبدالله جلو آمد و به امام زین العابدین علیه السلام نزدیک شد ،و کینه هایی که از جنگ جمل در سینه ذخیره کرده بود ظاهر ساخت و به حضرت گفت:دیدی غلبه با کیست؟حضرت فرمودند :اگر می خواهی بدانی غالب کیست صبر کن تا هنگام نماز اذان واقامه بگو ،آن وقت میدانی آوازه چه کسی تا قیامت باقی است.1 1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص 336 تتمۀ ماه محرّم الحرام: 1.نوشتن صحیفه ملعونه در این ماه در سال 11ه صحیفه ملعونه دوم نوشته شد و به امضاء منافقین رسید. 1 محتوای آن چنین بود که نگذارند خلافت وامامت مسلمین بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم به علی بن ابیطالب علیه السلام برسد، و بر اساس آن مقدمات و زمینه های غصب خلافت و گرفتن بیعت از آن حضرت به هر صورت ممکن را فراهم نمودند.با نوشتن آن صحیفه اساس ظلم وستم به اهل بیت علیهم السلام را بنا نهادند،که به فرموده امام صادق علیه السلام "اذا کتب الکتاب قتل الحسین علیه السلام" 2:"هنگامی که صحیفه ملعونه نوشته شد امام حسین علیه السلام به شهادت رسید." 2. وفات ماری قبطیه در ماه محرم سال 15 ه (یا 16ه)ماریه قبطیه رحلت فرمود.3 ماریه دختر شمعون قبطی بود که همراه با خواهرش شیرین ویک خواجه که برادر ماریه به نام ماپور بود و هزار مثقال طلا و بیست جامه حریر و دراز گوشی به نام یعفور و قاطری به نام دلدل ، در سال هفتم از سوی پادشاه اسکندریه به رسم هدیه خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرستاده شدپیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ماریه را به همسری خود برگزید ، و در محله "عالیه-"که آن را مشربه ام ابراهیم " می گویند - منزل برای آن حضرت تهیه کرد و خداوند جناب ابراهیم علیه السلام را از این بانو به آن حضرت عنایت فرمود. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به خاطر ولادت ابراهیم علیه السلام بسیار اظهار سرور می فرمود و به آنان خدمت می نمود،و به دین جهت عایشه از حضرت امیر المؤمنینعلیه السلام بسیارناراحت و ملول بود .4از عایشه نقل شده که گفت"من به ماریه حسد می بردم ، چون زنی بسیار زیبا بود."سرانجام این حسادت باعث شد که تهمتی به جناب ماریه زد و آِیه ای در تقبیح این کار عایشه نازل شد، که در تفاسیر شیعه و سنی به تفضیل توضیح داده شده است. جناب ماری بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در مدینه طیبه رحلت فرمود. 1. بحار الانوار :ج28 ص104. 2. بحار الانوار :ج24 ص336 ،ج28ص123،ج31 ص 635. تفسیر نور الثقلین:ج4 ص616. تآویل  الآیات :ج2ص 672. 3.ریاحین الشریعه :ج2 ص 342. البدایه و النهایه :ج5ص 326. 4. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید:ج9ص195. 5..ریاحین الشریعه :ج2 ص 342.الطبقات الکبری:ج8 ص 213. الاصابة:ص311

تقدیم به همسرم بخاطر مهربانیش

در تاریکی چشمانت را جستم
در تاریکی چشمهایت را یافتم
و شبم پر ستاره شد
تو را صدا کردم
در تاریکترین شب ها
دلم صدایت کرد
و تو با طنین صدایم به سوی من آمدی
با دست هایت برای دست هایم آواز خواندی
با تنت برای تنم لالا گفتی
چشم‌های تو با من بود
و من چشم‌هایم را بستم
چرا که دست‌های تو اطمینان بخش بود
صدایت می‌زنم گوش بده
قلبم صدایت می‌زند
شب، گرداگردم حصار کشیده است
و من به تو نگاه می‌کنم
از پنجره‌های دلم
به ستاره‌هایت نگاه می‌کنم
چرا که هر ستاره آفتابی است
من آفتاب را باور دارم
من دریا را باور دارم
و چشم‌های تو سرچشمه ‌دریاهاست
انسان سرچشمه دریاهاست

مجوز استخدام 2676 نفر در شركت ملي نفت صادر شد

معاون توسعه منابع انساني و مديريت وزارت نفت از موافقت وزير نفت و صدور مجوز انتخاب، استخدام و به‌كارگيري 2676 نفر در شركت ملي نفت ايران خبر داد.


