مدیریت بازاریابی

نقش مديران ارشد در ارتباط با مشتریان
چرا بسیاری از شرکت‌ها رابطه غیردوستانه با مشتریان خود دارند؟ به چه دلیل مدیران ارشد شرکت‌ها اجازه می‌دهند چنین وضعیتی پیش آید؟ پاسخ ساده است، زیرا تعداد معدودی از مدیران اقدام به ایجاد سازمان‌های مشتری‌مدار می‌کنند.
می‌توان گفت که چهار دلیل عمده برای عدم ارتباط مناسب با مشتریان وجود دارد. اول آنکه، اکثر مدیران ارشد بر این باورند که شرکت آنها از قبل دارای چنین ارتباط مطلوبی با مشتریان خود بوده است و تلاشی برای بهبود آن نمی‌کنند. اگر آنها در این زمینه با مشکلی مواجه شوند، فکر می‌کنند با افزایش بودجه خدمات به مشتری یا مطالعه بازار می‌توانند مساله را حل کنند. مرتبط ماندن با مشتری آنقدر امر مهمی‌است که همه آن را برای مدیران شرکت‌ها یک اولویت می‌دانند. اما اکثر مدیران آن را یک امر بدیهی می‌دانند و از آن غافل می‌شوند.
یک شرکت هواپیمایی را در نظر بگیرید. اگر این شرکت به لحاظ ارتباط با مشتریان ضعیف باشد، به آسانی می‌توان آن را زیر سوال برد و از آن انتقاد کرد. جان تگ، مدیر ارشد عملیاتی شرکت هواپیمایی یونایتد ایرلاینز قسمت اعظم کار خود را روی ارتقاي سیستم‌های اطلاع‌رسانی به مشتری، تکنولوژی‌های مشتری‌مدار و قابلیت‌های خدمات به مشتری متمرکز کرده است. وی در مصاحبه‌ای بیان داشت» بزرگ‌ترین چالش ما آگاه كردن سازمان به میزان فعالیت لازم برای ارتباط بهتر با مشتری است. بدون احساس ضرورت، حقیقتا تغییر دادن فرهنگ مان بسیار سخت است. حال که یونایتد‌ایرلاینز با شرکت هواپیمایی Continental ادغام شده است امید آن می‌رود که قدرت ارتباطی آن بیشتر شود.
دلیل دوم که چرا مدیران شرکت‌های بزرگ ارتباط محدودی با مشتریان دارند، این است که آنها قدرت نمادین روش‌های مدیریتی خود را دست کم یا نادیده می‌گیرند. نمونه و الگو بودن جزو ماهیت ثانویه مدیران کارفرما است و مدیران ارشد شرکت‌های بزرگ باید نسبت به این جنبه از مدیریت آگاهی بیشتری داشته باشند.
مدیران ارشد نمی‌توانند وظیفه فرهنگ‌سازی در سازمان را به فرد دیگری واگذار کنند. آنها موثرترین و مهم‌ترین شخص در شرکت‌ها هستند که قادر به انجام این کار هستند. شیوه‌های مدیریتی مدیران ارشد روی عملکرد تیم‌های کاری، کارمندان و مدیران دیگر تاثیر می‌گذارد. زمانی که ارتباط مدیران ارشد با مشتریان قطع شود برای کل سازمان نیز چنین اتفاقی رخ می‌دهد.
سومین دلیلی که ارتباط با مشتری به مساله مبهمی‌تبدیل می‌شود این است كه به عنوان یک مساله مهم مدیریتی در نظر گرفته نمی‌شود. امروزه دغدغه و نگرانی مدیران مدرن مسائلی چون استراتژی، ادغام و تملک، قیمت سهام شرکت و قدرت ترازنامه است. ارتباط با مشتری کار سطح پایینی تلقی می‌شود و آنقدر پیش پا افتاده در نظر گرفته می‌شود که نمی‌توان آن را جزء اصلی فرمول موفقیت سازمان در نظر گرفت.
چهارمین و آخرین دلیلی که شرکت‌های بسیاری وجود دارند که ارتباط مناسبی با مشتریان ندارند این است که اکثر مدیران از تمام جنبه‌ها به مشتریان فکر نمی‌کنند. از دید یک مدیر ارشد در شرکتی بزرگ، مشتریان معمولا اطلاعات، نمودار یا اعداد و ارقام هستند. آنها به عنوان انسان‌های واقعی دیده نمی‌شوند.
نقطه کور مدیریت
کوتاهی در ایجاد سازمان‌های مشتری‌مدار و عدم درک نقشی که مدیریت ایفا می‌کند اشتباه بزرگ و هزینه‌برداری است. عدم ارتباط حقیقی و پایدار منجر به نابودی عواملی چون نوآوری، وفاداری مشتری و رشد سودآور در شرکت‌ها شده است. مدیران اندکی دریافته‌اند که چگونه سازمان‌های مشتری مدار را برپا کنند و فقدان چنین مدیریتی میلیاردها دلار سرمایه را در اقتصادهای جهانی و آمریکا از بین برده است. بارزترین مثال، صنعت خودروسازی ایالات‌متحده است که به دلیل عدم ارتباط مناسب مدیران با مشتریان فلج شد.
عدم برقراری ارتباط با مشتری برای بسیاری از صنایع دیگر نیز تبدیل به مساله بزرگی شده است. شرکت‌های کرایه اتومبیل در حال تلاش برای متعادل کردن کاهش هزینه‌ها و خدمات به مشتری هستتند. این وضعیت در مورد بیمارستان‌ها، شرکت‌های هواپیمایی و بانک‌ها نیز همین‌طور است. تعداد اندکی در این صنایع دارای مدیران مشتری مدار هستند و آنهایی که ارتباط مناسبی با مشتریان دارند (برای مثال شرکت هواپیمایی Southwest) به داشتن مشتریان وفادار، تقویت نوآوری و لذت بردن از کسب و کار پایدار مشهور هستند.
نادیده گرفتن اهمیت ارتباط با مشتری پیامد قابل توجه دیگری نیز داشته است. سال 2008 در زمان رکود اقتصادی شرکت‌های آمریکایی بیش از 130 میلیارد دلار برای آموزش و رشد کارمندان هزینه کردند که از این میان، حدود 50 میلیارد دلار صرف ارتقا و پیشرفت مدیران شد. این میزان مبلغی است که شرکت‌ها هزینه کردند تا از داشتن مدیران مستعد و مجرب برای آینده‌ای رو به رشد اطمینان حاصل کنند. یکی از رایج‌ترین و موثرترین راه‌ها برای پرورش مدیران آینده سنجیدن مهارت‌های مدیریتی آنها و ارائه بازخورد به مدیران است؛ یعنی اینکه به آنها نشان دهد تا چه میزان این مهارت‌ها را دارا هستند. به منظور انجام این کار، شرکت‌ها باید دقیقا تصمیم بگیرند چه مهارت‌هایی مهم‌ترهستند و ارزش ارزیابی دارند. این لیست از مهارت‌ها اغلب به عنوان «برنامه موفقیت» تلقی می‌شوند.
راه‌حل چیست؟
در اینجا به ذکر چند راهکار برای ایجاد ارتباط مناسب با مشتریان می‌پردازیم. جای هیچ تعجبی نیست که این راهکارها همان مشخصه‌های مدیران موفق است:
به ایجاد تنظیمات سازمانی جدید بپردازید. در شرکت‌های کوچک، تشکیلات سازمانی ساده است و برای مدیران ارتباط نزدیک با مشتری آسان است. در شرکت‌های بزرگ‌تر، تشکیلات سازمانی دارای پیچیدگی است. نظام سلسله‌مراتب و کاغذ بازی مانع رسیدن صدای مشتری به مدیران می‌شود. مدیران ارشد
به دلیل نداشتن دید روشن قادر به تشخیص یا پاسخ سریع به مشتریان نیستند.
در شرکت‌های متوسط، یک راه موثر برای از بین بردن موانع سازمانی، حذف دیوارها به طور فیزیکی بین سطوح است. شرکت Zappos با بیش از دوهزار کارمند دست به چنین اقدامی‌زد: در دفتر مرکزی پارتیشن‌هایی که میزکار کارکنان را از قسمت‌های دیگر مجزا می‌کند به حدی کوتاه است که افراد می‌توانند بایستند و به راحتی با آنها صحبت کنند. شرکت Communispace نیز یکی از سازمان‌هایی است كه به ارتباط با مشتری بسیار اهمیت می‌دهد. دفتر مرکزی این شرکت در ایالت ماساچوست آمریکا دارای طراحی فضای باز است. خانم دیان حسان، مدیر ارشد این شرکت طی مصاحبه‌ای گفت: نمی‌توانم شکل دیگری از محیط کار را تصور کنم. این مدل با فرهنگ، ارزش‌ها و تعهد ما به شفافیت و قابل دسترس بودن مطابقت دارد.
اقدامات مشتری مداری را ارزیابی کنید و برای آن پاداش قائل شوید. سیستم‌های ارزیابی و پاداش، چه رسمی‌و چه غیررسمی‌ کمک می‌کنند تا تعیین کنید افراد به چه چیزی توجه می‌کنند و چگونه رفتار می‌کنند. مدیران ارشد بايد در دادن پاداش به افرادی که برای ارتباط با مشتری تلاش بسیار می‌کنند پیشقدم باشند. یک گفته مشهور می‌گوید «هرآنچه که ارزیابی شود، مدیریت می‌شود» و این دستورالعمل در هر جنبه‌ای از ارتباط با مشتری کاربرد دارد. مساله اصلی این است که چه چیز باید مورد سنجش و ارزیابی قرار بگیرد و این ارزیابی چگونه باید انجام شود. در صورت امکان، معیارهای سنجش باید فراتر از داده‌های کمی ‌و آماری سنتی حاصل از تحقیقات بازار باشد. مدیران ارشد باید اصرار داشته باشند که صدای مشتری شنیده شود و کوچک‌ترین جزئیات آن شرح داده شود. داده‌های کمی‌ و آمار و ارقام مفید هستند اما معیارهای اندازه گیری کیفی و به صورت حکایت و داستان دارای عمق بیشتری است. صحبت و گفت‌وگو بیشتر از اعداد و ارقام به ما اطلاعات می‌دهند.
از تکنولوژی آنلاین استفاده کنید. با توجه به اندازه، تنوع و ماهیت جوامع مشتریان، ارتباط با آنها به شیوه‌ای اصولی و متفکرانه بدون استفاده از تکنولوژی آنلاین تقریبا غیرممکن است. اینترنت این امکان را می‌دهد که سازمان‌ها، اطلاعات بسیار زیاد و همین طور ارزشمندی را جمع‌آوری کنند. مدیران ارشد شرکت‌ها به جای عقب کشیدن و قطع ارتباط با میلیون‌ها مشتری باید از فناوری اینترنت استفاده کنند و اصرارداشته باشند که سازمان‌ها برای بهترشنیده شدن صدای مشتری از این تکنولوژی بهره ببرند. همچنین تکنولوژی آنلاین برای مدیران پرمشغله این امکان را فراهم می‌کند تا بر موانع زمانی غلبه کنند.
ضرورت فرهنگی
سازمان‌هایی که با مشتریان خود ارتباط دارند، جو سازمانی به‌خصوصی دارند. این موضوع اصلا ربطی به اندازه یا نوع فعالیت شرکت ندارد، چنین محیط‌های کاری دارای ویژگی‌های مهم مشترکی هستند: آنها خیلی ساختارگرا نیستند؛ دارای استاندارد بالا هستند؛ برای مسوولیت فردی اهمیت بسیاری قائلند؛ روحیه همکاری بالایی دارند؛ دارای «سیستم باز» هستند یعنی با محیط اطراف خود تعامل دارند و در آخر تعهد بسیار بالایی به شرکت، اهداف آن و کارمندانش دارند.
مدیران چگونه باید این جو سازمانی را ایجاد کنند؟ برای شکل‌گیری فرهنگ ارتباط با مشتری چه اقدامات مدیریتی مورد نیاز است؟ فرهنگ‌سازی صحیح وابسته به برخی اقدامات مدیریتی است که با محیط سازمانی دارای عملکرد بالا و موفقیت کسب و کار همراه شده است. به چند مورد از این اقدامات اشاره‌ای خواهیم کرد:
1. اهداف چالش انگیز را برای ارتباط با مشتریان قرار دهید. این به معنی وادار کردن سازمان‌ها به اتخاذ اهداف بزرگ و به چالش کشیدن سازمان برای بهبود ارتباط با مشتری است.
2. تعهد شخصی خود را برای دستیابی به اهداف ایجاد ارتباط با مشتری نشان دهید. این بدان معنا است که مدیران باید کاری را که به دیگران توصیه می‌کنند ابتدا خود آن را انجام دهند.
3. به هنگام برقراری ارتباط با مشتری، از نوآوری و انجام ریسک‌های حساب شده استقبال کنید. زمانی که کارکنان سازمان برای انجام کارهای نو و بدیع در پاسخ به مشتریان احساس آزادی کنند، فرهنگ ارتباط با مشتری بیشتر تقویت می‌شود.
4. برای حفظ ارتباط با مشتری مسوولیت‌های هر فرد را روشن کنید. مدیران باید راهنمایی و هدایت کافی برای هماهنگ سازی فعالیت‌های مختلف را فراهم کنند و مطمئن شوند که اطلاعات مشتری به افراد مناسبی منتقل می‌شود.
5. افراد را به مشارکت در تصمیم‌گیری‌های مربوط به ارتباط با مشتریان تشویق کنید. مدیران باید به تمام کسانی که به اطلاعات مشتریان دسترسی دارند، اختیار و قدرت تصمیم‌گیری بدهد.
علاوه بر این اقدامات، مدیرانی که در ایجاد فرهنگ ارتباط با مشتری موفق عمل کردند گرایشات و جهت‌گیری‌های دیگری نیز داشته اند. آنها در کنار توجه به مشتری روی رقبا، عوامل موثر در بازار و جامعه متمرکز شده اند. سعی آنها بر این است که از بوروکراسی، سیاست‌های اداری و هر آنچه مخل عملکرد سازمان می‌شود اجتناب ورزند. عامل اصلی در شکل‌گیری فرهنگ ایجاد ارتباط با مشتری اندازه یا پیچیدگی سازمان‌ها نیست بلکه خواست و مهارت مدیران ارشد نقش اصلی را ایفا می‌کند.

