راههایی برای پایداری روابط زن و شوهر


چند بار بگویم وقتی دست و صورتت را می‌شویی، حوله خیست را نینداز روی تخت؟

وای. . . دوباره جوراب‌هایت را پرت کردی گوشه اتاق؟ نمی‌توانی وقتی داری دست و صورتت را می‌شویی یک آبی هم به جورابت بزنی؟ ...

چند بار به شما بگویم من‌این رنگ را دوست ندارم. تو اصلاً به احساسات من توجهی نداری؟ موقعی که حرف می‌زنم حواست کجاست؟

بله بله، گفتم برایت ماشین ظرفشویی می‌خرم، اما الان نه، تا کی باید ظرف‌ها توی دستشویی بماند؟ من از ظرف شستن متنفرم چند بار باید این را تکرار کنم.

اینها جملاتی است که ممکن است بین هر زن و شوهری رد و بدل شود. گاهی‌این‌قدر از دست همدیگر عصبانی می‌شوند که اصلا یادشان می‌رود گذشته‌ها، شاید هم یک روز قبل چه خاطرات خوبی با هم داشتند.

کارهای پیش پا افتاده روزمره گاهی آنقدر زن و شوهر را از هم دور می‌کند که باعث می‌شود حتی حرف‌هایی به یکدیگر بزنند که روز اول آشنایی حتی به خواب هم نمی‌دیدند طرفش بروند. در زندگی مشترک روزمره، چیزهایی فراموش می‌شود که روزی برایشان باارزش‌ترین چیزهای دنیا بود.

خستگی، بی‌حوصلگی و سختی‌های زندگی، گاهی باعث می‌شود هر کدام از زوج‌ها نتوانند

آن طور که باید وظایف خود را در خانه انجام بدهند و ‌این، ممکن است باعث عصبانیت هر کدام از آنها شود.

ضمن‌ اینکه تا وقتی با یک نفر زیر یک سقف زندگی نکرده‌ای، خیلی از‌این خصوصیات و بد و خوب‌ها را نمی‌فهمی. به قول معروف، دیکته ننوشته، غلط ندارد.

بنابراین، چه خوب است در‌این مواقع به جای تمرکز روی ضعف‌ها و اشتباهات همدیگر، کمی به خودمان فکر کنیم که اگر ما جای همسرمان بودیم، چه کار می‌کردیم. راه‌های زیادی برای استحکام و پایدار ماندن روابط زن و شوهر وجود دارد که اگر هر از گاهی آنها را یادآوری کنیم، زندگی‌مان زیبا می‌شود درست مثل روزهای اول؛ شیرین.

به جای نشستن و فکر کردن به کارهایی که شما را ناراحت می‌کند، چه خوب است کمی به اشتباهاتتان فکر کنید.



● چند تمرین

با انجام‌این تمرین‌ها و با افکار مثبت، می‌توانید روابط خود و همسرتان را مثل روزهای شیرین زندگی تغییر دهید.

▪ بنشین و با خودت کمی فکر کن

به ‌این سؤالات کمی فکر کنید و با خودتان صادق باشید؛ وقتی از همسرتان هدیه می‌گیرید در ازای آن برای همسرتان چه کرده‌اید؟

سعی کنید بیشتر از آنکه در انتظار دریافت چیزی از همسرتان باشید، چیزی به او ببخشید.

اگر هدف شما ‌ایجاد حس رضایت و خوشبختی در همسرتان باشد، مطمئن باشید، فرصت‌های بی‌شماری برای رسیدن به اهداف پیدا خواهید کرد. در این صورت، شما هم از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهید شد. چون آدم‌ها همواره سعی می‌کنند خوبی‌های دیگران را جبران کنند.

▪ در ذهنتان خیال‌پردازی کنید

این به معنی خیالبافی و ساختن چیزی دور از ذهن نیست. در ذهن خود تجسم کنید اگر‌این کار را برای همسرم انجام دهم حتماً خوشحال خواهد شد یا اگر آن کار را انجام ندهم او بیشتر خوشحال می‌شود.

از همسرتان انتظارات غیرواقعی نداشته باشید. اجتناب از انتظارات غیرواقعی می‌تواند از بروز بسیاری از درگیری‌ها، عصبانیت‌ها و سرخوردگی‌ها جلوگیری کند. او را با خواسته‌ها و دستورهای خود اسیر نکنید. وقتی کاری از او می‌خواهید، خودتان هم در عوض، کاری که او دوست دارد، برایش انجام دهید.