به گزارش سايت معاونت توسعه منابع انساني و مديريت، دكتر كريم سلحشور در اين خصوص توضيح داد: به منظور تامين نيروي انساني مورد نياز شركت ملي نفت ايران، مجوز انتخاب، استخدام و به‌كارگيري 2676 نفر در مقاطع كارداني، كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري در گروه‌هاي شغلي مورد نياز صادر شده است.

وي افزود: به اين ترتيب افراد جديدالاستخدام در برابر سمت‌هاي سازماني مصوب بلاتصدي و با رعايت دستورالعمل و ضوابط پذيرش و استخدام نيروي انساني شايسته و اصلح در صنعت نفت به كار گرفته خواهند شد.

به گفته دكتر سلحشور، استخدام 2676 نفر مذكور با هماهنگي و نظارت مستقيم معاونت توسعه منابع انساني و مديريت و رعايت ساير شرايط از طريق فارغ‌التحصيلان گروه الف دانشگاه صنعت نفت، دانش‌آموختگان ممتاز دانشگاه‌ها و فراخوان عمومي در آينده نزديك محقق خواهد شد.      

حکیم ابوالقاسم فردوسی

25 اردی بهشت ماه، سال روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر بلندآوازه ایرانی است. او که با اثر شکوهمند خود، نقش جوان مردی، اخلاق و ایمان را در بلندای زمان بر تاریخ نشاند و با حکمت و بینش گسترده، فرهنگ غنی ایران را تا فراسوی مرزهای خاکی به دل عاشقان فرهنگ و هنر نمایان ساخت.

فردوسی، از جمله معماران فرهنگ و ادب بخش بزرگی از جهان امروز است که با هموار ساختن رنجی سی ساله بر خود، توانست اندیشه پویا و تصویری زیبا را در همگونی دین و فرهنگ ملی در قالب یادگاری هزار ساله، ولی همواره تازه و سودمند باقی گذارد. در این مقاله، به زندگی و نیز برخی موضوع های پرداخته شده در اثر جاودان او شاهنامه می پردازیم.

تولد و خانواده

در سال 329 هجری که ابوعبداللّه رودکی، پدر شعر فارسی بدرود حیات گفت، روستای باژ از توابع خراسان، شاهد ولادت ابوالقاسم حسن بن علی طوسی، معروف به فردوسی بود. فردوسی از کودکی به دانش آموزی پرداخت و اخلاق، تاریخ و فرهنگ ایرانی، تن و جان او را پرورش داد. او با شوق و دقتی عاشقانه، در نظم کشیدن شاهنامه می کوشید و هرگاه فرصتی می یافت، مطلبی از زندگی خود را نیز در سرگذشت این نامه باستان می گنجاند. او همسری باسواد و اهل ادب داشت که از او با لطف و مهربانی یاد می کند. همچنین صاحب پسر و دختری شد که البته پسر در جوانی از دست رفت و پدر را در غم خود داغ دار کرد.

فردوسی و زبان فارسی

فردوسی برای اظهار هنر خود، زبان ساده ای را به کار برده و شاهنامه را شاهکار زمان و بیان ساخته است. پس از اسلام و با ورود ادبیات عرب به ایران اندک اندک بسیاری از واژگان و ترکیب های اصیل فارسی، به دست فراموشی سپرده می شد، ولی حکیم توس، با به نظم در آوردن شاهنامه، تا حد زیادی جلو این کار را گرفت. از این رو، با اینکه بیش از هزار سال از تاریخ نظم شاهنامه می گذرد، امروزه هم زبان این کتاب، برای فارسی زبانان قابل فهم است. این، معجزه سادگی زبان است که فردوسی آن را به وجود آورد. بسیاری از واژه های ساده به کار رفته در شاهنامه، از آفت فراموشی مصون مانده است؛ زیرا بیشتر این واژه ها که در ادبیات شاهنامه آمده، بر زبان ها جاری گشته و تا امروز باقی است.