صداقت- وسوسه عقل

«صداقت» در گفتار و رفتار، نیت و عمل ، دوستی و ارتباط با دیگران و در همه شئون زندگی یک ارزش اخلاقی و انسانی مهم به شمار می رود ، و دروغ ، نیرنگ ، شیادی ، گندم نمایی و جو فروشی و خلاف وعده عمل کردن از مظاهر «عدم صداقت» است که بنیان جامعه را فرومی پاشد که دروغ سرآغاز زشتی است.


قرآن کریم روز قیامت را روزی می داند که راستی و صدق به فریاد راست گویان و راست کرداران می رسد: (هذا یوم ینفع الصادقین صدقهم )  آن روز ــ قیامت ــ روزی است که راستان از راستی خود نفع می برند.


«صــدق» تنها در گفتار نیست ؛ بلکه در تمام کردار و اعمال ، انسان باید صادق باشد در ایمان و دین داری ، در وعده دادن به دیگران و عمل به آن ، در دوستی و رفاقت و ابراز محبت ، در کار و فعالیت اجتماعی و حتی در امور حکومت و سیاست ورزی و تمام معاملات با دیگران ــ و حتی خود ــ به قول بایزید بسطامی : « یا چنان نمای که هستی ، یا چنان باش که می نمایی » .


باور کنیم که گل روحمان با دروغ پژمرده می شود و نهال ایمانمان به خزان ریا و نفاق می نشیند ، کام دوستی ها و محبت ها به تلخی دورویی می گراید و فضای دل پذیر اعتماد جای خود را به آلودگی تردید و کینه می دهد.


زیبا ترین و پسندیده ترین شکل عبادت خدا هم آن است که با اخلاص و راستی همراه باشد که اساس اســــــــــلام بر «صداقت» است . به قول سعدی:


                    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی                     صدق پیش آر، که اخـــــلاص به پیشانی نیست


خدایا ما را از دروغ و ریــا و نفاق و خلف وعده و ظاهر فریبی و از هر چه ناراستی است نجات بخش ، و به بهشت «صداقت» رهنمون ساز.

صداقت

1.    با خود صداقت داشته باشید. آنگاه همچون چرخه ی طبیعی فرا رسیدن روز از پی شب ، خواهید دید كه با دیگران نیز نمی توانید صادق نباشید.

2.   صداقت نخستین بخش كتاب عشق است.

3.    آنچه هستید شما را بهتر معرفی می كند تا آنچه می گویید.

4.    چه بهتر كه ناموفق باشیم با افتخار ، ولی موفق نباشیم با دروغ و تقلب.

5. ضرر را بر منفعت غیر مشروع ترجیح دهید ، ضرر تلخ است ولی آنی است ، در حالی كه منفعت غیر مشروع وجدان شما را همواره می آزارد.

6.    انسان را به لحاظ قدرت اخلاق و روحش مورد قضاوت قرار می دهند

7 . رستگاری تو در عمل دیگران تجلی پیدا نمی كند. بلكه درعكس العمل تو ظاهر می شود.

8.    از سخنان خود عادل شمرده خواهی شد و از سخن های تو بر تو حكم خواهد شد.

9.    اگر با صداقت زندگی كنید هدف زندگی كردن را می آموزید.

10 . بخشش هنگامی آسان می شود كه ما بتوانیم دیگران را بشناسیم و به ضعف های خودمان و این كه ما نیز امكان اشتباه كردن داریم معترف باشیم.

11 . صداقت نخستین فصل دفتر دانایی است .

12 . صداقت بهترین منش

سردترین نقطه کشور

با سلام سردترین نقطه کشور شر گندمان از استان چهارمحال و بختیاری میباشد که الان درجه هوای ان (منفی ۸درجه زیر صفر)است ولی نرخ گاز این شهر را که باید اقلیم ۱ بزنند در ردیف اقلیم ۲ قرار گرفته

پژوهش در عملیات

چکيده: در اين مقاله يک دسته بندي از انواع پژوهش در «پژوهش در عمليات» ارائه مي‌شود و مراحل و روش انجام هر يک از انواع پژوهش شرح داده مي شود. انواع پژوهش در پژوهش در عمليات، روش پژوهش در حل مسائل
واقعي، استخراج مسئله، مدلسازي، تعريف مدل، هدف استفاده از مدل، دلايل استفاده از مدل، هدف از مطالعه سيستم‌ها و عمليات از طريق مدل، انواع مدلها، اصول مدلسازي، مدلهاي کلاسيک پژوهش در عمليات، روش مدلسازي، ساده‌سازي مدلها، حل مدل، اعتبارسنجي مدل، پياده‌سازي مدل، روش پژوهش در توسعه مدل يا روش حل براي مسائل کلاسيک، توسعه روش حل براي مسائل کلاسيک، روش پژوهش در توسعه تئوريها و فنون عمومي از جمله مباحث اين مقاله هستند.

کليدواژگان: پژوهش در عمليات، پژوهش عملياتي، روش پژوهش، مدل‌سازي، توسعه مدل، اعتبارسنجي، حل مسائل واقعي، توسعه تئوري

1- مقدمه
اين مقاله به روش پژوهش در حوزه پژوهش در عمليات اختصاص دارد. در اين مقاله کليات روش پژوهش مدنظر قرار مي‌گيرد و از جزئيات فنون سخني به ميان نمي‌آيد و خواننده مي‌تواند براي مطالعه بيشتر در زمينه فنون پژوهش در عمليات، به موضوعات مربوط مراجعه کند. آنچه که در اين مقاله مورد تأکيد است انواع پژوهش و خصوصيات آنان در حوزه پژوهش در عمليات است و روشهاي جمع‌آوري داده‌ها، آزمونهاي آماري و مهارتهايي که هر پژوهشگر بايد کسب نمايد شرح داده نمي‌شوند و به جاي آن ابزار اصلي پژوهش در عمليات، مدلها، مورد بررسي قرار مي‌گيرند.

2- انواع پژوهش در پژوهش در عمليات
در يک دسته‌بندي عمومي، اگر پژوهش براي حل مسائل مشخص و موجود انجام شود نوع پژوهش از جهت خروجي، کاربردي خواهد بود و اگر توسعه تئوريها و روشهاي عمومي براي توليد دانش هدف باشد نوع پژوهش، محض خواهد بود.
با هدف تدوين روش پژوهش براي پژوهش در عمليات، در اينجا دسته‌بندي عملي‌تري از انواع پژوهش در پژوهش در عمليات ارائه مي‌کنيم. در اين دسته‌بندي سه نوع پژوهش قابل تشخيص است؛

حل مسائل واقعي
توسعه مدل يا روش حل براي مسائل کلاسيک
توسعه تئوريها يا فنون عمومي.
در حل مسائل واقعي، متخصص پژوهش در عمليات با مسئله‌اي مربوط به يک عمليات در حال اجرا روبروست. صرفنظر از اينکه مشکل چه باشد و چگونه توسط سفارش‌دهنده مطرح شده باشد ممکن است از ديدگاه پژوهش در عمليات ناشناخته بوده، و به درستي تعريف نشده باشد يا چيزي به غير از آنچه باشد که مدنظر سفارش‌دهنده است. بنابراين تعريف مسئله در اين نوع پژوهش از اهميت بالايي برخوردار است. واقعي بودن مسئله ضرورت دقت در تعيين مفروضات، جمع‌آوري داده‌ها، تعيين پارامترها و روابط و تدوين اهداف عمليات و شاخص‌هاي اثربخشي را دوچندان مي‌نمايد. عوامل اشاره شده نقش تعيين‌کننده‌اي در تعريف مسئله و دستيابي به راه‌حل دارند. راه‌حل پيشنهادي در حل مسائل واقعي زماني ارزشمند است که بتواند در عمل پياده شود. يعني تطبيق و تعديل راه‌حل پژوهش به شکلي که به راه‌حل عملياتي و واقعي منجر شود بسيار مهم است.
مسائل کلاسيک، مسائلي هستند که به دليل تشابه در بسياري از عمليات مختلف، پژوهشهاي متعدد براي ارائه راه‌حل و دارا شدن سابقه علمي در کتابها و مقاله‌هاي مربوط به پژوهش در عمليات، به شکل کلاسيک در آمده‌اند. مسئله فروشنده دوره‌گرد1، مسئله مسيريابي وسايل ترابري2، مسائل برش و چيدمان3، تعادل خط مونتاژ4، مسئله زمانبندي خدمه پرواز5، مسئله تخصيص مضاعف6 و زمانبندي کارگاهي7 از مسائل کلاسيک به شمار مي‌آيند. اين مسائل کاملاً شناخته شده هستند. اهداف، شاخص‌هاي اثربخشي، محدوديتها و قيود، پارامترها و مفروضات هر يک از مسائل کلاسيک مشخص و روشن هستند. خصوصيات راه‌حل، مشخص و به صورت مستقيم قابل کاربرد در موارد واقعي هستند. نيازي به جمع‌آوري داده‌هاي واقعي نيست و داده‌ هاي فرضي که به شرايط واقعي اين نوع مسائل شبيه باشد کفايت مي‌کند. در حل اين نوع مسائل، پژوهشگر با توسعه مدلي از مسئله، روش حل مسئله يا هر دو روبروست.
در توسعه تئوريها يا فنون عمومي، حل مسئله واقعي يا کلاسيک مدنظر نيست بلکه پژوهشگر قصد دارد تئوريهاي جديدي را در قالب قضايا و روابط براي مفاهيم، اصول و فنون موجود بيان دارد يا فن جديدي را براي استفاده در حل مدلها ابداع نمايد. در اينجا هدف، کاربرد نتايج پژوهش در حل مسائل نيست (اگر چه ممکن است از آنها استفاده شود) بلکه توليد دانش در حوزه پژوهش در عمليات است. در اين نوع پژوهش، پژوهشگر با تعريف مسئله، جمع‌آوري داده‌ها، مدلسازي و کاربرد نتايج حل مدل روبرو نيست و بنابراين روش پژوهش، متفاوت و کمتر قابل مستندسازي خواهد بود.
همانطور که مشاهده مي‌شود روش پژوهش در هر دسته متفاوت از ديگر دسته‌ها خواهد بود. دسته اول و دوم براساس تعاريف، پژوهش کاربردي هستند اما ممکن است پژوهشهاي دسته اول منجر به انجام پژوهش‌هاي دسته دوم و سوم و پژوهش دسته دوم منجر به پژوهش دسته سوم گردد. پژوهش در دسته سوم، پژوهش از نوع محض است. در ادامه روش پژوهش در اين دسته‌ها شرح داده مي‌شوند.

3- روش پژوهش در حل مسائل واقعي
در حل مسائل واقعي بايد مراحل مشخصي را مطابق شکل 1 طي کرد:

3-1- استخراج مسئله
مسئله عبارتست از فاصله بين آنچه که مي‌خواهيم وجود داشته باشد و آنچه که در عمل وجود دارد. در استخراج مسئله سه مرحله (1) شناسايي مسئله،(2) تعريف مسئله و (3) تنظيم صورت مسئله بايد طي شود.
با توجه به تعريف واژه مسئله، براي شناسايي مسئله بايد دو موضوع تعريف شوند؛ خواسته‌ها و واقعيت‌ها. آْرمانها و اهداف عمليات يا سيستم دربردارنده آن عمليات، خواسته‌هايي هستند که درک مشترکي از چگونگي شرايط مطلوب براي سفارش دهنده و تحليلگر مسئله ارائه مي‌کنند. واقعيت‌ها شرايط فعلي را بيان مي‌دارند. خلأ بين خواسته‌ها و واقعيت‌ها مسئله را تشکيل مي‌دهد. به عنوان مثال يکي از آرمانهاي يک کارخانه توليدي دستيابي به 10000 واحد پول سود در سال است اما در شرايط فعلي سود در سطح 7000 واحد پول در سال مي‌باشد. اختلاف بين شرايط فعلي و آرماني از جنبه سود کارخانه موجب پديد آمدن مسئله شده است. شکل 2 اين مطلب را نشان مي‌دهد:
وقتي مسئله شناسايي شد مي‌توان آن را تعريف نمود. شناسايي و تعريف مسئله يکي نيستند. تا زماني که علل بروز مسئله روشن نباشد نمي‌توان آن مسئله را حل کرد. کار تعريف مسئله همانند کار فرضيه‌سازي يک دانشمند يا تشخيص بيماري توسط يک پزشک است. دانشمند با مشاهده يک پديده فرضيه‌اي را فرموله کرده و سپس آزمايشهايي را براي تست فرضيه خود طراحي مي‌کند. پزشک علايم بيماري را مشاهده نموده، علل ممکن بيماري را مشخص کرده و سپس آزمايشهايي را براي تست هر يک از علل انجام مي‌دهد. در تعريف مسئله نيز تحليل‌گر سيستم ابتدا مسئله را شناسايي نموده، علل ممکن را فهرست نموده و سپس هر يک از علل را از طريق مصاحبه با کاربران و مطالعه سيستم موجود بررسي مي‌کند. بنابراين با شناسايي علل بروز مسئله، مسئله تعريف مي‌شود. علل ممکن بروز مسئله را مي‌توان در قالب نمودار علت و معلول، همانند شکل 3 بيان نمود.
در نمودار علت و معلول، خطوط افقي نشانه8 (يا معلول) و خطوط کج علت9 هستند. مسئله نشانه اصلي يا اوليه10 و بقيه خطوط افقي نشانه ثانويه11 هستند. همانطور که مشاهده مي‌شود در تعريف مسئله، ابتدا مسئله اوليه شناسايي مي‌شود. سپس علل ممکن (که در مستطيل‌ها آمده‌اند) در نظر گرفته مي‌شوند. براي هر يک از علل نيز نشانه‌هاي ثانويه بيان شده‌اند و براي هر يک از آنها علت ثانويه‌اي ذکر شده است. بنابراين در يک مسئله علل مختلفي مي‌توانند وجود داشته باشند که همه آنها از طريق پژوهش در عمليات نمي‌توانند پاسخ داده شوند. به عنوان مثال نبود انگيزه در کارگران و فرسوده بودن ماشين‌آلات از جمله عللي هستند که تخصص‌ها يا مهارتهاي ديگري را مي‌خواهد يا بستگي به خواست و تصميم مديريت دارد.
بررسي علت و معلولي انجام شده در تعريف مسئله ناشي از رويکرد سيستمي پژوهش در عمليات است که با ذهن باز12 مسئله را مورد تحليل قرار مي‌دهد. با اين رويکرد، علل ممکن براي مسئله بررسي شده و سپس نتيجه گرفته مي‌شود که آيا پژوهش در عمليات مي‌تواند به برخي از آنها پاسخ دهد يا خير. ممکن است بعد از انجام اين مرحله، اين نتيجه حاصل شود که مباحث ديگري غير از پژوهش در عمليات بايد به مسئله پاسخ دهند.
تا اينجا علل و نشانه‌ها براساس مشاهده، تجربه و حدس در قالب نمودار علت و معلول فهرست شده‌اند اما اينکه کدام يک از علل و نشانه‌ها وجود دارند؟ ميزان و نوع تأثير هر يک چيست؟ براي هر يک به چه تخصص، مهارت و اقداماتي نياز است؟ و کدام يک داراي اولويت بيشتر براي بررسي هستند نيازمند پژوهش بيشتر است.
اين پژوهش بايد شامل جمع‌آوري داده‌هاي کمي و کيفي در خصوص نشانه‌ها، بررسي ميزان تأثير در علت و نشانه سطح بالاتر از طريق تحليل کمي و کيفي يا تعريف و آزمون فرضيه‌ها و اولويت‌بندي اهميت و ضرورت حل هر يک از علل باشد.
نتيجه اين پژوهش بايد فهرستي از علل باشد که به صورت هدف بيان شده‌اند به همراه اولويت اهميت و تأثير، تخصص و مهارتهاي مورد نياز و اقداماتي که بايد صورت پذيرد. بعنوان مثال اگر در نتيجه اين پژوهش مشخص شود که بالابودن درصد ضايعات و دورريز بخش مهمي از هزينه‌ها را به خود اختصاص داده و در اولويت اول بررسي قرار گيرد نياز به تخصص‌هايي مانند مهندس ماشين‌آلات، روانشناس، مهندس فرايند ساخت و توليد، مهندس طراح قالب و متخصص پژوهش در عمليات خواهيم داشت تا بتوانيم زواياي مختلف اين علت را (که در بخش تعريف مسئله در قالب نشانه‌ها بيان شده‌اند) بررسي کرده و علل ثانويه مربوط به آن نشانه‌هاي ثانويه را برطرف نماييم. اقداماتي که در اين زمينه بايد صورت گيرد ممکن است شامل تعويض يا تعمير بخشي از ماشين‌آلات، کنترل کيفيت مناسب، افزايش انگيزش در کارگران، طراحي مجدد قالبها و بهبود فرايند ساخت و توليد باشد. تعيين اقدامات پس از بررسي و تحليل نشانه‌ها از طريق داده‌هاي جمع‌آوري شده و براساس ميزان تأثير هر يک صورت مي‌پذيرد. علت اصلي همانطور که اشاره گرديد، بالابودن درصد ضايعات و دورريز بود که در اينجا به شکل هدف و با عنوان کاهش درصد ضايعات و دورريز مطرح مي‌گردد زيرا علل عموماً داراي شکل منفي بوده و ماهيت فاعلي ندارند و به همين دليل در قالب اهداف روشن بيان مي‌شوند. دستيابي به اين اهداف برابر با برطرف شدن علل مي‌باشد.
همانطور که ملاحظه مي‌شود مسئله و علت متفاوت از يکديگرند. آنچه که ما درصدد حل آن هستيم مسئله است ولي آنچه که به عنوان هدف در مطالعه پژوهش در عمليات مدنظر ما قرار مي‌گيرد علل هستند که در قالب اهداف بيان مي‌شوند. در مرحله تعريف مسئله ممکن است بعضي از نشانه‌ها و علل که حدس زده بوديم، تأثيزي در شکل‌گيري مسئله نداشته باشند و بنابراين حذف مي‌شوند. در استخراج مسئله ممکن است با نشانه‌ها و علل متعددي روبرو شويم که هر يک داراي اهميت و اولويتي هستند. مطالعه همزمان همه نشانه‌ها و علل از طريق پژوهش در عمليات ممکن است از جهت محدوديت زماني و منابع انساني و مالي يا از جهت فني عملي نباشد. بنابراين بايد از بين علل موجود انتخاب کرده و مطالعه پژوهش در عمليات را در خصوص موارد انتخاب شده ادامه داد. هر علت يا دسته‌اي از علل ممکن است به مطالعه متفاوت و جداگانه از طريق پژوهش در عمليات نياز داشته باشند. در اينجا در مرحله تنظيم مسئله، يک علت يا يک دسته از علل در نظر گرفته شده و صورت مسئله تنظيم مي‌شود.
در تنظيم مسئله، ارزشها13، معيارها14، اهداف15، حدود16 و محدوديتهاي17 مسئله بايد روشن شده باشند. ارزشها عباراتي هستند که خواست و تمايل فرد را در ارج نهادن به مفاهيم، اصول و باورها نشان مي‌دهند. ارزشها مي‌توانند جنبه اخلاقي، مذهبي، اجتماعي، فردي و فني داشته باشند. به عنوان مثال عبارت «حفظ سادگي در فرايندهاي ساخت و توليد» ارزشي است که مدير يک کارخانه براي فرايندهاي ساخت و توليد قايل شده است. آگاهي از چنين ارزشي به متخصص پژوهش در عمليات کمک مي‌کند به دنبال راههايي باشد که از نظر تصميم‌گيرنده مورد قبول واقع شود. معيارها شاخص‌هايي براي اندازه‌گيري اهداف و محدوديتهاي مسئله هستند. بعنوان مثال دورريز مواد اوليه مي‌تواند براساس وزن، مساحت، درصد از کل ماده اوليه و غيره اندازه‌گيري شود. انتخاب معيار مناسب نقش مهمي در نوع جواب خواهد داشت. ممکن است استفاده از معيارهاي متفاوت موجب پديدآمدن جوابهاي متفاوتي گردد. اهداف همان اهدافي هستند که در مرحله تعريف مسئله شکل گرفتند و در واقع بيان فاعلي علل بروز مسئله مي‌باشند.
حدود مسئله وسعت مطالعه پژوهش در عمليات را مشخص مي‌کنند. وسعت مطالعه مي‌تواند از جنبه‌هاي وظيفه‌اي، سازماني، جغرافيايي و... مشخص شود. حدود مشخص مي‌کنند که چه حوزه و چه وسعتي مورد مطالعه قرار مي‌گيرد. بعنوان مثال در بررسي مطالعه علت با عنوان «بالابودن درصد ضايعات و دورريز» چه بخشي از دورريزها و ضايعات در نظر گرفته مي‌شود؟ آيا تنها دورريز ناشي از عمليات روي ماده اوليه مدنظر است؟ آيا ضايعات قطعات ضمن توليد نيز منظور مي‌شوند؟ با مشخص نمودن نوع دورريز و ضايعات حدود بررسي نيز براي تصميم‌گيرنده و متخصص پژوهش در عمليات روشن مي‌شوند.
منابع مورد نياز براي هر عمليات و يا سيستم عموماً در طول زمان محدود مي‌باشند. بودجه، نيروي انساني، فناوري، اطلاعات و زمان از جمله منابع مورد نياز هستند. يکي از عناصر مهم در مطالعه پژوهش در عمليات محدوديتها هستند. عموماً مسائل به دليل وجود محدوديتها شکل مي‌گيرند و بنابراين آگاهي از وجود و نوع آنها ضروري است. مشخص نمودن محدوديتها ممکن است نيازمند جمع‌آوري اطلاعات و تحليل آنها باشد. با تعريف موارد اشاره شده در فوق صورت مسئله تنظيم شده است. صورت مسئله اطلاعات لازم براي مدلسازي را فراهم مي‌آورد.

3-2- مدلسازي
3-2-1- تعريف مدل
مدل بياني ساده از يک پديده واقعي است (فيليپس، راوين داران و سولبرگ، 1987، 4). به عبارت ديگر مدل، تجريدي از يک سيستم فيزيکي يا خاصيتي از آن سيستم يا يک مفهوم است (ميلر و شميد 1984، 15).

3-2-2- هدف استفاده از مدل
هدف هر روش علمي مطالعه پديده‌هاي واقعي است. در راستاي اين هدف ابزاري مورد استفاده قرار مي‌گيرد تا مطالعه را عملي‌تر، آسانتر، ارزانتر و سريعتر نمايند. در علوم طبيعي مطالعه پديده‌ها به روش جز‌‌ء به کل و از طريق ساخت فرضيه‌ها و اثبات و بيان آنها در شکل نظريه انجام مي‌شود. در اين علوم رويکرد سيستم‌ها بکار نمي‌رود. برخلاف رويکرد سيستمي تنها به رفتاري از يک سيستم پرداخته شده و صرفنظر از عوامل ديگر نظريه‌اي براي آن رفتار کشف مي‌شود. نظريه‌ها مستقل از يکديگر اثبات مي‌شوند.

اما در پژوهش با رويکرد سيستم‌ها که پژوهش در عمليات يکي از آنها مي‌باشد به سيستم يا عملياتي از آن به عنوان يک کل نگاه مي‌شود. اين کليت شامل اجزاء، مفاهيم، پردازش، وروديها، خروجيها، بازخورها و روابط بين آنهاست (ساعتي 1988، 32). بيان کليت يک سيستم يا عمليات در قالب يک فرضيه عملي نيست و مدل ابزاري است که براي اين هدف مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در روش علمي استفاده از مدل، مطالعه پديده‌ها به روش کل به جزء انجام مي‌شود. پيچيدگي پديده‌ها و واقعيتها به حدي است که درک، تجسم و خلق نمونه آن همواره امکان‌پذير نخواهد بود و مدل نمايشي از واقعيت است که خود واقعيت نمي‌گردد اما تا حد قابل قبولي اجزاء سيستم و روابط بين آنها را مي‌توان از طريق مدل بيان نمود.

3-2-3- دلايل استفاده از مدل
استفاده از مدل راحتتر است.
در بعضي شرايط، سيستم واقعي موجود نيست.
استفاده از مدل ارزانتر است.
3-2-4- هدف از مطالعه سيستم‌ها و عمليات از طريق مدل
بطور خلاصه مي‌توان گفت که هدف از مطالعه سيستم‌ها و عمليات از طريق مدل، توصيف، تحليل و پيشگويي رفتار سيستم‌ها و عمليات و روابط بين اجزاي آنهاست.
3-2-5- انواع مدلها (مورديک و مانسون 1986، 54-56)
مدلها را نمي‌توان فقط از يک جهت دسته‌بندي کرد و اين دسته‌بندي بايد از چند جنيه انجام شود. در اينجا مدلها بر مبناي پنج جنبه دسته‌بندي مي‌‌‌شوند. اين پنج جنبه عبارتند از: عملکرد18، ساختار19، نسبت زماني20، نسبت نااطميناني21 و عموميت22.                            (1) دسته‌بندي مدل‌ها بر مبناي عملکرد

نوع
مشخصه‌ها
مثال
توصيفي23
مدل‌هاي توصيفي تنها تصويري از شرايط ارائه مي‌کنند و پيشگويي يا توصيه نمي‌کنند
الف) نمودار سازماني
ب) نقشه استقرار کارخانه
پ) نمودار جريان داده‌ها

پشگويي
‌کننده24
مدل‌هاي پيشگويي‌کننده نشان مي‌دهند که «اگر اين اتفاق افتاد» آنگاه «چه خواهد شد». اين مدل‌ها متغيرهاي مستقل و وابسته را به يکديگر مرتبط ساخته و امکان پاسخ به پرسش‌هاي «چه مي‌شود اگر» را فراهم مي‌آورند
رابطه ( BE=F/ (V-1  مي‌گويد که اگر هزينه‌هاي ثابت F فرض شود و هزينه‌هاي متغير به عنوان تابعي از فروش V در نظر گرفته شود آنگاه نقطه سربسر فروش پيشگويي مي‌شود (به صورت قطعي)

معيار
مدار25
مدل‌هاي معيارمدار مدل‌هايي هستند که بهترين جواب به يک مسئله را ارائه مي‌دهند. اين مدل‌ها خط‌مشي‌هاي مناسب را بدست مي دهند
الف) مدل مقدار سفارش اقتصادي
ب) مدل برنامه‌ريزي خطي
پ) مدل برنامه‌ريزي پويا


                     (2) دسته‌بندي مدل‌ها بر مبناي ساختار
نوع
مشخصه‌ها
مثال
شمايلي26
مدل‌هاي شمايلي داراي خواص و مشخصه‌هاي واقعي سيستم مورد مطالعه هستند. چنين مدل‌هايي داراي شکل و ظاهر سيستم واقعي هستند اما در مقياس کوچکتري ساخته مي‌شوند

الف) ماکت کارخانه
ب) نقشه انبار
پ) نقشه جاده‌ها و عکس‌هاي هوايي

قياسي27
مدل‌هايي که داراي خواص واقعي سيستم هستند اما به روش و شکل متفاوتي آن خواص را نشان مي‌دهند و ضرورتاً شبيه به سيستم واقعي نيستند و براي بيان سيستم واقعي به کار مي‌روند نه براي مفاهيم يا ايده‌ها

الف) در اکثر موارد اگر بخواهيم بر روي يک نقشه که سه بعدي تهيه شده است برآمدگي‌ها (يعني بعد سوم يا ارتفاع) را نشان دهيم از ترتيب رنگ‌ها ياخطوط اندازه‌گيري استفاده مي‌کنيم که فواصل آنها به ما درباره سطوح ارتفاعاتشان اطلاعات مي‌دهد. اگر بخواهيم نوع جاده را نشان دهيم با استفاده ازرنگ‌هاي مختلف يا هاشور، علائم مناسبي تهيه مي‌کنيک که به خواننده نقشه درباره نحوه تبديل ويژگي‌ها توضيح مي‌دهد. در اين موارد از يک ويژگي براي

توضيح دادن ويژگي ديگر استفاده مي‌شود.
ب) يک سيستم الکتريکي ممکن ايت به وسيله يک سيستم هيدروليک نشان داده شود. در چنين موردي، جريان آب ممکن است بيانگر جريان الکتريسيته باشد.
پ) يک خط کش مهندسي، نمونه آشنايي از يک مدل قياسي است که در آن کميت‌ها به وسيله فواصل متناسب با لگاريتم آنها ارائه شده است.
ت) نمودارهايي که در آنها ويژگي‌هايي همچون هزينه‌ها، زمان، تعداد افراد و درصد ترسيم شده است نيز مدل‌هاي قياسي هستند.

نمادين28
مدل‌هايي که حروف، اعداد و ديگر نمادها را براي بيان خواص و مشخصه‌هاي سيستم و عمليات به کار مي‌گيرند

الف) معادلات رياضي
ب) جملات
پ) چارت‌ها
ت) نمودارها مانند جدول دست راست - دست چپ
                    (3) دسته‌بندي مدل‌ها بر مبناي نسبت زماني

نوع
مشخصه‌ها
مثال

ايستا29
مدل‌هاي ايستا بستگي به تغييرات در طول زمان ندارند
الف) نمودار سازماني
ب) رابطه E= P1S1+ P2S2 که ميزان سود حاصل را بر اساس برگشت‌هاي S1 و S2 به ترتيب با احتمال‌هاي P1 و P2 نشان مي‌دهد بستگي به زمان
ندارد
پويا30
مدل‌هاي پويا زمان را به عنوان يک متغير مستقل در خود دارند
رابطه ds/dt=rAt که تغييرات فروش را به عنوان تابعي از ميزان تبليغات (که خود تابعي از زمان است) نشان مي‌دهد بستگي به زمان دارد
                     (4) دسته‌بندي مدل‌ها بر مبناي نسبت نااطميناني
نوع
مشخصه‌ها
مثال
قطعي31
به ازاي مجموعه‌اي مشخص از ورودي‌ها، يک خروجي معين منحصربفرد وجود دارد که جواب مدل را تحت شرايط قطعي ارائه مي‌دهد
سود = درآمد - هزينه

احتمالي32
مدل‌هاي احتمالي شامل توزيع‌هاي احتمال براي ورودي‌ها يا فرايندها هستند که دامنه‌اي از مقادير براي حداقل يک متغير خروجي با احتمال مربوط به هر
مقدار ارائه مي‌دهند. اين مدل‌ها براي تصميم‌گيري در شرايط ريسک به کار مي‌روند
الف) جدول آماري که احتمال را به عنوان تابعي از سن فرد نشان مي‌دهد
ب) برگشت سرمايه توسط يک توزيع اختمال براي هر يک از هزينه‌ها و درآمدها متفاوت از طريق فن مونت کارلو شبيه‌سازي مي‌شود. برگشت سرمايه به
دلار در ازاي احتمال‌هاي مختلف در برگشت نشان داده مي‌شود

نامطمئن33(بازي34)
مدل‌هاي تئوري بازي تلاش در ارائه جواب‌هاي بهينه دارد در شرايطي که بي‌خبري کامل يا نااطميناني حاکم است. نااطميناني از آنجايي حاصل مي‌شود
که شرايط تغيير مي‌کنند و ما اطلاعي از نحوه تغيير آنها نداريم. تغيير دهنده شرايط مي‌تواند عاملي هوشمند مانند انسان يا عامل طبيعي باشد. در
شرايطي که عامل هوشمند باشد بحث تئوري بازيها مطرح مي‌شود و در غير اين صورت تصميم‌گيري در شرايط نااطميناني خواهد بود
دو ايستگاه پمپ بنزين در مجاورت يکديگر هستند. مالک يکي از ايستگاه‌ها از خود مي‌پرسد «آيا قيمت را بايد بالا ببرم يا پايين؟ اگر قيمت را بالا ببرم رقيب
من قيمت را بالا مي‌برد يا کاهش مي‌دهد. اگر قيمت را پايين بياورم ممکن است رقيب من قيمت را بالا ببرد يا پايين بياورد. من ميزان سود يا ضرر را در هر
يک از شرايط فوق مي‌دانم اما وقتي يکي از ما قيمت را تغيير دهد بايد آن را براي يک هفته ثابت نگاه دارد»
                     (5) دسته‌بندي مدل ها بر مبناي عموميت

نوع
مشخصه‌ها
مثال
عمومي35
مدل‌هاي عمومي مدل‌هايي هستند که در موارد مختلفي قابل کاربرد هستند

الف) برنامه‌ريزي خطي
ب) مدل‌هاي صف که در توليد، بازاريابي و امور کارکنان قابل کاربرد است

تخصصي36
مدل‌هاي تخصصي مدل‌هايي هستند که تنها براي يک مسئله قابل کاربرد هستند
ميزان فروش به عنوان تابعي از تبليغات ممکن است مبتني بر مجموعه‌اي منحصر به فرد از معادلات باشد
با اين دسته‌بندي علاوه بر آشنايي با انواع مدلها، مشخصه‌ها و مثالهاي آنها مي‌توانيم هر يک از مدلهاي مورد استفاده در پژوهش در عمليات را براساس اين دسته‌بندي تعريف نماييم. به عنوان مثال مدلهاي برنامه‌ريزي خطي از جنبه عملکرد معيار مدار، از جنبه ساختار نمادين، از جنبه نسبت زماني ايستا، از جنبه نسبت نااطميناني و از جنبه عموميت جز و مدلهاي عمومي است.

3-2-6- اصول مدلسازي (فيليپس، راوين داران و سولبرگ 1987، 4)
وقتي يک مدل ساده به مسئله پاسخ مي‌دهد يک مدل پيچيده نسازيد.
اين اصل اغلب فراموش مي‌شود. دليل آن قابل درک است؛ افراد دوست دارند که توانايي‌هاي خود را به معرض نمايش گذارند. حتي با وجود بهترين انگيزه در حل مؤثر مسئله ممکن است فرد خود را درگير يک مسئله مشکل نموده و به موجب آن زمان و هزينه زيادي را صرف مدلسازيي کند که ارزش خود مسئله کمتر از زمان و هزينه صرف شده باشد.
براي مثال ممکن است فردي تمام متغيرهايي را که داراي اهميت احتمالي براي يک سيستم خاص باشند را فهرست نموده و سپس تحليل رگرسيون پيچيده‌اي را براي استخراج يک معادله بکار برد يا يک تحليل‌گر سيستم ممکن است شبيه‌سازي‌هاي زيادي را با در نظر گرفتن هر پارامتر قابل درک اجرا نمايد. در مدلسازي، بزرگتر و پيچيده‌تر ضرورتاً به معني بهتر نيست.
همچنين اين اصل به نظر متناقض با قاعده کلي و مشهور در خصوص تحليل رياضي است. اين قاعده مي‌گويد که ابتدا يک مسئله را بايد با در نظر گرفتن مفروضات لازم ساده نمود بطوري که رياضي آن قابل بررسي شود، سپس واقع‌نگري مدل را از طريق حذف مفروضات به روش ماهرانه قوت بخشيد بطوري که رياضيات آن ديگر قابل بررسي نباشد. چنين رويه‌اي همواره قدرتمندترين و عمومي‌ترين مدل را توليد مي‌نمايد اما قدرت و عموميت مدل نقشي کمي در مفيد بودن آن در حل يک مسئله خاص دارد. در بعضي موارد، قويترين مدل ساخته شده مي‌تواند فاقد چيزي باشد که آن را به يک مدل مفيد تبديل نمايد. در ديگر موارد، ممکن است بيش از آنچه که مي‌ارزد وارد جزئيات شده باشد. ساخت مدلهاي قوي و عمومي عموماً اصل راهنما براي رياضيداناني است که مي‌خواهند نظريه‌اي را تعميم دهند يا تکنيکهايي توسعه دهند که وسعت کاربرد بيشتري داشته باشند. اما در ساخت مدلهاي مورد نياز براي مقاصد مشخص، بهترين اندرز اينست که مدل ساده بسازيد.
از قالب‌ريزي مسئله بگونه‌اي که توسط يک فن خاص حل شود آگاه باشيد.
متخصصين پژوهش در عمليات اغلب از اين جهت که واقعيت را بگونه‌اي تحريف مي‌کنند که براي استفاده توسط فني که آنها ترجيح مي‌دهند مناسب شود مورد انتقاد قرار مي‌گيرند که البته در بعضي موارد اين انتقادها بجاست. براي مثال، متخصصين روشهاي برنامه‌ريزي خطي ممکن است تمايل به اين داشته باشند که به هر مسئله از طريق برنامه‌ريزي خطي پاسخ دهند. در واقعيت، همه مسائل بهينه‌سازي فقط شامل توابع خطي نيستند. گذشته از اين،‌ همه مسائل پژوهش در عمليات شامل بهينه‌سازي نيستند. در حقيقت، تمام مسائل واقعي نيازمند پژوهش در عمليات نيستند؛ البته، هر کس واقعيت را از نگاه و تخصص خود مي‌بيند و بنابراين حوزه پژوهش در عمليات از اين جهت منحصر بفرد نيست. ما تمايل داريم که به روشهايي متکي باشيم که با آنها راحتتر بوده و در گذشته از آنها به شکل موفقيت‌آميزي استفاده کرده‌ايم. اما ما بايد با شکل‌دهي مسئله در قالب فن‌هاي از پيش گزيده شده مقابله کنيم و مدلها و فنوني که براي مسئله مناسبترين هستند را انتخاب نماييم. آزادي ما براي عمل به اين شکل، محدود به دانش ما از فنون است. مطمئناً ما نمي‌توانيم فنوني را بکار بريم که در آنها هيچ توانايي نداريم و نمي‌توانيم اميدوار باشيم که در همه فنون توانا باشيم.
پژوهشگران پژوهش در عمليات به سه دسته تقسيم مي‌شوند: توسعه دهندگان فنون، مدرسين و حل‌کنندگان مسئله. با توجه به اينکه يک فرد ممکن است در زمانهاي متفاوت يا همزمان داراي نقشهاي متفاوتي باشد به اين نتيجه مي‌رسيم که حل‌کنندگان مسئله مسئوليت مستمري در توسعه‌ دانش خود از فنون موجود دارند بطوري که از اشتباهات ناشي از آگاهي محدود جلوگيري نمايند. توسعه‌دهندگان فنون و مدرسين بايد براساس اصول متفاوتي عمل نمايند زيرا اهداف آنها متفاوت است. به طور مشخص، فرد بعنوان توسعه‌دهنده فن يا مدرس بايد خود را براي رفتار من- يک- روش- درمان- پيدا- کرده‌ام- و- سعي- در- يافتن- يک- بيماري- براي- درمان- از- طريق- آن- روش- دارم آماده نمايد. اين رفتار در چنين شرايطي قابل قبول است زيرا هدف توليد يک مدل معتبر از يک سيستم واقعي نيست بلکه هدف نمايش مدل يا بررسي اعتبار آن است. اگرچه اين رويه برعکس آن چيزي است که در روش علمي بکار مي‌رود، اغلب قدم ضروري در پياده‌سازي نظريه در عمل است.

مرحله حل مدل (مرحله بعدي) بايد به دفعات انجام شود.
دليل حل مدل به دفعات اينست که فرد مي‌خواهد مطمئن شود که اگر نتايج حل مدل با واقعيت ناسازگار است، آنگاه اشتباه در مفروضات است. به عبارت ديگر، اگر حل مدل به دفعات انجام نشود، مدل قادر به تمايز بين خطاهاي خارجي در فرمولبندي و خطاهاي داخلي در منطق آن نخواهد بود. يکي از کاربردهاي اين اصل اينست که فرد بايد در برنامه‌نويسي کامپيوتري بي‌نهايت دقت نمايد. اشتباهات مخفي زماني خطرناک خواهند بود که مانع اجراي برنامه نمي‌شوند بلکه فقط نتايجي توليد مي‌کنند که با هدف مدل سازگار نيستند.

مدلها پيش از پياده‌سازي بايد معتبر شوند.
هر مدلي بايد براساس استانداردهاي قابل قبول سنجيده شود. چند فن براي اعتبارسنجي مدل وجود دارد که بايد متناسب با ماهيت مدل بکار گرفته شوند. يک روش براي اعتبارسنجي مدلهاي پيشگويي‌کننده آزمون گذشته‌نگر37 است که در آن، مدل با برخي از استانداردهاي تاريخي مقايسه مي‌شود تا مشخص شود که آيا آنچه در عمل اتفاق افتاده است توسط مدل پيشگويي مي‌شود يا خير. براي مثال، اگر يک مدل براي پيش‌بيني فروش ماهانه يک محصول ساخته شود، مي‌تواند با استفاده از داده‌هاي گذشته فروش مورد آزمون قرار گيرد تا نتيجه حاصل از مدل با فروش واقعي مقايسه گردد. همين روش به شکلي مشابه، در مواردي که هدف از مدل بيان طبقه‌اي از اشياء واقعي است مفيد خواهد بود. در اين روش از طبقه‌اي از اشياء استفاده مي‌شود که در فرمولبندي مورد استفاده قرار نگرفته‌اند. براي مثال، اگر يک مدل رگرسيون به يک سري از داده‌ها برازانده شود، تعدادي از داده‌ها براي آزمون بعدي منظور مي‌شوند. روش ديگر که در اعتبارسنجي انواع خاصي از مدلهاي توصيفي مفيد مي‌باشد اين است که بطور سيستماتيک پارامترهاي سيستم واقعي تغيير داده شود و سپس بررسي شود که آيا مدل مي‌تواند بصورت موفقيت‌آميز تغييرات را دنيال نمايد. همچنين در روش ديگر ممکن است مدل توسط آزمون‌هاي ساختگي که براي تحميل نقاط ضعف طراحي شده‌اند بررسي شود. اگر مدل در شرايط بد بخوبي عمل کند، آنگاه مي‌توان نتيجه گرفت که مدل در شرايط معمولي نيز خوب عمل خواهد کرد.
اگر مدل پيش از پياده‌سازي نتواند اعتبارسنجي شود، مي‌توان پياده‌سازي را به چند مرحله تقسيم نمود تا مدل را اعتبارسنجي نمود. براي مثال، يک مدل جديد براي کنترل موجودي ممکن است براي گروه منتخبي از اقلام پياده شود در حاليکه بقيه اقلام با همان مدل قديمي کار مي‌کنند. هر وقت که مدل خود را اثبات نمود، اقلام بيشتري در حوزه مدل جديد قرار مي‌گيرند.
در نظر داشته باشيد که ممکن است نياز باشد اعتبارسنجي بدفعات انجام شود. ممکن است فردي به اين نتيجه برسد که افزايش اعتبار مدل به اندازه خيلي کم، نيازمند تلاش زيادي براي اعتبارسنجي باشد. بسته به اهميت مدل، ممکن است سطح اطمينان کمتر ترجيح داده شود. در بعضي موارد شايد آگاهي از اينکه مدلي مشابه مدل ما ساخته شده و بخوبي عمل کرده است، بعنوان اعتبارسنجي کافي باشد.
توجه به اين مطلب ضروري است که اشياء واقعي به مرور زمان تغيير مي‌کند. يک مدل کاملاً رضايت‌بخش ممکن است به مرور زمان ارزش خود را از دست بدهد. بسته به اينکه چه عواملي عملکرد و اعتبار مدل را تحت تأثير قرار مي‌دهند، يک مدل بکار گرفته شده ممکن است نياز به مراقبت دائم يا ارزيابي مجدد دوره‌اي داشته باشد.

يک مدل هرگز نبايد خيلي مطابق سيستم واقعي باشد.
اين اصل در مواردي که مدل خيلي پيچيده مي‌گردد بايد مورد توجه قرار گيرد. براي مثال، فرض کنيد که فردي مي‌خواهد يک مدل کامپيوتري دقيق از اقتصاد آمريکا بسازد که بايد در آن از تعدادي محقق توانا استفاده شود تا زمان و هزينه زيادي صرف تبيين ارتباطات و کنش‌هاي متقابل نمايند. در چنين شرايطي مي‌توان به اين باور رسيد که مدل همان سيستم واقعي خواهد شد. آنهايي که اين مدل را توسعه مي‌دهند باور مي‌کنند همان سيستم واقعي را توسعه داده‌اند زيرا توجه آنها به سمت مدل بوده است بطوري که مدل براي آنها همان سيستم واقعي مي‌گردد. به عبارت ديگر، آنها ممکن است نتوانند سيستم واقعي را مگر در قالب مدل ببينند. آنهايي نيز که درگير ساخت مدل نبوده‌اند با وجود ابهت فناوري و تلاش انجام شده فرض مي‌کنند که بخاطر پيچيدگي مدل، يک مدل صحيح است. در نتيجه، مدل ممکن است پذيرفته شود در حاليکه بايد فايده عملي آن مورد ارزيابي قرار مي‌گرفت.
هرچه مدل بزرگتر و پيچيده‌تر مي‌شود اين خطر افزايش مي‌يابد. حل مدل پيچيده‌تر شده و به زمان بيشتري نياز خواهد داشت. صرفنظر از اينکه احتمال خطاهاي منطقي ضرورتاً افزايش مي‌يابد، فاصله بين مفروضات و نتايج مدل، احتمال اينکه در مرحله تفسير نتايج محدوديتهاي مدل فراموش شوند را افزايش مي‌دهد.
از يک مدل نبايد در کاري که براي آن طراحي نشده است استفاده نمود و همچنين نبايد از اين بابت مورد انتقاد قرار گيرد.
اکنون که کتاب و مقالات زيادي در خصوص پژوهش در عمليات وجود دارد، طبيعي و قابل قبول است که مدلهاي موجود را براي مسائل خود تطبيق دهيم بجاي اينکه به هر مسئله به عنوان شرايط کاملاً جديد بنگريم. اين رويکرد بهيچوجه نادرست نيست و بدين معني است که ما زمينه اصلي مدل را به خوبي درک کرده‌ايم. يک مدل نه تنها توسط سيستمي که مدل آن را نمايش مي‌دهد و ابزاري که در آن بکار گرفته شده است، شکل مي‌گيرد بلکه انگيزه‌هاي مدلساز نيز در شکل‌گيري آن نقش بسزايي دارد. اما چنين استفاده‌اي از مدلهاي موجود مي‌تواند خطاهايي را نيز بدنبال داشته باشد.
مثالي از چنين خطاها، استفاده از مدلهاي پيش‌بيني براي پيشگويي مقطعي از آينده است که داده‌هاي استفاده شده براي ساخت مدل پيش‌بيني هيچ ارتباطي با آن مقطع از آينده ندارد. يک مدل ممکن است براي پيش‌بيني‌هاي کوتاه مدت مناسب باشد اما اين اعتبار محدود هيچ تضميني براي توليد پيش‌بيني‌هاي درازمدت مورد اطمينان ارائه نمي‌دهد. مثال ديگر استفاده از روشهاي خاص شبکه در توصيف فعاليتهاي يک پروژه پيچيده است. اين شبکه‌ها ممکن است مدلهاي توصيفي و کنترلي خوبي براي پروژه‌هايي که مبناي تجربي کافي مانند پروژه‌هاي ساختماني دارند ارائه دهند اما در توصيف پروژه‌هايي مانند پروژه‌هاي پژوهشي که در آن فعاليتهاي آينده بستگي به عواملي دارد که در زمان حال قابل تصور نيستند، اين مدلها نمايش ضعيفي از واقعيت ارائه مي‌دهند. همانطور که نبايد يک مدل را به فراتر از تواناييهايش تعميم داد، همچنين نبايد در صورت تأمين نکردن انتظارات ما آنها را کنار گذاشت.

مدلها را بهتر و مفيدتر از آنچه که واقعاً هستند نشان ندهيد.
اين نکته خصوصاً براي متخصص پژوهش در عمليات مهم است زيرا بيشتر سفارش‌دهندگان مطالعات پژوهش در عمليات تخصصي در مورد اين حوزه نداشته و احتمالاً روشهاي متخصص را درک نمي‌کنند. وقتي يک مدل بجاي مجموعه‌اي از مفروضات قابل قبول که منجر به نتايج مفيد مي‌شوند به عنوان وسيله واقعي عرضه مي‌شود مسلماً نتايج به دست آمده داراي خطا خواهد بود. کساني که به صورت حرفه‌اي با مدلها کار مي‌کنند مي‌توانند اين اشتباهات را به عنوان مواردي در نظر گيرند که عوامل مهم فراموش شده و يا مورد توجه قرار نگرفته‌اند. در هر شکل اين افراد اعتماد خود را نسبت به پژوهش در عمليات از دست نمي‌دهند اما ديگران ممکن است نتيجه بگيرند که پژوهش در عمليات خوب نيست.
بعضي از منافع ابتدايي مدلسازي در ارتباط با فرايند توسعه مدل مي‌باشد.
در حالت کلي، يک مدل آنقدر که براي توسعه‌دهندگان آن مفيد است براي ديگران نيست. مدل خود هرگز حاوي دانش و درک کامل از سيستم واقعي که مدلساز بايد آنرا براي مدلسازي موفق کسب کند، نيست و هيچ راه عملي براي انتقال اين دانش و درک بصورت کامل وجود ندارد. در مواردي منفعت ممکن است هنگام توسعه مدل اتفاق ‌افتد، يعني وقتي مدل کامل شد ديگر داراي هيچ ارزشي نباشد. مثالي از اين موارد زماني اتفاق مي‌افتد که گروه کوچکي از افراد در توسعه يک برنامه رسمي براي پروژه‌اي تلاش مي‌کنند. برنامه مدل نهايي است، اما ممکن است دستيابي به توافق روي آنچه که اهداف بايد باشند مسئله واقعي باشد. وقتي توافق حاصل شد، برنامه رسمي ممکن است غيرضروري باشد.
نتيجه روشن اين اصل اينست که بهتر است همواره کاربر نهايي در سرتاسر دوره مدلسازي و اعتبارسنجي مدل مشارکت داده شود. علاوه بر نکاني که کاربران در ضمن اين دوره بدست مي‌آورند، حضور آنها کمک مي‌کند که مدل مطابق با نيازهاي آنها ساخته شود. اين رويه همچنين مي‌تواند در جلوگيري از سندرم مدل مرده بدنيا آمده38 کمک نمايد که در آن بدليل نبود مشارکت کاربر نهايي مدل ضعيف و غير قابل پياده‌سازي است.

يک مدل نمي‌تواند چيزي بهتر از اطلاعاتي باشد که به آن داده مي‌شود.
يک قاعده کلي مشهور در برنامه‌نويسي کامپيوتر اين است که داده‌هاي نادرست نتايج نادرست مي‌دهند39. اين قاعده در مدلسازي نيز قابل کاربرد است. اين بدين معني است که کامپيوتر يا مدل تنها داده‌هايي توليد مي‌کنند که به آنها داده مي‌شود و نمي‌توانند نادرستي‌هاي وروديها را تشخيص داده و تصحيح کنند.
کار ديگري که مدلها نمي‌توانند انجام دهند توليد اطلاعات است. گاهي اوقات افراد فکر مي‌کنند که براي مثال مدلهاي شبيه‌سازي کامپيوتري مي‌توانند اطلاعات بيشتري نسبت به آنچه که به آنها داده مي‌شود توليد مي‌کنند. البته آنها مي‌توانند تقريباً بي‌نهايت داده توليد کنند اما اين داده‌ها فقط نتيجه مستقيم مفروضاتي است که در مدل در نظر گرفته شده‌ است. مدلها ممکن است داده‌ها را فشرده کرده يا به شکل‌هاي مفيدتري تبديل نمايند؛ آنها توانايي توليد داده ندارند. مطمئناً تصميم‌گيري در شرايطي که اطلاعات کافي وجود ندارد کار مشکلي است. تحت اين شرايط ممکن است مدلسازي بعنوان يک کمک مورد استفاده قرار گيرد. اما غيرواقعي است که انتظار داشته باشيم که مدل اطلاعاتي را که موجود نيستند ارائه دهد. همچنين غيرواقعي است انتظار داشته باشيم که وجود مدل نبود اطلاعات را جبران مي‌کند. اگرچه تعداد زيادي از مدلهاي پژوهش در عمليات نااطميناني را در قالب احتمالات در نظر مي‌گيرند، اعمال آن برابر با حذف آن يا کاهش آن نيست. در بعضي شرايط، بجاي تلاش در مدلسازي بهتر خواهد بود که اطلاعات بيشتري از سيستم واقعي جمع‌آوري شود.
مدلها نمي‌توانند جايگزين تصميم‌گيرندگان شوند.
يکي از معمول‌ترين پندارهاي نادرست درباره هدف مدلهاي پژوهش در عمليات اينست که مدلها مستقل از ذهني بودن و خطاهاي انسان مي‌توانند جوابهاي بهينه را ارائه دهند. مفهوم ضمني در اين پندار اينست که وقتي تمام ملاحظات مناسب تعريف شده و در نظر گرفته شوند تصميم‌گيري مي‌تواند بصورت خودکار درآيد. تنها چيزي که باقي مي‌ماند يافتن فرمول درست و پياده‌سازي نتايج است. براساس همين استنتاج، اشتباه موجود در اين استدلال در خود آن است. هيچ پژوهشگر در عمليات توانا چنين نظري ندارد.
وجوه فراموش شده‌اي وجود دارد که بايد هنگام توليد خروجي توسط مدل و قبل از بکارگيري خط‌مشي مدنظر قرار گيرند. در خود فرمولبندي همانطور که قبلاً نيز اشاره شد بايد در خصوص وجوهي از مسئله که مهم هستند، مفروضاتي که قابل قبول هستند و غيره تصميمات زيادي گرفته شود. تمام اين تصميمات داراي ماهيت ذهني هستند. اغلب مسائل متأثر از عوامل غيرکمي هستند که فقط مي‌توانند براي ملاحظه فهرست شوند. گاهي اوقات ضروري است که اهداف چندگانه در نظر گرفت يا زماني که مقياس مشترکي وجود ندارد بين مقادير سبک سنگين کرد. همه اين پيچيدگيهاي جهان واقعي نيازمند توانايي‌هاي منحصر بفرد تصميم‌گيري انسان است. فقط در مورد تصميمات داراي روند مشخص مي‌توان اتوماسيون را بکار برد و حتي اين تصميم‌گيريها نيز نيازمند نظارت انسان هستند تا اشتباه رخ ندهد.
مدلهاي پژوهش در عمليات مي‌توانند به تصميم‌گيرندگان کمک کنند و به موجب آن امکان تصميم‌گيري بهتر را فراهم آورند. مطمئناً نقش تجربه، بينش و قضاوت در تصميم‌گيري نمي‌تواند کوچک شمرده شود.
علاوه بر ده اصل فوق توجه به چند نکته مفيد خواهد بود؛ مدلسازي يک هنر است و به تجربه نياز دارد و فرايندي تعريف شده، دقيق و قدم به قدم نيست. فرايند مدلسازي يک فرايند تکراري است و نبايد بدون بررسي، ويرايش اول مدل به عنوان مدل کامل و بدون نقص پذيرفته شود بلکه بايد با نظر به بازخورد بدست آمده از اعتبارسنجي، مقايسه بين دقت و مطلوبيت و تعيين پارامترها در ساختار مدل بازنگري کرد (ميلر و شميد 1984، 26-27).

3-2-7- مدلهاي کلاسيک پژوهش در عمليات
عمليات و سيستمهاي مختلف داراي مسائل مشابهي هستند که منجر به مدلهاي مشابهي براي بررسي و حل مي‌گردند. بعنوان مثال فرض کنيد در يک بانک طولاني شدن طول صف افراد در حال انتظار براي انجام عمليات بانکي مسئله مديريت آن بانک باشد. همچنين در خط توليد يک کارخانه، انباشته شدن قطعات نيمه ساخته در بعضي از ايستگاههاي کاري مسئله مورد نظر مدير خط توليد باشد. به طور مشابه در يک مرکز مخابرات تعيين ظرفيت مناسب براي مرکز بطوري که حداکثر ده درصد از تقاضاهاي ارتباط رد شوند مورد نظر باشد. همه اين مسائل و مسائل مشابه آنها در قالب مدلهاي صف بررسي مي‌شوند. مدلهاي صف در طول زمان توسعه يافته و به شکل کلاسيک در آمده‌اند. به همين ترتيب براي مسائل ديگر نيز مدلهاي کلاسيک وجود دارد که مي‌توان مسائل مشابه را از طريق آنها بررسي نمود. مدلهاي کلاسيک به دليل دارا بودن کاربرد وسيع از نوع مدلهاي عمومي هستند. مدلهاي پژوهش در عمليات همگي نوع خاصي از مدلهاي نمادين يعني مدلهاي رياضي هستند. مدلهاي رياضي مدلهاي نماديني هستند که در آنها از نمادهاي حروف، اعداد و عملگرهاي رياضي مانند جمع، تفريق، ضرب، تقسيم، علامت کوچکتر و بزرگتر و... استفاده مي‌شود و از طريق عبارات رياضي مانند معادلات، نامعادلات و... به يکديگر مرتبط مي‌شوند.
نوع خاصي از مدلهاي رياضي معيار مدار، برنامه‌ريزي رياضي40 مي‌باشد که داراي پنج مشخصه اصلي هستند. اين مشخصه‌ها عبارتند از (ميلر و شميد 1984، 21-22):
متغيرهاي تصميم41: متغيرها يا عواملي که هدف برنامه‌ريزي رياضي يافتن جوابي (معمولاً به شکل مقادير عددي) براي آنهاست.
تابع هدف42: تابع هدف بياني است از معيار يا معيارهايي که روش ارزيابي تصميم‌گيرنده را در خصوص ارزش متغيرهاي تصميم نشان مي‌دهند و همچنين اينکه آن معيار يا معيارها چگونه بايد بهينه شوند، بعنوان مثال کمينه43 يا بيشينه44 شوند.
محدوديت‌ها45: محدوديت‌ها قيودي روي ارزش‌هاي تصميم مي‌باشند. اين قيود مي‌توانند به دلايل مختلف از جمله محدوديت بودجه، محدوديت ماده اوليه، محدود بودن نفر- ساعت کارگر موجود، محدود بودن فضا و محدوديت زمان باشند. يک برنامه‌ريزي رياضي مي‌تواند محدوديتي نداشته باشد.
روابط رياضي46: تابع هدف و محدوديت‌ها با استفاده از متغيرهاي تصميم و روابطي که آن متغيرها را به يکديگر مربوط مي‌سازد شکل مي‌گيرند. اين روابط، روابط رياضي ناميده مي‌شوند.
پارامترها47: پارامترها برخلاف متغيرهاي تصميم داراي مقادير ثابتي هستند و در روابط رياضي تابع هدف و محدوديت‌ها بکار مي‌روند.
با توجه به پنج مشخصه اصلي برنامه‌ريزي رياضي، ساختار کلي برنامه‌ريزي رياضي به شکل 4 خواهد بود:

3-2-8- روش مدلسازي
هدف از مطالعه را مشخص کنيد. هدف مي‌تواند توصيف، تحليل، پيشگويي، بهينه‌سازي يا ترکيبي از آنها باشد. بسته به اينکه هدف از مطالعه چه باشد نوع مدل نيز متفاوت خواهد بود. بعنوان مثال اگر هدف بهينه‌سازي باشد مدل بايد از نوع معيار مدار باشد.
مفروضات را مشخص کنيد؛ وجوهي که مي‌توانند در نظر گرفته نشوند، روابطي که مي‌توانند خطي فرض شوند، نوع متغيرها که مي‌تواند پيوسته، گسسته يا پله‌اي باشند و پارامترهايي که مي‌توانند قطعي يا احتمالي در نظر گرفته شوند.
متغيرهاي تصميم را مشخص کنيد. متغيرهاي تصميم بايد به روشني تعريف شوند و معيار يا شاخص اندازه‌گيري (واحد) آنها کاملاً مشخص و منطقي باشد.
روابط و توابعي که رفتار سيستم را تشريح مي‌کنند و متغيرهاي تصميم را به يکديگر مرتبط مي‌سازند تشکيل دهيد.
مقادير عددي پارامترها شامل ضرايب متغيرها و ثابتها را بيابيد. اين امر بايد از طريق جمع‌آوري داده‌ها، پردازش و تحليل‌هاي آماري مانند رگرسيون انجام شود.

3-2-9- ساده‌سازي مدلها
روابط غيرخطي را به روابط خطي تبديل کنيد.
تعداد متغيرهاي تصميم و محدوديتها را کاهش دهيد. هرچه تعداد متغيرها و محدوديتها کمتر باشد حل مدل آسانتر خواهد بود. در حالت کلي مي‌توان گفت که تأثير تعداد محدوديتها در سادگي يا پيچيدگي مدل بيشتر از تعداد متغيرهاست.
ماهيت متغيرهاي تصميم را تغيير دهيد؛ به عنوان مثال تبديل متغيرهاي با قيد عدد صحيح به عدد حقيقي.
چند تابع هدف را با يک تابع هدف جايگزين کنيد.
عناصر پوياي مدل را حذف کنيد. يعني مدل را به حالت ايستا درآوريد.
متغيرهاي تصادفي را با متغيرهاي قطعي جايگزين کنيد.
موارد فوق ممکن است دقت مدل را کاهش دهد و بنابراين بايد ميزان تأثير هر يک از ساده‌سازي‌ها بر روي دقت، درستي و کيفيت مورد توجه قرار گيرد.

3-3- حل مدل
فنون حل مدلها در سه دسته کلي روشهاي تحليلي، روشهاي عددي و روشهاي شبيه‌سازي قرار مي‌گيرند. در روشهاي تحليلي از روشها، مفاهيم و قضاياي رياضي استفاده مي‌شود. روشهاي حل دستگاه معادلات، حل معادلات از طريق مشتق و روش لاگرانژ از جمله روشهاي تحليلي هستند. روشهاي تحليلي عمدتاً در حل مدلهاي رياضي با متغيرهاي پيوسته کاربرد داشته و کارايي خيلي بالا در حل اينگونه مدلها دارند.
روشهاي عددي روشهايي هستند که کمتر از قضاياي رياضي استفاده مي‌کنند و بيشتر شامل روشهاي جستجو، شمارش و تقريب عددي مي‌باشند. بعنوان مثال بهينه‌سازي توابع به روش تقريب نيوتن، فنون شاخه و کران در حل برنامه‌ريزي‌هاي عدد صحيح و صفر و يک و روشهاي سعي و خطا و روشهاي هيوريستيک از جمله روشهاي عددي مي‌باشند. روشهاي عددي بيشتر در حل مدلهاي رياضي با متغيرهاي گسسته مورد استفاده قرار مي‌گيرند.
روشهاي شبيه‌سازي براي حل مدلهاي شبيه‌سازي بکار مي‌روند. روشهاي شبيه‌سازي داراي دو دسته کلي روشهاي قطعي و روشهاي تصادفي مي‌باشند. روشهاي قطعي حل مدل از طريق حل مدل بصورت تکراري و روز‌آمد کردن شرايط مدل براساس حل مرحله قبل و با فرض فاصله‌هاي زماني مساوي صورت مي‌پذيرد. روشهاي تصادفي يا آماري در مواردي استفاده مي‌شود که اطلاعات مسئله ماهيت تصادفي دارند. در روشهاي تصادفي اطلاعات موردنياز با استفاده از روشهاي توليد اعداد تصادفي تأمين شده و نتايج مدل براساس آنها بدست مي‌آيند.
در پژوهش در عمليات هر سه روش بکار مي‌رود. فنون حل برنامه‌ريزي خطي و غيرخطي، فنون صفحه برش در حل برنامه‌ريزي عدد صحيح، فنون حل مدلهاي تحليلي صف، فنون حل برنامه‌ريزي شبکه‌ها، زنجيره‌هاي مارکوف و... از جمله فنون دسته روشهاي تحليلي مي‌باشند. روشهاي جستجو، شمارش، شاخه و کران، فنون برنامه‌ريزي پويا، روشهاي حمل و نقل و تخصيص و روشهاي هيوريستيک از جمله روشهاي عددي مي‌باشند. فنون حل مدلهاي شبيه‌سازي صف و مدلهاي پويايي سيستم‌ها48 از جمله فنون توسعه يافته در دسته روشهاي شبيه‌سازي مي‌باشند.
در حل يک مدل ممکن است ترکيبي از روشهاي فوق بکار گرفته شود و از ترکيب آنها فنون ترکيبي49 توليد نمود. انتخاب روش و فن مناسب براي حل مدل مورد نظر، نيازمند تجربه، آگاهي و تسلط به روشهاي حل مدل دارد. در انتخاب روش حل مدل بايد به ميزان دقت روش، سرعت حل، کيفيت حوابهايي که بدست مي‌دهد، زمان و هزينه و خواست کارفرما يا مديريت توجه نمود. بايد بين عوامل اشاره شد سبک و سنگين نمود و روشي انتخاب نمود که به صورت منطقي و قابل قبول پاسخ دهد. ممکن است در طراحي يک قطعه دقيق از يک ماشين دستيابي به جواب دقيق ضروري باشد هر چند که دستيابي به آن جواب هزينه زيادي در بر داشته باشد زيرا جواب نادقيق باعث کاهش کارايي ماشين و صرف هزينه‌هاي کلان ديگري خواهد شد. اما تهيه يک برنامه توليد که هر ماه بايد انجام شود بهتر است با درصدي خطا از جواب بهينه تهيه شود تا اينکه بخواهيم به حل مدل پيچيده‌اي از آن بپردازيم که مستلزم صرف چند روز محاسبات کامپيوتري باشد.
علاوه بر حل مدل، در صورت امکان بايد اطلاعات اضافي در مورد چگونگي رفتار جواب بر اثر تغييرات در پارامترهاي سيستم نيز کسب نمود. اين عمل معمولاً تحليل حساسيت ناميده مي‌شود. چنين تحليلي به ويژه زماني مورد نياز است که امکان برآورد پارامترهاي سيستم يا عمليات به صورت دقيق امکان‌پذير نباشد. در اين شرايط، بررسي رفتار جواب بهينه در همسايگي اين برآوردها مهم است.