▪ سرزنش نکنید

هرگز همسر خود را سرزنش نکنید و متلک‌بارانش نکنید. حتی نگاه سنگین به او نکنید. مواقعی را به خاطر آورید که او شما را یاری می‌کرد و در سختی‌ها همراهتان بود.

هنگام بروز اشتباهی از جانب همسر خود، سعی کنید روشی را در پیش بگیرید که از تکرار‌این اشتباهات جلوگیری کند.

▪ کلمات زیبا به هم بگویید

سعی کنید به گفتن کلمات زیبا به همسر خود عادت کنید. هر زمان که همسر شما کاری برایتان انجام داد، حتما با احساس از او تشکر کنید.

▪ سعی کنید از کلمات و جملاتی به غیر از متشکرم استفاده کنید.

مثلاً جملاتی مثل تو من را غافلگیر کردی، خیلی خوشحالم از ‌اینکه به فکرم هستی، ازت متشکرم. البته تشکر کردن با جملات ساده تاثیر مثبتی دارد، اما جمله‌ها و عبارت‌های تازه می‌تواند روح تازه‌ای به حال و هوای شما بدهد.

به راه‌هایی فکر کنید که می‌توانید همسرتان را نسبت به انجام کارهایی که دوست دارید، ترغیب کنید. اگر ‌این روش مؤثر نبود روش‌های دیگر را آزمایش کنید و به یاد داشته باشید که تحسین و تعریف و تشکر به‌موقع، در همسر تان یک انگیزه قوی ایجاد می‌کند.

▪ حرف بزنید

در مورد روزهای اول آشنایی‌تان و ویژگی‌هایی که سبب شده نسبت به هم علاقه‌مند شوید، حرف بزنید. دقت کنید که اگر ویژگی‌های خوب خود مثلا ویژگی‌های ظاهری تان را از دست داده‌اید، در مورد آنها با هم حرف نزنید.

به جای آن، سعی کنید صادقانه درباره ویژگی‌های مثبت روحی و شخصیتی خود با هم گفت‌وگو کنید. زمانی در روز یا در هفته را فقط به خودتان اختصاص دهید؛ به پارک بروید و هیچ‌کدام از فرزندانتان را با خود نبرید.

هیچ وقت احترام گذاشتن نسبت به یکدیگر را فراموش نکنید. احترام به افکار، عقاید و دیدگاه همسرتان باعث می‌شود او هم همین احساسات را نسبت به شما پیدا کند. درست است که نظر‌ها و سلیقه‌های شما با هم فرق دارد، اما هیچ‌گاه نباید اجازه بدهید‌این اختلافات روی عشق و احساسات شما تاثیر بگذارد

زن و نیاز همیشگی به معشوق بودن  اساسی ترین نیاز زن و مرد

زن و نیاز همیشگی به معشوق بودن

اساسی ترین نیاز زن و مرد

همسر

هُوَ الّذی خَلقکُم مِن نفسٍ واحدةٍ و جَعل زوجها لِیَسکُن اِلیها

او (خدا) کسی است که شما را از یک نفس واحد آفرید و از آن نفس برای شما همسر و جفتی قرار داد تا کنار آن آرامش بگیرید. (اعراف/ 189)

در آخرین مقاله (زوج و آرامش بخشی)،بیان شد که زوج ها برای آرامش بخشی به یکدیگر اولاً باید نیازهای یکدیگر را بشناسند و ثانیاً سعی بر ارضای نیازهای یکدیگر کنند. اگر جدول نیازهای زن و مرد را که در آن مقاله ارائه شده بود ، با تساهل جمع بندی کنیم به دو نیاز اساسی و مهم زن و مرد خواهیم رسید:

مهم ترین نیاز یک زن: معشوق واقع شدن است.

مهم ترین نیاز یک مرد: ریاست همراه تکریم و تایید شدن است.

آموزه های دین اسلام، متکی بر فطرت آدمی است، از این رو در آموزه های زناشویی اسلام به ارضای این دو نیاز اساسی زن و مرد توجه شده است.دو کلمه ی «لُعبَت» و «بَعل» در آموزه های دینی به چشم می خورد:

 

قال النبّی (ص): اِنّما المَراةُ لُعبةٌ مَن اتّخذها فلا یُضبها(1)

پیامبر گرامی فرمود: زن لعبت است، هر کسی زن گرفت او را ضایع نگرداند.

 

و اِنِ امراةٌ خافت من بعلها نشوزاً اَو اعراضاً فلا جُناح علیها اَن یصلحا بینهما صلحاً والصلح خیرٌ(2)

«اگر زنی از اعراض شوهرش بیم داشته باشد، اشکالی ندارد با یکدیگر صلح کنند (پاره از حقوق را صرفنظر کنند) و صلح بهتر است!»

 

کلمه لعبت به معنای : دلبر و معشوق است.

کلمه بَعل به معنای بُت است که عرب و قرآن به طور استعاره برای شوهر استفاده کرده است.

اَتدعون بعلاً و تذرون احسن الخالقین(3)

آیا بُت را می خوانید و احسن الخالقین را رها می کنید

همان گونه که دقت کردید، «زن» دلبر و معشوق در آموزه های دینی نامیده شده است. به عبارت دیگر مرد باید با همسرش اینگونه رفتار کند و نیاز « معشوق و دلبر واقع شدن» او را ارضاء کند ، این به منزله ی حیات و زندگانی زن است.

زن فقط وقتی زنده است که معشوق باشد و توجه کردن به او مایه حیات اوست(4)

 

و شوهر « بُت» نامیده شده است به عبارت دیگر زن باید به شوهرش مانند یک « بُت» احترام بگذارد و به گفته پیامبر اسلام(ص) زن برای شوهر در حد «سجده کردن» تواضع و کوچکی کند.

پیامبر اسلام (ص): اگر دستور می دادم که فردی به فرد دیگر سجده کند، به زن دستور می دادم که به شوهرش سجده نماید(5)

و محبت او را همواره جوشان نگه می دارد. و اگر زن معشوق واقع نشود این چشمه ی پر خیرو برکت خشک شده و اطرافیان او از قشنگی مهر و محبت زن بی بهره خواهند شد و بقول ویل دورانت فیلسوف غرب(6):

« زن وقتی زنده است که معشوق باشد و توجه کردن به او مایه حیات اوست.»

 

لذا بهترین جمله ای که یک مرد می تواند به زن خود بگوید عبارت «عزیزم تو را دوست دارم» می باشد.(7)

بقول خانم جینا لمب روزو:

« زن از رنج و مرگ خود ترسی ندارد ، فقط از این وحشت دارد که قبل از مردن آن کسی را که دوست دارد پی به شخصیت حقیقی او نبرده باشد ، تنها چیزی که زن از پدر و مادر و شوهر و فرزند و دوستان خود تمنا می کند آن است که او را فراموش نکنند. »(8)

مردان عموماً در قلب خود همسرانشان را دوست دارند ولی کمتر این محبت قلبی خود را ابراز می کنند.

پیامبر اسلام(ص) فرموده اند:

«اگر مرد به زن خود بگوید «تو را دوست دارم» هرگز این کلام از دل و ذهن زن خارج نمی شود و همواره در خاطر او باقی می ماند»(9)

در اینجا دو پرسش مطرح می شود:

آیا نیاز اساسی زن «معشوق واقع شدن» است؟ و اگر چنین است چگونه باید ارضاء می شود؟

پرسش دیگر این که آیا نیاز اساسی مرد « مورد تکریم و اطاعت شدن» است؟ و اگر چنین است چگونه ارضاء می شود؟

 

نیاز اساسی زن

عاطفه و احساس زن مهمترین و زیباترین خصیصه ی زن می باشد و مصداق حدیث نبوی(ص) «اکثر خوبی و خیر در وجود زن است» می باشد.

عاطفه و احساس مادر به کودک، او را از تمام آسیب های جسمی و روانی حفظ نموده و انسانی رشید به جامعه تحویل می دهد.

زن با احساس و عاطفه خود همسر خود را مانند لباس ضمن حفظ همسرش، او را می آراید.

بدین صورت زن سرچشمه جوشان مهر و محبت و صلح و صفا و عشق  است بقول شاعر معاصر مهدی سهیلی

می شود کان وفا، کانون مهر                                       قلب او رخشان تر از قلب سپهر

همچون گل شاداب و خوش رو می شود                    چشم خاموشش سخن گو می شود

گر بخواهد زن، بتو جان می دهد                                 هر چه می خواهد دلت آن می دهد(10)

 

مشق شب آقایان:

چگونه محبت قلبی خود را به همسرتان ابراز کنید:

1- در فواصل روز و شرایط مناسب، با الفاظی عاطفی محبت خود را به همسرش ابراز کنید.

2- هر چند وقت با اهداء یک شاخه ی گل، محبت قلبی خود را ابراز کنید.

3- گاهی با یادداشت کوتاهی عاشقانه، محبت قلبی خود را به تحریر در آورید.

4- روز تولد همسرتان و سالگرد ازدواج تان، را با برپایی جشن ساده و مختصر ارج نهید.

5- هر روز از محل کار خود ، با همسرتان تماس تلفنی داشته باشید.

6- در مقابل دیگران از خوبی های همسرتان تعریف کنید.

7- به اقوام همسرتان احترام کنید ، و از خطاهای آنها چشم پوشی کنید.

 

متأسفانه گاهی اوقات به غلط گفته می شود اگر چنین رفتارهای با همسر، موجب لوس و نافرمان شدن او می شود در مقابل خواسته های احساسی صرف همسر، با محبت و علاقه ایستادگی کرد و اطاعت نکرد. البته دقت کنید اولاً تقاضای نامعقول و احساسی صرف را نپذیرید ، این به معنای نادرست نیست که هر چه زن بگوید باید مخالفت کرد. و ثانیاً اطاعت نکردن به معنای خشونت و دعوا نیست بلکه با کمال محبت و به طور منطقی می تواند صورت گیرد.

«عزیزیم این انجام این کار را صلاح نمی دانم» اگر توضیح خواست دلایل عقلی مخالفت خود را بیان می کنید؛ چنانچه نپذیرفت شما بدون عصبانیت، سکوت کنید و او را بحال خود بگذارید ولی از موضع عقلی خود عقب نشینی نکنید.

 

پاورقیها:

1- وسایل الشیعه جلد 14 ص 119.

2- نساء آیه 128.

3- صافات آیه 125

4- لذات فلسفه ص 141 به نقل از روان شناسی زن، سید مجتبی هاشمی رکاوندی

5- مکارم الاخلاق طبرسی ص 616.

6- لذات فلسفه، ویل دورانت ص 141.

7- نظام حقوق خانواده – مطهری ص 89.

8- روح زن، دکتر جینا لب روزو، ص 67 جلد اول.

9- وسایل الشیعه – حر عاملی – ص 10 جلد 14.

10- به نقل از کتاب مقدمه ای بر روان شناسی زن، سید مجتبی هاشمی رکاوندی.

فلسفه توکل از نظر قرآن

قرآن

توکل بر خدا، بر آن منبع فنا ناپذیر قدرت و توانائى ، سبب افزایش مقاومت انسان در برابر مشکلات و حوادث سخت زندگى است ، به همین دلیل به هنگامى که مسلمانان در میدان "احد" ضربه سختى خوردند، و دشمنان پس از ترک این میدان بار دیگر از نیمه راه بازگشتند تا ضربه نهائى را به مسلمین بزنند، و این خبر به گوش مؤمنان رسید، قرآن مى گوید افراد با ایمان نه تنها در این لحظه بسیار خطرناک که قسمت عمده نیروى فعال خود را از دست داده بودند وحشت نکردند بلکه با تکیه بر "توکل " و استمداد از نیروى ایمان بر پایدارى آنها افزوده شد و دشمن فاتح با شنیدن خبر این آمادگى به سرعت عقب نشینى کرد.1

نمونه این پایدارى در سایه توکل در آیات متعددى به چشم میخورد، از جمله در آیه 122 آل عمران قرآن مى گوید: "توکل بر خدا جلو سستى دو طایفه از جنگجویان را در میدان جهاد گرفت".

و در آیه 12 سوره ابراهیم «توکل ملازم با صبر و استقامت در برابر جملات و صدمات دشمن ذکر شده است».

و در آیه 159 آل عمران براى انجام کارهاى مهم ، نخست دستور به مشورت و سپس تصمیم راسخ ، و بعد توکل بر خدا داده شده است.

حتى قرآن مى گوید: در برابر وسوسه هاى شیطانى «تنها کسانى مى توانند مقاومت کنند و از تحت نفوذ او در آیند که داراى ایمان و توکل باشند».

«إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ »2 ؛ چرا كه او را بر كسانى كه ایمان آورده‏اند، و بر پروردگارشان توكل مى‏كنند، تسلطى نیست .

از مجموع این آیات استفاده مى شود که منظور از توکل این است که در برابر عظمت مشکلات ، انسان احساس حقارت و ضعف نکند، بلکه با اتکاى بر قدرت بی پایان خداوند، خود را پیروز و فاتح بداند، و به این ترتیب توکل امید آفرین نیرو بخش و تقویت کننده ، و سبب فزونى پایدارى و مقاومت است .

اگر مفهوم توکل به گوشه اى خزیدن و دست روى دست گذاشتن بود معنى نداشت که در باره مجاهدان و مانند آنها پیاده شود.

و اگر کسانى چنین مى پندارند که توجه به عالم اسباب و عوامل طبیعى با روح توکل ناسازگار است ، سخت در اشتباهند، زیرا جدا کردن اثرات عوامل طبیعى از اراده خدا یکنوع شرک محسوب مى شود، مگر نه این است که عوامل طبیعى نیز هر چه دارند از او دارند و همه به اراده و فرمان او است ، آرى اگر عوامل را دستگاهى مستقل در برابر اراده او بدانیم اینجا است که با روح توکل سازگار نخواهد بود. چطور ممکن است چنان تفسیرى براى توکل بشود با اینکه شخص پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) که سر سلسله متوکلان بود براى پیشبرد اهدافش از هیچگونه فرصت ، نقشه صحیح ، تاکتیک مثبت ، و انواع وسائل و اسباب ظاهرى غفلت نمی نمود این ها همه ثابت مى کند که توکل ، آن مفهوم منفى را ندارد.

 از آیات قرآن بر می آید که : منظور از توکل این است که در برابر عظمت مشکلات ، انسان احساس حقارت و ضعف نکند، بلکه با اتکاى بر قدرت بی پایان خداوند، خود را پیروز و فاتح بداند، و به این ترتیب توکل امید آفرین نیرو بخش و تقویت کننده ، و سبب فزونى پایدارى و مقاومت است .

توکل بر خدا آدمى را از وابستگی ها که سرچشمه ذلت و بردگى است نجات مى دهد و به او آزادگى و اعتماد به نفس مى بخشد.

 

شباهت توکل با قناعت:

"توکل" با "قناعت " ریشه هاى مشترکى دارد، و طبعا فلسفه آن دو نیز از جهاتى با هم شبیه است و در عین حال تفاوتى نیز دارند در اینجا چند روایت اسلامى در زمینه توکل به عنوان پرتوى روى مفهوم اصلى و ریشه آن مى آوریم:

امام صادق (علیه السلام ) مى گوید: ان الغنا و العز یجولان فاذا ظفرا بموضع التوکل اوطن؛ بى نیازى و عزت در حرکتند هنگامى که محل توکل را بیابند در آنجا وطن می گزینند. در این حدیث وطن اصلى بى نیازى و عزت "توکل" معرفى شده است .

از پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) نقل شده که فرمود از پیک وحى خدا، جبرئیل ، پرسیدم توکل چیست ؟ گفت: العلم بان المخلوق لا یضر و لا ینفع ، و لا یعطى و لا یمنع ، و استعمال الیاس من الخلق فاذا کان العبد کذلک لم یعمل لاحد سوى الله و لم یطمع فى احد سوى الله فهذا هو التوکل ؛ آگاهى به این واقعیت که مخلوق نه زیان و نفع می رساند و نه عطا و منع دارد، و چشم از دست مخلوق برداشتن ، هنگامى که بنده اى چنین شد جز براى خدا کار نمى کند و از غیر او امید ندارد، این حقیقت توکل است.

کسى از امام على بن موسى الرضا (علیهماالسلام ) پرسید: ما حد التوکل ؟ فقال ان لا تخاف مع الله احدا ؛ حد توکل چیست ؟ فرمود اینکه با اتکاى به خدا از هیچکس نترسى!.