رسالت فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی، با شاعران هم عصر خود تفاوت بسیاری داشت. در آن زمان، بسیاری از شاعران به ستایش شاهان و درباریان سرگرم بودند. در این میان، فردوسی، ستایش گری را پیشه خود نساخت. او در شاعری هدف بلندتری داشت و برای خویش رسالتی تاریخی قائل بود. به همین دلیل، به صله و ستایش نیاز نداشت. بزرگ ترین امتیاز فردوسی این است که او شاعری را رسالت می پنداشت و یک دل و یک جهت به این کار بزرگ همت گماشت و شاهنامه، ارزشمندترین کتاب تاریخی منظوم را از خود به یادگار گذاشت.

شاهنامه سترگ

شاهنامه استاد توس، منظومه ای بزرگ است که فردوسی آن را «کاخی بلند از نظم» می داند. این کتاب، اثری ملی، تاریخی، حماسی، پهلوانی و سرشار از حکمت ها و نصیحت هاست.

شادروان دکتر عبدالحسین زرین کوب در مورد عظمت شاهنامه می گوید: «وقتی از شاهنامه صحبت در میان می آید، آنچه مورد بحث و داوری است، یک کتاب یا یک شاعر نیست، یک ملت، یک فرهنگ و یک دنیاست.» در واقع، شاهنامه، شاهکاری انکارناپذیر و یک اثر ادبی بی بدیل در زبان پارسی است که به علت بلندی مرتبه آن در فصاحت و بنای بلند آن بر سخن ساده و زیبایی کلام، در طول قرن ها، نفوذی گسترده در ادبیات فارسی داشته است.

پروردگار در شاهنامه

دانای توس، حکیم ابوالقاسم فردوسی که دیباچه سخن را به دل نشین ترین آهنگ دین داری و دین باوری آراسته است، در ستایش خدای بزرگ می سراید:

به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای
خداوند کیوان و گردان سپهر فروزنده ماه و ناهید و مهر

او شاهنامه سترگ خود را به نام خداوند جان و خرد آغاز می کند و از دین و باورهای خود به صورت های گوناگون در آن سخن می آورد و انسان را به خداشناسی و دین محوری توجه می دهد. فردوسی در شاهنامه در ستایش یزدان پاک سخن گفته و سروده است:

جهان را بلندی و پستی تویی ندانم چه ایی هرچه هستی تویی

فردوسی و نصایح

حکیم سخن پرور، شاهنامه را تنها در حماسه منحصر نکرده و هرجا مناسب دیده، به موعظه و نصیحت پرداخته است. نصیحت های حکیمانه در شاهنامه، برخی متعلق به متون اصلی و جزو داستان هاست و برخی از زبان حکیمانه خود شاعر است. آنچه در پایان داستان های شاهان و پهلوانان، هنگام قتل و مرگ آنان به خاطر فردوسی راه می جست، بی وفایی و بی اعتباری جهان بود. او معتقد است در جهانی که همه چیز در آن ناپایدار است، باید به نیکی کوشید و کردار و گفتار و اندیشه را به صلاح درآورد:

به نزد کهان و به نزد مهان به آزار موری نیرزد جهان
دراز است دست فلک بر بدی همه نیکویی کن اگر بخردی
چو نیکی کنی، نیکی آید برت بدی را بدی باشد اندر خورت

سرانجام

فردوسی، شاعر حماسه سرای ایرانی، حدود نود سال زیست و سی سال از عمر گران بهایش را صرف نگه داری زبان اصیل فارسی و تمدن ایرانی کرد. او سال های آخر عمر را در تنگ دستی گذراند و توانایی مالی خود را که در جوانی از آن بهره مند بود، از دست داد؛ چونان که می سراید:

الا ای برآورده چرخ بلند چه داری به پیری مرا مستمند
چو بودم جوان، برترم داشتی به پیری مرا خوار بگذاشتی
مرا کاش هرگز نپروردیا چو پرورده بودی، نیازردیا

او در شهر توس از دنیا رفت و در باغش به خاک سپرده شد. بنای زیبا و اشعار بلند حک شده بر مزارش، چنان پویا و گویا سخن می گوید که گویی خود شاعر زنده است و با لحن دل نشین شعر می خواند:

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما