چه کسی رمز کارت‌های ما را دزدید؟


آنچه می‌خواهید درباره خسرو زارع  دزد رمز کارت‌های شما بدانید

آنچه می‌خواهید درباره خسرو زارع فرید بدانید/ چه کسی رمز کارت‌های ما را دزدید؟
در روزهایی که افت قیمت طلا و ارزان شدن دلار می توانست خوشحال کننده ترین خبر اقتصادی سال جدید باشد، لو رفتن اطلاعات حساب های بانکی اولین بحران پولی سال 91 را برای مردم رقم زد. بحرانی که حتی بارندگی سیل آسای روز گذشته تهران و نشست 1+5 و کشمکش های سیاسی در خلیج فارس هم نتوانست از داغی آن کم کند.
مجله مهر: ماجرا از وقتی شروع شد که فردی به نام خسرو زارع فرید در وبلاگ خود شماره کارت 3میلیون حساب را به همراه رمز عبورشان منتشر کرد تا به این بهانه توجه مدیران بانک ها را به ناامن بودن سیستم بانکی کشور جلب کند؛ کسی که اگرچه این روزها به عنوان یک هکر شناخته می شود، اما در واقع مدیر سابق نرم‌افزار شرکت انیاک است که سعی داشت اطلاعات محرمانه زمان مدیریت خود را به بانک ها بفروشد.زارع فرید، دو سال قبل که هنوز به عنوان مدیر نرم افزار شرکت انیاک فعالیت می کرد، در بیوگرافی کوتاهی از خود نوشته بود که متولد تبریز است و با وجود 20سال سابقه کار نرم افزاری، از سال 85 در تهران مشغول به کار شده و با بیست کارمند، واحد نرم افزاری شرکت انیاک را مدیریت می کند.شرکت فنآوران انیاک، یکی از شرکتهای طرف قرارداد بانک مرکزی برای تامین دستگاه‌های خودپرداز کشور است که در سال 84 موافقت نامه دائم P.S.Pرا از بانک مرکزی دریافت کرد تا تنها متولی بازاریابی، نصب و پشتیبانی دستگاه های خودپرداز بانکی در کشور باشد. این شرکت در جشنواره صنعت و فناوری اطلاعات سال 89 تندیس شرکت برتر در حوزه بانکداری الکترونیک را هم دریافت کرد اما در کمتر از دو سال بعد، افشای اطلاعات محرمانه آن باعث شد تا بحرانی ترین اتفاق بانکی سال رقم بخورد. شهرت در سومین وبلاگ از خسرو زارع فرید، تا چند هفته قبل، تنها می توانستید یک بیوگرافی کوتاه در اینترنت پیدا کنید و دو وبلاگی که یکی از آنها به عکاسی هایش اختصاص داشت و دیگری تنها یک پست از سال 2005 را نمایش می داد. اما سومین وبلاگی که زارع فرید در فروردین ماه امسال ساخت، او را به جنجالی ترین چهره فروردین ماه 91 تبدیل کرد.او سه شنبه هفته قبل در وبلاگ جدید خود مطلبی نوشت و از اتفاقات یک سال گذشته و رایزنی هایی که با مدیران بانکی داشته گفت. او مدعی بود که در تیرماه سال گذشته، به مدیران تمام بانک های کشور ایمیل فرستاده نواقص موجود در سیستم امنیتی کارت بانک ها را هشدار داده و اعلام آمادگی کرده است که در ازای یک قرارداد کاری، این نواقص را برطرف کند. اما در این بین تنها مدیری که نسبت به این هشدار واکنش نشان داده، خاوری، مدیر عامل سابق بانک ملی بود؛ کسی که دو ماه بعد به اتهام دست داشتن در بزرگترین فساد مالی کشور فرار کرد و به کانادا پناه برد.در نتیجه زارع فرید با افشای شماره حساب و رمز عبور 3 میلیون حساب بانکی این هشدار را به یک بحران بانکی در فروردین ماه 91 تبدیل کرد.او، در وبلاگ خود دلیل این افشاگری را این طور توضیح می دهد: «جوابی که از بانک ملی و بانک ملت دریافت نمودم تقریبا مشابه بود. آنها اعلام آمادگی کرده بودند که با عقد قرارداد نفوذ اخلاقی با اینجانب، محل نشت اطلاعات را شناسائی و از بین ببرند. و من نیز سوال نمودم که به ازای هر کارت بانکی که اطلاعاتش را در اختیار بانک قرار میدهم آماده هزینه کردن چه مبلغی هستند؟ این سوال به هیچ عنوان پاسخ داده نشد... برعکس ارتش سایبری مامور پیدا کردن من گردید... مجبور شدم به جای همکاری جهت اصلاح ایرادات، مقدمات فرار خودم را از ایران فراهم کنم و گریختم. هم اکنون نیز نیاز به کمک محافل حقوق بشری و سازمان های بین الملی دارم تا با حمایت خود مرا از آزار و اذیت این مدیران در امان نگه دارند.»

آقای هکر رونمایی شد

خسرو زارع فرید که مدتی قبل از انتشار اطلاعات حساب ها از کشور خارج شد، در اولین حضور تلویزیونی اش، با بی بی سی فارسی گفتگو کرد تا مردم و رسانه ها اولین بار چهره او را در این شبکه ببینند. او گفت: «تغییر رمز عبور کارت ها هم مشکلی را حل نمی کند، هر وقت کارت را با رمز جدید روی POSشرکت انیاک کشیدید، هم رمز شما و هم اطلاعات کارت شما یک جایی ثبت می شود، پس تنها تغییر رمز عبور، مشکلی را حل نمی کند. اگر بانک مرکزی بخواهد مشکل را به صورت اساسی حل کند، باید مسائل و استاندارد های امنیتی را با نظارت دقیق کنترل کند و ببیند آیا شرکت ها آنها را رعایت می کنند یا نه.»

زارع فرید اگرچه مدعی است که «تنها گناه من سعی در رفع یک خطر بزرگ برای حساب های بانکی هموطنان خودم می باشد. و حتی به خاطر این گناه از تمامی حقوق خویش در مقابل نرم افزارهائی که تولید کردم و تحویل انیاک دادم محروم شدم.» اما ماجرای افشای رمز کارت بانک ها بیشتر از خیرخواهی، یک خصومت شخصی با مدیران شرکت انیاک به نظر می رسد. زارع فرید در توضیحات وبلاگ خود نوشته است: «اطلاعات سه میلیون کارت بانکی در این وبلاگ پخش می شود. تنها چاره اطلاع رسانی به مردم و دارندگان کارت هاست. کدام مدیران انفورماتیک بانکها با دریافت رشوه چشم بر کج روی ها بستند؟ مدیریت ناشایست شرکت انیاک توسط دو برادر مالک آن ..... چنان غرق در تجهیز املاک و دارائی های خود در آن سوی مرزها شدند که تمامی هزینه های مربوط به تامین امنیت لازم برای سرویس دهی به دارندگان کارت های بانکی را فراموش کردند.»

در جستجوی کلاه سفید

زارع فرید 7سال قبل در اولین پست از وبلاگ شخصی اش نوشته بود: «داشتن امکان سخن و تبادل افکار با دیگران نعمتی است و امیدوارم این دفتر شروع مناسبی باشد برای یافتن همفکرانی که در گوشه و کنار این دنیای پهناور دغدغه های فکری مشابهی دارند. به امید روزی که بتوانیم رو در رو سخن بگوئیم، تحمل حرف های همدیگر را داشته باشیم و از تبادل نظرات و اندیشه ها، دنیای بهتری برای خود و دیگران فراهم نمائیم.» جمله هایی که با چهره امروزی زارع فرید در رسانه ها سنخیت چندانی ندارند؛ مردی که دوست داشت یک هکر کلاه سفید باشد اما حالا به جرم افشای اسرار محرمانه سه میلیون ایرانی تحت تعقیب ماموران اینترپل و پلیس سایبری ایران قرار گرفته است.

قله کلار(چرو)شهر گندمان

خوانندگان محترم توجه فرمایند  این قله در میان مردم به کلار معروف شده است هر جا که اسم کلار برده شده است منظور همان قله چرو است.

                                                           *کوه کلار*

از جمله ارتفاعات زاگرس بوده كه بصورت شرقی و غربی امتداد دارد و سمت شرق آن از گردنه تنگ وستگان شهر گندمان شروع و بطرف غرب امتداد یافته است و نهایتاَ در جنوب شهر ناغان در گردنه ای به نام همین شهر ختم میگردد ، كلار از شمال به تالاب های گندمان ، چغاخور ، علی اباد و سولگان منتهی است و در واقع وجود تالابهای فوق كه بصورت زنجیر وار به هم پیوسته و مامن و زیستگاه بیش از سیصد هزار پرنده بومی و مهاجر،آبزی، كنار آبزی بوده و مدیون وجود ارتفاعات برفگیر كلار است . كلار علاوه بر تامین آب تالابهای یاد شده...كه هریك به تنهائی چون نگین انگشتری از بابت تنوع زیستی ، گردشگری و زیبا شناسی بر تارك این خطه از ایران اسلامی می درخشد،درضلع جنوبی نیز ذخیره گاه ژنتیكی جنگل های ارس را در دامن خود پرورده و كلار از لحاظ تنوع ژنتیكی و فون وفلور این دیار بی نظیر است . كلار نعمت بزرگ خداوندی است كه به مردم این منطقه ارزانی شده ، وجود دریاچه زیبا و منحصر بفرد قزل گل با مساحت ا142 هكتار در ارتفاعات بالای 2200 متر این كوه و تالابهای چال تر و چال خشك گندمان مشرف در آنجا و جاری بودن قریب چهل چشمه بزرگ از اقصی نقاط منطقه و تمركز مراكز جمعیتی جمعیتی در دامنه های واضلاع اربعه ارتفاعات آن ارتزاق و تامین معیشت اهالی و ساكنین روستاهای دامنه های كوه كلار را باعث شده است.

پوشش گیاهی و تنوع جانوری منطقه:

 هرساله قریب بیست هزار واحد دامی و دامداران روستائی ساكن و عشایر، مراتع كلار را مورد بهره برداری قرار می دهند و نزدیك به هفتصد گونه گیاهی در كلار شناسائی شده كه قریب پنجاه گونه آن در علم پزشكی مورد استفاده قرار می گیرد كه از آن جمله می توان به گیاهانی همچون شاه تره – چز – مخلصه یا كافور كوهی – پرسیاوشان – افسنطی - -بومادران- تره كوهی –گیاهی نادر و كمیاب به نام زهر آبی و ... یاد كرد ، ارتفاعات مشرف به شیب های شمالی كلار گندمان زیستگاه منحصر بفرد سروكوهی است ، كلار مامن و زیستگاه قریب سی وپنج گونه پستاندار بوده كه از جمله شاخص آنها باید از پلنگ ، كل وبز ، قوچ ومیش ، گرگ ، كفتار ، روباه ، گربه وحشی و... یاد نمود و علاوه بر آن قریب 75 گونه پرنده خشك زی وابسته به خانواده های مختلف در كلار زیست می نمایند كه در این خصوص می توان به كبك دری ، كبك ، تیهو ، عقاب طلائی ، عقاب دشتی ، دلیجه كوچك و غیرو اشاره كرد و در پایان لازم بذكر است كه كبك دری یعنی شاخص محیط طبیعی استان نیز در كوه كلار زیست می نماید.

موقعیت جغرافیایی و مختصات منطقه كوه كلار(گندمان):

استان چهارمحال و بختیاری دارای موقعیتی است كه حتی مناطق شهرنشین آن نیز در ارتفاع بالایی از سطح دریا واقع شدهاند؛ به طوری كه شهر بروجن، در ابتدای جاده سیاسرد دارای ارتفاع 2234 متر و شهر گندمان دارای ارتفاع 2246 متر از سطح دریا میباشد. با توجه به این كه مسیر اصلی صعود به كوه كلار از روستای نصیرآباد (گندمان)آغاز میشود، علاوه بر ارتفاع ، طول و عرض جغرافیایی نیز بیان میشود.

1- روستای نصیرآباد(گندمان) دارای ارتفاع 2220 متر از سطح دریا بوده و دارای طول جغرافیایی 508204 و عرض جغرافیای 3519038 میباشد.

2- تك درخت بید دارای ارتفاع 2454 متر از سطح دریا بوده و دارای طول جغرافیایی 506602 و عرض جغرافیای 3522446 میباشد.

3- دره چیراب دارای ارتفاع 2524 متر از سطح دریا بوده و دارای طول جغرافیایی 506079و عرض جغرافیای 3522436 میباشد.

4- دریاچه بالای كوه كلار دارای ارتفاع 3428 متر از سطح دریا بوده و دارای طول جغرافیایی 503967 و عرض جغرافیای 3520268 میباشد.

5- قله كوه كلار دارای ارتفاع 3629 متر از سطح دریا بوده و دارای طول جغرافیایی 503086 و عرض جغرافیای 35201554 میباشد.

مسیرهای دسترسی از شهر گندمان به قله كلار:

به منظور دسترسی به دامنه كوه كلار، وقتی از بروجن به راه میافتیم وارد شهر گندمان حدود 15 كیلومتری بروجن میشویم. از گندمان دو راه وجود دارد: 1- پس از پشت سر گذاشتن گردنه مروارید به یك سه راهی در سمت راست جاده به نام سه راهی کنرک نصیرآباد حدود 6 كیلومتری شهر گندمان میرسیم. پس از ورود به جاده فرعی و گذر از چندین روستا، نهایتا به روستای نصیرآباد حدود 18 كیلومتری جاده اصلی میرسیم؛ پس از گذر از این روستا به تالاب بین المللی گندمان، یعنی محل شروع كوهپیمایی خواهیم رسید. 2- از گندمان وارد جاده فرعی مزارع کشاورزی گندمان میشویم؛ بین راه از لواسگان عبور كرده و نهایتا به سه راهی كتك حدود 10 كیلومتری گندمان میرسیم. سپس تا تالاب بین المللی گندمان مسافتی حدود 5 الی 6 كیلومتر جاده خاكی را باید طی كنیم.

در فصل تابستان برای صعود از تالاب گندمان به قله كوه كلار باید از مسیر باغ چیراب بگذریم، به طوری كه طی مسیر به یك تك درخت بید میرسیم كه آب گوارایی از كنار آن عبور میكند. این مكان محل صرف صبحانه كوهنوردان میباشد. پس از گذر از دره چیراب، به چشمه اصلی كوه كلار خواهیم رسید كه استراحتگاه مناسبی را برای صعودكنندگان فراهم كرده است. آب همین چشمه است كه در باغ چیراب جریان دارد و كوهنوردان مخصوصا پای تك درخت بید از آن استفاده میكنند. دریاچه منحصر به فرد كوه كلار با مساحتی بیش از 1000 متر مربع، یكی از دیدنیترین قسمتهای این كوه میباشد كه نسبت به قله دارای حدود 200 متر اختلاف ارتفاع است. برای رسیدن به قله باید از صخره های زیر قله عبور كرد. از قله كوه كلار قلل زیادی از جمله:جهانبین، دنا، كوه سوخته، دالو شیرمردی، هزاردره، سبزه كوه، دو دلو ، تخت سنمبر، شتردو، كرسمی، دره غولی و... را میتوان دید. در فصل زمستان، شروع صعود از انتهای روستای نصیرآباد آغاز میشود كه بدین ترتیب كوهنوردان از دیدن باغ چیراب و تك درخت بید بی بهره خواهند بود. بی تردید یكی از زیبا ترین كوههای ایران، كوه كلار میباشد.*از حاج اقا رضا قلی رضی کارشناس کشاورزی شهرستان که در این زمینه همکاری لازم را کردند بسیار سپاسگذارم *

السلام علیک یا فاطمة الزهراء

hareketli cicek resimleri

السلام علیک یا فاطمة الزهراء

مزار گمشده ی یاس کبود طه

حکایت راز سر به مهر
 
الله یعلم ُ و انتم لاتعلمون َ است

حکایت شگفتی مَلک و صبر جبّار و اختیار خاک است

حکایت مظلومیت حق و بیداد ظلم است

 حکایت بی رحمی بشر و کینه توزی وی است

حکایت آن حکایت هایی است

که ناگفته زیر خاک
 
به انتظار عدالت الهی آرمیده اند

دوست داشتن

غریب از دوست داشتن

و عجیب تر از آن دوست داشته شدن...

وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد،

و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده،

به بازیش می گیریم.

هرچه او عاشق تر، ما سرخوش تر، هر چه او دل نازک تر، ما بی رحم تر...

تقصیر ما نیست،

تمام قصه های عاشقانه اینگونه به گوشمان خوانده شده اند!

«دکتر شریعتی»

توصیه های از ایت الله بهجت

توصیه های از آیت الله بهجت بزرگوار و همچنین توضیحاتی راج ب اذن دخول به حرم امام حسین(ع) و امام رضا(ع) پیدا کردم که حیفم اومد توی وبلاگ نذارم. همینطور راز سنگ قبر این بزرگوار را هم آوردم. یک بار سه سال پیش توفیق پیدا کردیم و خونه این بزرگوار رفتیم، ان شاالله همه مون توفیق زیارت امام رضا(ع) و امام حسین(ع) را پیدا کنیم.

آیت الله بهجت

زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا

علیه‌السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:

« أأدخل یا حجة الله:

ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟ »

به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه‌السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه‌السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

زیارت امام رضا علیه‌السلام از زیارت امام حسین علیه‌السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی‌عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.
ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاء‌الله! به تحقق پیوسته. یکی از معاندین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود:«غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.

بسیاری از حضرت رضا علیه‌السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور - کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی ر می‌دید.


همه زیارتنامه ها مجرب است !
امام رضا علیه السلام

همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه‌السلام بشمرید. حضرت علیه‌السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه‌السلام به کسی فرمودند:«از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

به دو چیز امیدوارم !
یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم اولاً قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت.

ثانیاً در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهدا گریه کرده‌ام.

حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند:

«در روز عاشورا مقداری از گِلِ پیشانی عزاداری امام حسین علیه‌السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!

پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه‌السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.

«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»

این جمله دو معنی دارد:

معنی اول این که حضرت رضا علیه‌السلام آن روز به کربلا رفته بودند.

معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه‌السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آن جا آتش روشن کردند!
حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم

کسی وارد حرم حضرت رضا علیه‌السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین - سلام الله علیهم - را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان- سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء- می‌باشد.


کراماتی از امام رضا(ع)

در همین حرم حضرت رضا علیه‌السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه‌السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف گردید. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت می‌باشد! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت نامه می‌خواندند. همین زیارت نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارتنامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع گردید حال آیا حضرت رضا علیه‌السلام وفات کرده است؟

حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

منبع:وبلاگ شهر امام رضا(ع)



راز سنگ قبر آیت الله بهجت

پس از عروج ملکوتی آیت الله بهجت و خاکسپاری ایشان در حرم مطهر حضرت معصومه (س) تا حدود دو ماه نشان خاص و ثابتی روی مزار ایشان موجود نبود و پس از آن هم یک صندوق چوبی با پوششی سیاه و پارچه‌ای روی قبر این عالم دینی قرار گرفت. بعد از مدتی نیز آن پارچه، با بنری که نقش محراب داشت و متنی توصیفی و عربی روی آن نوشته شده بود جایگزین شد.

به گزارش تریبون مستضعفین، اما سرانجام از طرف بیت آیت الله بهجت سنگی به ابعاد ۸۰ × ۱۸۰ پیشنهاد می‌شود اما در بازار سنگ این نوع سنگ بسیار کمیاب بود و نیاز به پیگیری‌های مداوم داشت؛ از سوی دیگر برداشت از وجوهات شرعی، برای تهیه سنگ مزار به هیچ عنوان مورد نظر بیت معظم له نبود و برخی دوستداران و شاگردان آیت الله بهجت، داوطلب پرداختی به میزان توانایی خود و چند نفری نیز داوطلب پرداخت کل وجه شدند.

با گذشت بیش از یکسال نه تنها جستجوی سنگ بلکه متن، نوع خط، نوع ترکیب بندی و … مشخص نبود! گویا هیچ متنی رسا نبود تا آن شخصیت والا را توصیف و معرفی کند تا اینکه هنرمندی متعهد و از ارادتمندان خود آیت الله بهجت پیشنهاد می‌کند: «رساترین کلام در تعریف آقا امضای ایشان بود؛ العبد». این پیشنهاد مورد تأیید قرار می‌گیرد.

با پیگیری و همراهی آستانه مقدسه حضرت معصومه(س)، کارگاهی در اطراف تهران که سنگی با ابعاد مورد نظر را دارد معرفی می‌شود. اما بدلیل عدم آماده بودن وجه خرید سنگ، مدتی طول می‌کشد تا سرانجام بانی سنگ مشخص و سنگ خریداری می‌شود.

برای خطاطی و حجاری هنرمندانی از قم و اصفهان و تهران معرفی می‌شوند و تقسیم کار صورت می‌گیرد که در این میان سهم ستاد بازسازی عتبات اصفهان قابل توجه بود؛ هنرمندانی صدیق و متدین که بی‌وضو دست به کار نبردند.

به این ترتیب در وسعتی از سادگی و خلوتی سنگ، اصالت و هویتی برجسته، رخ می‌نماید: «العبد محمد تقی بهجت بن محمود». «العبد» در قطعه‌ای میناکاری نقش می‌گیرد و در هنری زیبا و کاری بسیار بدیع، روی سنگ قبر متصل می‌شود.

20فروردین

روز ملی فناوری هسته ای، روز ۲۰ فروردین در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران است. این روز به مناسبت ۲۰ فروردین ۱۳۸۶ و اعلام دستاورهای هسته‌ای قابل توجه در آن روز نامگذاری شده‌است. هر ساله، مراسم جشنی در این روز در ایران برگزار می‌شود و دستاورهای هسته‌ای جدید رونمائی می‌گردد.

فن اوری هسته ای

دستمزد سال 91

به گزارش روابط عمومی وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی، شورای عالی کار با حضور نمایندگان سه گروه (دولت ، کارفرمایان ، کارگران ) در آخرین روزهای اسفند ماه سال گذشته ، پس از بحث و بررسی راجع به تعیین حداقل مزد سال 1391،این بخشنامه را تصویب کرد.

گفتنی است که در اجرای ماده 41 قانون کار با در نظر گرفتن مصالح کارگران در انطباق هر چه بیشتر میزان درآمد آنان با سطح معیشت و هم چنین با توجه به مقتضیات بنگاه های تولیدی و کارفرمایان و شرایط اقتصادی جامعه موارد زیر به اتفاق آرا مورد تصویب شورایعالی کار قرار گرفت.

بخشنامه دستمزد سال 1391 بشرح ذیل است :

1- از اول سال 1391 حداقل مزد روزانه با نرخ یکسان برای کلیه کارگران مشمول قانون کار (اعم از قرارداد دائم یا موقت) مبلغ 129900 ریال ( یکصد و بیست و نه هزار و نهصد ریال) تعیین می شود. همچنین از اول سال 1391 سایر سطوح مزدی نیز روزانه 7 درصد مزد ثابت با مزد مبنا(موضوع ماده 36 قانون کار) به اضافه روزانه 12093 ریال به نسبت آخرین مزد سال 1390 افزایش می یابد.

تبصره: با اعمال افزایش این بند مزد شغل کارگران مشمول طرحهای طبقه بندی مشاغل مصوب وزارت کار و امور اجتماعی و نیز مزد ثابت سایر کارگران نباید از مبلغ 129900 ریال (یکصد و بیست و نه هزار و نهصد ریال) بند یک کمتر شود.

2- به کارگرانی که در سال 1391 دارای یکسال سابقه کار شده و یا یکسال از دریافت آخرین پایه سنواتی آنان گذشته باشد روزانه مبلغ 2500 ریال نیز به عنوان پایه (سنوات) پرداخت خواهد شد.

تبصره 1: پرداخت مبلغ مربوط به پایه سنواتی کارگران مشمول طرح‌های طبقه بندی مشاغل مصوب وزارت کار و امور اجتماعی با در نظر گرفتن رقم فوق الذکر برای گروه یک با توجه به دستور العمل و جدول اعلامی توسط اداره کل روابط کار و جبران خدمت صورت می گیرد.

تبصره2: به کارگران فصلی به نسبت مدت کارکردشان در سال 1390 میزان مقرر در این بند یا تبصره یک آن حسب مورد تعلق خواهد گرفت.

3- بر اساس مصوبه مورخ 21/7/1387 شورایعالی کار و در جهت افزایش رضایتمندی کارگران و کارفرمایان و به منظور تثبیت و تسری به تمامی کارگران اعم از دائم و موقت مقرر شد از ابتدای سال 1391 کمک هزینه اقلام مصرفی خانوار به عنوان مزایای رفاهی و انگیزه ای موضوع تبصره سه ماده 36 قانون کار بابت هر کارگر (اعم از متاهل و یا مجرد) ماهانه 35000 ریال از سوی کارفرمایان به آنان پرداخت شود.

4- ضوابط مربوط به چگونگی نحوه اعمال افزایش مقرر در بند یک و تبصره یک بند (2) در کارگاه هایی که دارای طرح طبقه بندی مشاغل می باشند و نیز در مورد کارگران کارمزدی و هم چنین چگونگی ارتقا طبقه شغلی به موجب دستور العملهای اداره کل روابط کار و جبران خدمت خواهد شد.

5- مقررات این مصوبه شامل حال دانش آموزان و دانشجویانی که در ایام تعطیلات تابستانی در سال 1391 به طور موقت در کارگاه ها اشتغال می یابند نخواهد شد.

6- واحدهای مشمول قانون کار به منظور ایجاد رابطه هر چه بیشتر مزد و مزایا با بهره وری و تولید و ایجاد انگیزه بیشتر در بین کارکنان خود علاوه بر اجرای این مصوبه می توانند نسبت به افزایش و برقراری مزایا در قالب موافقت نامه های کارگاهی و پیمان های دسته جمعی و پس از تایید وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اقدام کنند.

 دستورالعمل نحوه اجرای مصوبه مزدی شورای عالی کار

در همین حال، در دستورالعمل نحوه اجرای مصوبه مورخ 24 اسفند ماه 90 شورای عالی کار درباره کارگران کارمزدی دائم و موقت که با امضای اسماعیل ظریفی آزاد مدیرکل روابط کار و جبران خدمت وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ابلاغ شده، آمده است: در اجرای بند 4 بخشنامه شماره 152327 مورخ 24 اسفندماه 90 وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی موضوع مصوبه مورخ 24 اسفندماه 91 شورای عالی کار، نحوه اجرای بخشنامه مذکور درباره کارگران کارمزدی به شرح ذیل است:

1 - نحوه اعمال 7 درصد افزایش بند یک بخشنامه

نرخ‌های کارمزدی در سال 91 ( به نسبت آخرین کارمزد در سال 90 ) در مورد کلیه کارگران کارمزدی ( اعم از موقت یا دائم ) به ماخذ 7 درصد افزایش می یابند. در صورتی که کارگران دارای بخش ثابت مزد (علاوه بر کارمزد) باشند، این بخش نیز باید 7 درصد افزایش یابد.

تبصره: چناچه نرخ یا ملاکهای کارمزدی تابع قسمت ثابت مزد بوده و یا به عبارت دیگر، به صورت درصدی از قسمت ثابت مزد تعیین شده باشند، در این صورت تنها بخش ثابت مزد مشمول 7 درصد افزایش خواهد شد. (زیرا با این عمل نرخ یا ملاکهای کارمزدی نیز به دلیل تبعیت از قسمت مذکور خود به خود دستخوش افزایش خواهد شد.)

2- چگونگی اعمال افزایش رقم ثابت موضوع بند یک بخشنامه

علاوه بر افزایش 7 درصد بر روی قسمت ثابت مزد، قسمت مذکور در سال 91 روزانه 12093 ریال دیگر افزایش خواهد یافت و درصورتی که کارگران فاقد قسمت ثابت مزد باشند در سال 91 روزانه 12093 ریال در اجرای مصوبه شورای عالی کار به صورت ثابت درمورد آنان برقرار خواهد شد.

تبصره: در صورتی که مجموع دریافتی کارگران بابت بخش ثابت و متغییر مزد کمتر از 129900 ریال در روز شود، ملاک محاسبه و پرداخت آن به کارگران کارمزد همان 129900 ریال خواهد بود.

3 - اعطای مزد سنوات

علاوه بر افزایش کارمزد، کارگران مزدی نیز بر حسب آنکه مشمول طرح طبقه بندی مشاغل باشند یا خیر، حسب مورد و مطابق دستورالعمل‌های ذی ربط از پایه سنواتی موضوع بند 2 بخشنامه شماره 152327 مورخ 24 اسفندماه 90 وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی برخوردار خواهند شد.

شلمچه

شلمچه خلاصه عشق است و قطعه ای از بهشت ، شلمچه ، آینه ایست که تمام جبهه با خاکهای سرخش در آن می درخشد. و دریچه آسمانی است که از آن بوی رشادت و عطر دلنواز شهادت می وزد.شلمچه تندیس زیبای عشق است که در میدان ایثار قد کشیده است . شلمچه شهر شهود و شهادت است . شلمچه مثنوی بلند ایثار است و فرودگاه عشق و عروج گاه دل . صحرای خشکی که دریای مواج خون و اشک های عاشقانه در تربت پاکش دارد با قلب خونینی که هنوز زیبا و دلنواز می تپد و خون غیرت و مردانگی را در رگهای این دیار می دواند و حدیث بلند حیات با عزت را زمزمه می کند. زمین خاکی شلمچه ، زیباتر از آبی آسمان است چرا که شلمچه قتلگاه مرغان عاشقی است که برای وصال بی قرار بودند و از کوچه پس کوچه های منیت و مادیت رهیده و به شهر دلگشای معنویت و شهادت دل بستند.آری ! شلمچه شاهنامه بلند شهادت است ، دیوان عاشقی است ، شعرهای سرخ ، با واژه های خون ، به وزن عشق و قافیه هایی از جنس قلب پاره پاره عاشقی و در قالب غزل عشق و مثنوی بلند شهادت، دیوانی که شکسته دلان عارف با قلم استخوان و مرکب خون و با خط شکسته عروج نوشتند و این صفحه طلایی تاریخ ایران اسلامی را با خون دل تهذیب شده شان تذهیب کردند. آری! شلمچه کتاب است ، خواندنی ترین کتاب حماسه . شلمچه آسمان است سرشار از ستاره های سرخ . شلمچه بهار است لبریز از گل های محمدی ،شلمچه دریاست ، مواج از موجهای عاشقی .سلام ای سرزمین شلمچه .سلام بر تو ای قرار بی قراران ، ای جائیکه نه چندان دور نردبان معراج و ترقی بودی .

سلام بر تو ای نقطه تلاقی عرش با فرش .

سلام بر آن نیمه شب هایت ،

سلام بر آن فضای عارفانه و عاشقانه ای که شب زنده دارانت با ترنم زیبا و ملکوتی الهی العفو ، می آفریدند.

سلام بر نماز شب هایی که در سنگرهای آسمانی تو آغاز میشد و در بهشت خاتمه می یافت.

و باز سلام بر تو ای شلمچه ، ای جبهه عاشقان ، ای تمامیت عرشیان ،

شلمچه تو مانند موج خاموش و درهم شکسته می مانی .

به ساغری که که خالی از شهد لقاء و بند نام شهادت شده است .

به دریایی که در بستر خویش آرام خفته است .

شلمچه جزر و مَدّت کجا رفت ؟

هر گاه بسیجی ها در تو نیستند موج شرارهایت در درون تو فرو رفته است

شلمچه جا دارد امروز چفیه ام را بر سر بکشم و اشک حسرت از چشمان ملتهبم جاری کنم و فریاد بکشم...

من جا مانده ام...

فلسفه 13 بدر

با فلسفه "سیزده بدر" آشنا شوید

امروز روز 13 فروردین است، و چه روزی بهتر از امروز که درباره فلسفه 13بدر کمی ‌فکر کنیم، نظرات متفاوتی در این باره وجود دارد. در بیشتر فرهنگها عدد 13 برخلاف عدد هفت، نامیمون و نحس است. اما ما معتقدیم که هیچ روزی نحس نیست. حال به به بررسی نظرات مختلف و مراسم 13بدر می‌پردازیم، تا بدانیم هیچ سنتی بدون فلسفه و ریشه‌های فرهنگی اینچنین نمی‌توانست پایدار بماند.
 در مورد روز و عدد سیزده دو اعتقاد متضاد وجود دارد:
1.    این روز را نحس دانسته، به همین دلیل برای رفع بلا به دامان طبیعت پناه می‌بردند.
2.    این روز را خجسته پنداشته و برای گذراندن بهتر این روز از طبیعت یاری می‌جستند. 
ایرانیان چون در مورد این روز آگاهی کمتری دارند آن روز را نحس می‌دانند و برای بیرون کردن نحسی از خانه و کاشانهً خود کنار جویبارها و سبزه‌ها می‌روند و به شادی می‌پردازند. تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است. بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار مسعود و فرخنده دانسته اند. مثلا در صفحهً 266 آثار الباقیه جدولی برای سعد و نحس آورده شده که در آن سیزده نوروز که تیر روز نام دارد کلمهً (سعد) به معنی فرخنده آمده و به هیچ وجه نحوست و کراهت ندارد.  بعد از اسلام چون سیزدهً تمام ماه‌ها را نحس می‌دانند به اشتباه سیزده عید نوروز را نیز نحس شمرده اند. وقتی دربارهً نیکویی و فرخنده بودن روز سیزدهم نوروز بیشتر دقت و بررسی کنیم مشاهده  می‌شود موضوع بسیار معقول و مستند به سوابق تاریخی است. سیزدهم هر ماه شمسی که تیر روز نامیده می‌شود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندی است که "تیر" نام دارد و در پهلوی آن را تیشتر می‌گویند. فرشتهً مقدس تیر در کیش مزدیستی مقام بلند و داستان شیرینی دارد. ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می‌رفتند و شادی می‌کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی‌ بودن دورهً نوروز را به پایان می‌رسانیدند.
 سبزه گره زدن
افسانهً آفرینش در ایران باستان و مسئلهً نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی دربارهً کیومرث حائز اهمیت زیادی است. در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. گفته‌های حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و انبیاء و گفته‌های مسعودی در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بیرونی در کتاب آثار الباقیه بر پایهً همان آگاهی است که در منابع پهلوی وجود دارد. مشیه و مشیانه که پسر و دختر دوقلوی کیومرث بودند روز سیزده فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسیله گره زدن دو شاخه پایهً ازدواج خود را بنا نهادند. این مراسم را بویژه دختران و پسران دم بخت انجام میدادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی نیت می‌کنند و علف گره می‌زنند. این رسم از زمان کیانیان تقریباً متروک شد ولی در زمان هخامنشیان دوباره شروع شده و تا امروز باقی مانده است. در کتاب مجمل التواریخ چنین آمده "اول مردی که به زمین ظاهر شد پارسیان او را کل شاه گویند. پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزدهً نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند". چنانکه در بحث جشن نوروز اشاره شد کردهای ایران و عراق که زرتشت را از خود می‌دانند روز سیزدهم فروردین را جزو جشن نوروز به حساب می‌آورند.  دكتر نیك‌نام دربارة سابقة رسم گره زدن در روز سیزده به‌در می‌گوید: «برخی از آداب نوروز به آیین زرتشتی بازنمی‌گردد بلكه مربوط به باورهای مردمان آریایی است كه پیش از زرتشت در سرزمین ایران زندگی می‌كردند. طبق یكی از این باورها، بارندگی به فرشته‌ای به نام تِشتر مربوط است كه در آسمان‌ها به صورت اسب سپیدی در حال حركت است و هرگاه با دیوی به نام اَپوش بجنگد و برنده شود، سالی پر از سبزی و خرمی‌و باران در پیش است. به همین دلیل ایرانیان روز سیزدهم فروردین كنار سبزه‌ها و جویبارها می‌روند و به‌ویژه زنان كه نمایندة آناهیتا یعنی ایزدآب هستند با نوازش سبزه‌ها و گره زدن آنها حمایت خود را از فرشتة باران نشان می‌دهند.»
 امّا دكتر وكیلیان می‌گوید: «در گذشته جامعة ما جامعة بسته‌ای بوده است. زن همیشه در خانه بوده و
منتظر بوده تا به خواستگاری‌اش بروند. امروزه تغییراتی به‌وجود آمده اما در گذشته دختران نمی‌توانستند همسرشان را خودشان انتخاب كند. بنابراین مهم‌ترین آمال و آرزوهای هر دختری در گذشته این بود كه شوهر خوبی بكند یا زودتر به خانه بخت برود. درباره دخترها این حرف وجود داشت كه: دختر كه رسید به 20، باید نشست و به حالش گریست. اینها جزء فرهنگ ما بوده است. دختر در 16، 17 سالگی باید به خانه بخت می‌رفت وگرنه مایه ننگ به حساب می‌آمد. اینها واقعیاتی بود كه وجود داشت. به همین دلیل دخترها به امامزاده می‌رفتند، سبزه گره می‌زدند و سفره‌های نذری پهن می‌كردند تا شاید نیروهای غیبی كمك كنند و شوهری برایشان پیدا شود زیرا دختری كه ازدواج نمی‌كرد جایگاهی در جامعه نداشت.»
  درباره سیزده بدر
در کتابهای تاریخی و ادبی سده‌های گذشته، که رسم‌ها، آیین جشن‌های نوروزی کهن را یاد و یادداشت کرده اند، چون تجارب الامم، آثار الباقیه، التفهیم، تاریخ بیهقی، مروج الذهب، زین الاخبار و نیز در شعر شاعران به ویژه شاعران دورهً غزنوی که بیشترین توصیف جشن‌ها را در بر دارد اشاره ای به "سیزده بدر" نمی‌یابیم. پرسش اینجاست که اگر در کتاب‌های تاریخی و ادبی گذشته اشاره ای به سیزده بدر و هفت سین نمی‌یابیم آیا این رسم‌ها را باید پدیده ای جدید دانست و یا این که، رسمی‌کهن است، و به علت عام و عامیانه بودن در خور توجه نبوده و با معیارهای مورخان زمان ارزش و اعتبار ثبت و ضبط نداشته است؟  نگارنده حالت دوم را باور دارد. زیرا رسم و آیینی که بدین گونه در همه شهرها و روستاهای ایران همگانی است و در بین همهً قشرهای اجتماعی عمومیت دارد، نمی‌تواند عمری در حد دو نسل و سه نسل داشته باشد. دیگر این که می‌دانیم کتابهای تاریخی و شعرهای شاعران، رویدادها و جشن‌های رسمی ‌را که در حضور شاهان و خاصان دستگاه حکومتی بود، بیان و توصیف می‌کرد. ولی سیزده بدر، رسمی ‌خانوادگی و عام و به بیانی دیگر پیش پا افتاده و همه پسند (و نه شاه پسند) بود. از طرف دیگر، نوشتن رویدادهای روزی که رفتارها و گفتارهای خنده دار و غیر جدی، برای خود جایی باز کرده، تا "نحسی سیزده" آسانتر "در" برود، توجه مورخ و شاعر را به خود جلب نمی‌کرد. و شاید "نحس" بودن هم عاملی برای بیان نکردن بود. نحس و ناخوشایند بودن عدد 13 و دوری جستن از آن، در بسیاری از کشورها و نزد بسیاری از ملت‌ها، باوری کهن است. مسیحیان هیچ گاه سیزده نفر بر سر یک سفره غذا نمی‌خورند. در باور تازیان سیزدهمین روز هر ماه ناخوشایند است. ابوریحان بیرونی در جدول "روزهای مختار و مسعود و مکروه" در ایران کهن، روز سیزدهم ماه تیر را که (تیر نام دارد) منحوس ذکر کرده است. سالهای زیادی فروردین ماه اول تابستان بود. یکی از نویسندگان در خاطره‌های هفتاد ساله اش از باور مردم شهر خود، قزوین، دربارهً سیزده بدر می‌نویسد: روز سیزده بدر جایز نبود برای دید و بازدید، به یک خانه رفت، هم صاحب خانه به فال بد می‌گرفت و می‌گفت نحوست را به خانه من آوردند و هم رونده، نمی‌خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سیزده باید به صحرا رفت. زیرا آنچه بلا در این سال بیاید، امروز مقدر و تقسیم می‌شود. پس خوب است ما در شهر و خانه خود نباشیم، شاید در تقسیم بلا، فراموش شده و از قلم بیفتیم.  شباهتی که بین سیزده بدر و برخی از رسم‌های کاتارها (بازماندگاه مانویان در اروپا، که ترکیبی از اندیشه‌های زردشتی، فلسفهً باستان و مسیحیت دارند) این پرسش را به ذهن می‌رساند که آیا هر دو ریشهً مشترک باستانی ندارند؟  کاتارها در روز عید "پاک" ( که برخی از سال‌ها به روز سیزده فروردین نزدیک است) از خانه بیرون آمده و روز را در دامن صحرا و کنار کشتزار می‌گذرانند، و برای ناهار با خود تخم مرغ می برند. در این روز پنهان کردن تخم مرغ در گوشه و کنار و پیدا کردن آنها سرگرمی ‌کودکان است. سه شباهت، یا سه ویژگی مشترک این دو عبارتند از: 
1- آغاز محاسبهً هر دو از آغاز بهار و اعتدال ربیعی است.
2- در روز سیزده و عید پاک کاتارها به صحرا و دامان طبیعت می‌روند.
3- بازی و سرگرمی ‌کودکان با تخم مرغ فقط در روزهای عید بهاری رسم است، نه فصلهای دیگر سال. 
شباهت دیگر دروغ‌های روز اول آوریل، با شوخی‌های سیزده بدر است. روز اول آوریل، هر چهار سال یکبار مصادف با روز سیزده فروردین است (و سه سال با 12 فروردین). پیشینه و انگیزهً برگزاری سیزده بدر، هر چه باشد، در همهً شهرها و روستاها و عشیره‌های ایران، سیزدهمین روز فروردین، رسمی‌است که باید از خانه بیرون آمد و به باغ و کشتزارها رو آورد و به اصطلاح نحسی روز سیزده را بدر کرد. خانواده‌ها در این روز به صورت گروهی و گاه چند خانواده با هم غذای ظهر را آماده کرده و نیز آجیل‌ها و خوردنی‌های سفرهً هفت سین را با خود برداشته، به دامان صحرا و طبیعت می‌روند و سبزهً هفت سین را با خود برده و به آب روان می‌اندازند. به دامن صحرا رفتن، شوخی و بازی کردن، دویدن، تاب خوردن و در هر حال جدی نبودن، از سرگرمی‌ها و ویژگی‌های روز سیزده است. گره زدن سبزه، به نیت باز شدن گره دشواری‌ها و برآورده شدن آرزوها، از جمله بیرون کردن نحسی است. این باور، معروف است که "سبزه گره زدن" دختران "دم بخت"، شگونی برای ازدواج و همسر یابی، می‌باشد. در فرهنگ اساطیر برای رسم‌های سیزده بدر، معنی‌های تمثیلی آورده:  شادی و خنده در این روز به معنی فروریختن اندیشه‌های تیره و پلیدی، روبوسی نماد آشتی و به منزله تزکیه، خوردن غذا در دشت نشانهً فدیه گوسفند بریان، به آب افکندن سبزه‌های تازه رسته - نشانه دادن هدیه به ایزد آب یا "ناهید" و گره زدن سبزه برای باز شدن بخت و تمثیلی برای پیوند زن و مرد برای تسلسل نسلها، رسم مسابقه‌ها به ویژه اسب دوانی - یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشکسالی است.  
این باور همگانی چنان است که اگر خانواده ای نتواند به علتی تمام روز را به باغ و صحرا برود، به ویژه با دگرگونی‌های جامعه شهر امروز در بعد از ظهر، هر قدر هم مختصر، "برای گره زدن سبزه و بیرون کردن نحسی سیزده" به باغ یا گردشگاه عمومی ‌می‌رود.  با دگرگونی‌های صنعتی، شغلی، بزرگ شدن شهرها، فراوانی وسیله‌های آمد و رفت سریع السیر، وسیله‌های ارتباط جمعی و... به ناگزیر شهرداری‌های شهرهای بزرگ، دشواریهای آمد و رفت را پیش بینی می‌کنند. فراوانی اتومبیل و دیگر وسیله‌های آمد و رفت موتوری و نیز وسعت خانه سازی‌ها و شهرسازی‌ها، باعث شده که خانواده‌ها، سال به سال راه دورتری را برای "سیزده بدر" پشت سر بگذارند، تا سبزه و کشتزاری بیابند. روز سیزدهم فروردین مانند شب آخرین چهارشنبة سال اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر با چهارشنبه‌ سوری به استقبال نوروز می‌رویم، با سیزده به‌در نوروزمان را بدرقه می‌كنیم. 
 نوروز كه مراسمش محفلی خانوادگی دارد، با دو حركت اجتماعی و عمومی‌از خانه‌ها به خارج راه می‌یابد، با دو آیین سنتی كه نشان از همبستگی جمعی دارند

ایرانیان چه زمانی نوروز را کشف کردند

ايرانيان چه زماني نوروز را کشف کردند؟
مجمع عمومي سازمان ملل در نشست ۲۳ فوريه ۲۰۱۰، ۲۱ مارس را به عنوان روز جهاني عيد نوروز، با ريشه ايراني به رسميت شناخت و آن را در تقويم خود جاي داد. به گزارش مشرق در متن به تصويب رسيده مجمع عمومي سازمان ملل، نوروز جشني با ريشه ايراني که قدمتي بيش از ۳ هزار سال دارد معرفي شده است که امروزه بيش از ۳۰۰ ميليون نفر آن را جشن مي گيرند.

علاوه بر اين در تاريخ ۸ مهر ۱۳۸۸ خورشيدي، نوروز توسط سازمان جهاني يونسکو، به عنوان ميراث غيرملموس جهاني به ثبت رسيد.با اين حال دکتر فريدون جنيدي ايران شناس و شاهنامه پژوه برجسته ايراني معتقد است برخي ابعاد مهم نوروز آن گونه که بايد مورد توجه قرار نگرفته است.

دکتر جنيدي مي گويد: آن چه در ثبت پرونده جهاني نوروز، در يونسکو يا سازمان ملل توجه نشده است، اهميت نوروز از جنبه دانش ايرانيان در رياضيات است. در واقع نوروز جشن بزرگي بر پايه دانش رياضي و اخترماري است.

وي ادامه مي دهد: هزاران سال پيش نياکان ما با تبحري که در رياضي و ستاره شناسي داشتند روز آغاز بهار را شناخته بودند. آن ها اين موضوع را که جهان در اين روز رو به سبزي مي رود فهميدند و اين مسئله تبحر ايرانيان در دانش ستاره شناسي را نشان مي دهد.

این ايران شناس خاطرنشان مي کند: شگفت انگيز اين است که ما زماني جشن نوروز را برگزار کرديم که توانستيم به وسيله ظرفي که با پر و خالي شدن آب آن و قطراتي که از درون اين ظرف به بيرون مي ريزد ساعت را کشف کنيم و به اين شکل براي همگان روشن شد که شب و روز هر يک ۱۲ ساعت و با هم برابر است و بعد از آن ايرانيان با نگاه به آسمان ها برج هاي دوازده گانه را پيدا کردند.

دکتر جنیدی می افزاید: گاهشماري خورشيدي که حاصل تلاش دانشمندان ايراني است يکي از دقيق ترين گاهشماري ها در طول تاريخ بوده است، به طوري که نوروز دقيقا در ابتداي فصل بهار جاي مي گيرد.ايرانيان به اين راز شگفت ۸ هزار سال پيش پي بردند و اکنون زمان آن است که ما به نياکانمان افتخار کنيم.

جنيدي توضيح مي دهد: هزار سال پيش دو برادر ايراني ساعتي درست کردند که سر هر ساعت يک خروس از آن بيرون مي آمد و آواز مي خواند. در زماني که «شارلمان» فرانسه را تشکيل داد، خليفه عرب اين هديه را براي آن ها فرستاد. اتفاقا در همان سال فرانسه دچار خشکسالي شد، مردم فرانسه با بروز اين اتفاق خروسي را که از ساعت بيرون مي آمد شيطان دانستند. آن ها مي گفتند اين خروس را بکشيد تا خشکسالي برود. هزار سال پيش ما ساعتي به اروپا داديم که سرساعت از آن خروس بيرون مي آمد و مردم فرانسه آن را به عنوان شيطان کشتند. ايرانيان بدانند که جشن نوروز جشن بزرگداشت دانش رياضي و اخترماري است دانشي که در زماني در ايران وجود داشت که همه جهان در خواب بود.

سبب نام نهادن نوروز

در نوروزنامه خیام نیشابوری می خوانیم:«سبب نام نهادن نوروز ازآن بوده است که آفتاب در هر۳۶۵شبانه روز و ربعی به اول دقیقه حَمل بازآید و چون جمشید از آن آگاهی یافت نوروز نام نهاد، پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان به او اقتدا کردند و آن روز را جشن گرفتند و به جهانیان خبر دادند تا همگان آن را بدانند و آن تاریخ را نگاه دارند و بر پادشاهان واجب است که آیین و رسم ملوک را یه جای آورند ، از بهر مبارکی و خرمی کردن در اول سال و هر کس در نوروز جشن کند تا نوروز دیگر عمر در شادی گذراند.» ما ایرانی هستیم ، مردمانی با رسوم و سنت های به جا مانده از نیاکان و گذشتگانمان، وارثان فرهنگی غنی و پربار، فرهنگی که اگر به دور از رنگ و لعاب اضافی قرار گیرد، زیباست. اگر بخواهیم سنت های اجتماعی را به صورت کارکردی مورد بررسی قرار دهیم شاخص ترین کارکرد نوروز همان انسجام و ایجاد روحیه وحدت بخش است. انسجام یافتن ، همدلی را سبب می شود و همدلی عاملی است تا در کنار یکدیگر آرامش یافته و بردبار شویم.نوروز زمانی برای تحول یافتن است ، زمانی برای ریزش بدی و زمانی برای دست یافتن به زیباترین احوالات است . امیل دورکیم معتقد است:« در مراسم ها و تشریفات جمعی حس همبستگی گروهی تائید و تقویت می شود » تشریفات و شعائر از نظر دورکیم ، برای پیوند دادن اعضای گروه ضروری است.
نوروز از جمله آیین های ملل ایرانی است که در دین مبین اسلام با استقبال مواجه شده است.در صدر اسلام شاهدیم که فاتحان مسلمان ملاحظه آیین مردمان کشورهای فتح شده را تا حد بضاعت مخترم می شمردند.حضرت علی(ع) در قسمتی از نامه معروف خود به مالک اشتر درباره رعایت رسوم و آیین های مردم تأکید کرده می فرمایید: « آداب پسندیده ای را که بندگان این ملت به آن عمل کردن و ملت اسلام با آن پیوند خورده و رعیت با آن اصلاح شدن بر هم مزن».علامه مجلسی حدیثی از امام صادق(ع) در مورد نوروز نقل می کند؛آن امام(ع) می فرمایند:« امروز روزی است که خداوند عهد ازل(پیمان جاودانه) را با مردم بست، روزی است که نخستین بار خورشید بدرخشد و باد بوزید و…، روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی نشست؛ روزی است که جبرئیل بر پیامبر(ص) فرود آمد، روزی است که حضرت پیامبر(ص)، علی(ع) را بر شانه بلند کرد تا بت های کعبه را سرنگون ساخت، روزی است که دستور داد مردم با علی(ع) بیعت کنند.».در روایت آمده است که «…در نوروز جامی سیمین، پر از حلوا برای پیامبر هدیه آوردند، آن حضرت پرسید این چیست؟ گفتند امروز روز نوروز است، حضرت پرسید نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان است ؛ حضرت فرمودند: کاش هر روز بر ما نوروز بود.»نوروز را می توان تمرینی برای انتظار دانست.استراتژی پویا و بالنده انتظار رکن رکین دکترین مهدویت است.انتظار به معنی چشم به راه بودن و امیدواری به آینده ای زیباست؛ آینده ای نویدبخش و سعادت آفرین ، انتظار رهبری موعود(عج) که با ظهورش تمام فساد ها و بدبختی ها از جهان رخت بر می بندد و بشر طعم حقیقی خیر و صلاح و آسایش و امنیت را می چشد. انتظار فرج منجی حقیقی همان رسیدن به نیکوترین حال ها و زیباترین تحول هاست.
خراسان بزرگ را می توان تاثیرگذارترین نقطه ایران اسلامی در تاریخ پرفراز و نشیب تاریخ اسلام دانست.آداب و سنن فراوانی در جای جای ایران با ریشه خراسانی رایج و جاری هستند .آیین های مربوط به نورز از این دست است.خراسانی ها به گواه تاریخ به خاطر حضور هوشمندانه شان در گذرگاه ها و بزنگاه های تاریخی توانسته اند حضوری پرثمر در حفظ هویت ملی و اسلامی ما داشته باشند.شاهکارهای ادب فارسی با پشتوانه ای از دین در این مرز و بوم ظهور کردند.از فردوسی تا مولانا و از شاهنامه تا مثنوی و از عمق تاریخ تاکنون خراسان نقش راهبری و راهنمایی را به نیکی ایفاء کرده است و در این میان هنوز می توان رگ های اصیل آیینی را در هزار توی فرهنگ مردم مشاهده کرد. این آیین ها همان طوری که متذکر شدم تلفیقی از هویت ملی و مذهبی ماست.اوج این تلفیق را باید در صله رحم یا همان دید و بازدیدهای نوروزی جستجو کرد.یکی شدن ارزش های نظیر؛ حفظ حرمت بزرگ ترها،نو کردن لباس ها،نظافت منازل،عیدی دادن به کوچکترها،سفرهای نوروزی و شیرین کردن کام ها همه و همه از وجوه مشترک باورهای ملی و اعتقادات مذهبی مان خبر می دهند.در نوروز کدورت ها به فراموشی سپرده می شوند.محبت ها بیشتر می شود.به قول محلی ها بازار راوی ها گرم گرم می شود.وصلت ها بیشتر می گردد و باب آشنایی ها و نامزدی ها گشوده تر می شود.بساط خوشی پهن است باید خوشه چین جمع بود.کانون گرم خانواده با ادای دین به گذشتگان و یاد اهل قبور گرم تر م یشود.حرمت همه چیز باید رعایت شود.