3-4- اعتبارسنجي مدل
يک مدل زماني معتبر است که عليرغم نادقيق بودنش در بيان سيستم، بتواند پيشگويي قابل اطميناني از عملکرد سيستم بدهد. همانطور که در بخش 3-2-6 اشاره گرديد چند فن براي اعتبارسنجي مدل وجود دارد که بايد متناسب با ماهيت مدل بکار گرفته شوند. اين فنون عبارتند از:

مقايسه عملکرد مدل با اطلاعات واقعي گذشته سيستم
در اين روش، مدل معتبر خواهد بود اگر با تغذيه اطلاعات ورودي واقعي گذشته، مدل عملکرد گذشته مدل را دوباره توليد کند. اشکالي که بر اين روش وارد است اينست که هيچ تضميني وجود ندارد که عملکرد آينده سيستم مشابه روند گذشته آن باشد. تغييرات شديد در شرايط محيطي مي‌تواند باعث تغيير روندها و شرايط حاکم بر سيستم گردد. همچنين، از آنجايي که مدل مزبور براساس آزمايش دقيق داده‌هاي گذشته بنا شده، اين مقايسه همواره بايد نتايج سودمندي به بار آورد. در برخي موارد ممکن است اين مشکل با استفاده از داده‌هايي که از بکارگيري آزمايشي دستگاه به دست مي‌آيند برطرف شود. اين روش براي اعتبارسنجي مدلهاي پيشگويي کننده مناسب است.

بررسي رفتار مدل در اثر تغيير سيستماتيک پارامترهاي سيستم واقعي
اين روش که در اعتبارسنجي انواع خاصي از مدلهاي توصيفي مفيد است بدين صورت انجام مي‌شود که بطور سيستماتيک پارامترهاي سيستم واقعي تغيير داده شود و سپس بررسي شود که آيا مدل مي‌تواند بصورت موفقيت‌آميز تغييرات را دنبال نمايد. همچنين مي‌توان مدل را توسط آزمون‌هاي ساختگي که براي تحميل نقاط ضعف طراحي شده‌اند بررسي کرد. اگر مدل در شرايط بد بخوبي عمل کند، آنگاه مي‌توان نتيجه گرفت که مدل در شرايط معمولي نيز خوب عمل خواهد کرد.

اعتبارسنجي مرحله‌اي
اگر مدلي پيش از پياده‌سازي نتواند اغتبارسنجي شود، مي‌توان پياده‌‌سازي را طي چند مرحله انجام داد تا ضمن آن مدل را اعتبارسنجي نمود. براي مثال، يک مدل جديد براي کنترل موجودي ممکن است براي گروه منتخبي از اقلام پياده شود در حاليکه بقيه اقلام با همان مدل قديمي کار مي‌کنند. هر وقت که مدل خود را اثبات نمود، اقلام بيشتري در حوزه مدل جديد قرار مي‌گيرند.

اعتبارسنجي با استفاده از داده‌هاي شبيه‌سازي شده
اين روش در جايي مناسب است خود سيستمي که براي آن مدل ساخته شده است وجود نداشته باشد. در اين شرايط مي‌توان با استفاده از يک مدل شبيه‌سازي داده‌هايي توليد و براي اعتبارسنجي مدل مورد استفاده قرار داد.

3-5- پياده‌سازي مدل
در اين مرحله، پياده کردن نتايج آزموده شده مدل تحت مطالعه، مورد رسيدگي قرار مي‌گيرد. مسئوليت اجراي اين امر اصولاً بر عهده گروه پژوهش در عمليات است. اين امر اساساً مستلزم ترجمه قابل فهم اين نتايج به دستورالعملهاي مفصل و روشن براي افراد است که پس از اجراي پژوهش، اداره و کار با سيستم را به عهده خواهند گرفت. در اين مرحله، همکاري بين گروه پژوهش در عمليات و کارکنان عملياتي به بالاترين درجه خواهد رسيد. ارتباط بين دو گروه را مي‌توان با دعوت کارکنان عملياتي براي شرکت در تدوين برنامه پياده کردن نتايج مدل بهتر نمود. در حقيقت، اين تبادل نظر بايد در تمام مراحل بررسي مزبور برقرار باشد. بدين طريق هيچ نکته سودمندي، که در نظر گرفتن آن بتواند به عدم موفقيت سيستم منجر شود، از نظر دور نخواهد ماند. همچنين براي اينکه پياده کردن نتايج در عمل امکان‌پذير باشد، مي‌توان با کمک کارکنان عملياتي اصلاحات يا تعديلهايي را که ممکن است در سيستم به وجود آورد بررسي نمود. به عبارت ديگر لازم است مرحله پياده کردن نتايج، با همکاري دو جانبه گروه پژوهش در عمليات و افرادي که بعداً مسئول اداره و کار با سيستم خواهند بود انجام گيرد.
در اجراي تصميمات اتخاذ شده ناشي از نتايج مدل، نبايستي مفهوم استفاده کننده- طراح را از ياد برد. دليل اصل تصميم‌گيري، تغيير در محيط عملياتي براي حداقل يک سطح از سيستم است. وقوع هر تغييري نيازمند آموزشهاي لازم به افراد ديگر بوده و از طرفي مي‌تواند مورد استقبال يا مقاومت برخي از افراد قرار گيرد.اگر اجرا موفق نباشد، همه مراحل قبلي بي‌اثر خواهد بود و ارزش حل، نمي‌تواند آزمايش شود مگر اينکه اجرا صورت پذيرد. در اين مرحله درک و بکارگيري علوم رفتاري مي‌تواند نقش کليدي داشته باشد.
توجه به چند نکته در روش پژوهش براي حل مسائل واقعي ضروري است. مراحلي که در اينجا بحث شد ممکن است به اين توالي انجام نشوند. اين موضوع به خاطر ماهيت پژوهش رخ مي‌دهد و در واقع نمي‌توان ادعا نمود که حتماً بايد اين مراحل به همين ترتيب دنبال شوند. بعنوان مثال ممکن است در پژوهشي از مرحله مدلسازي به مرحله استخراج مسئله رفت تا موجب بينش عميقتري در خصوص سيستم گردد. يا ممکن است پژوهشي در مرحله چهارم متوقف شود زيرا کاربرد تنها نياز به درک شرايط ناشي از تغيير دارد. همچنين ممکن است مرحله‌اي مانند حل مدل يا مدلسازي به خاطر پيچيدگي و نياز به فنون کارا يا توسعه آنها بقيه مراحل را تحت تأثير قرار دهد.
نکته ديگر اينست که نتايج بدست آمده در هر مرحله ممکن است مراحل قبلي را تحت تأثير قرار داده بطوري که نياز به بازنگري داشته باشند. بنابراين چنين فرايندي داراي يک چرخه کلي از استخراج مسئله به پياده‌سازي مدل و چرخه‌هاي داخلي بين مراحل است.

4- روش پژوهش در توسعه مدل يا روش حل براي مسائل کلاسيک
روش پژوهش در اين دسته از پژوهشها با دسته قبلي متفاوت خواهد بود. در اينجا نکات لازم در دو زير دسته روش پژوهش در توسعه مدل و روش پژوهش در توسعه روش حل شرح داده مي‌شوند.

4-1- توسعه مدل
در اينجا نيز همانند دسته قبلي بايد با بکارگيري مطالب گفته شده به توسعه مدل پرداخت با اين تفاوت که در اينجا مرحله استخراج داراي شکل متفاوتي خواهد بود. در پژوهشهايي که هدف آن توسعه مدل باشد مراحل زير بايد انجام شود:


4-1-1- مطالعه مسئله
در اين دسته، مسئله از پيش استخراج شده و صورت مسئله نيز در شکل‌هاي مختلف در مقاله‌ها و کتاب‌ها آمده است. در اين مرحله وظيفه پژوهشگر اينست که با مطالعه سابقه علمي مسئله، شناخت خوبي از مسئله و عوامل ضروري براي تعريف آن بدست آورد. عموماً يک مسئله کلاسيک داراي انواع مختلفي از جنبه هدف، محدوديتها و معيارهاست. در بعضي از موارد نوع‌شناسي50 مدوني از مسائل کلاسيک وجود دارد که به پژوهشگر در شناخت انواع يک مسئله کمک مي‌کند.
پس از شناخت کامل از مسئله و انواع آن، پژوهشگر بايد يکي از انواع مسئله را انتخاب نموده و مفروضات لازم را در خصوص آن تعريف نمايد. مفروضات ممکن است از پيش در نوع مسئله انتخاب شده اعمال شده باشند. همچنين ممکن است پژوهشگر بخواهد مفروضات ساده کننده به مسئله اضافه نمايد. بعنوان مثال متغيرهاي عدد صحيح را حقيقي فرض کند.

4-1-2- مدلسازي
در مرحله مدلسازي قبل از شروع، بايد مطالعه کاملي در خصوص مدلهاي ارائه شده براي نوع انتخاب شده از مسئله مورد بررسي قرار گيرد. آيا در اين زمينه مدلي ارائه شده است؟ مدل مزبور چه خصوصياتي، مزايا و معايبي دارد؟ آيا نياز به مدلسازي جديدي احساس مي‌شود؟ مدلسازي جديد بايد قابليت و مزاياي جديدي عرضه نمايد که در مدلهاي قبلي نباشد. در اينجا برخلاف دسته پژوهش قبلي، مي‌توان مدل را بگونه‌اي طراحي نمود که توسط فن خاصي حل گردد. اين خود به تنهايي مي‌تواند مزيت جديدي محسوب گردد. يا اينکه بگونه‌اي طراحي شود که به شکل مؤثرتري با فنون موجود حل گردد. اما بيشتر نکات آمده در بخش 3-2 در اينجا نيز بايد در نظر گرفته شوند.

4-1-3- حل و اعتبارسنجي مدل
اگر هدف تنها توسعه مدل باشد بعد از مدلسازي، مدل با يکي از فنون موجود بايد حل شود. در حل مدل ممکن است با مشکلاتي برخورد کنيم که ناشي از اشتباه در مدلسازي، بدتعريفي روابط مدل يا ناتواني فن انتخاب شده براي حل مدل باشد. اعتبارسنجي مدل نيز همانند مواردي انجام مي‌شود که در بخش 3-4 به آنها اشاره شد با اين تفاوت که در اينجا يک سيستم واقعي از پيش براي مسئله در نظر گرفته نشده است. در اين شرايط مي‌توان يک مورد واقعي پيدا نمود و مدل را با همان مفروضات و بدون هيچگونه تغييري در عمل پياده نمود يا به روش ساده‌تر از داده‌هاي شبيه‌سازي شده يا از داده‌هاي آزمون در مورد مسائل کلاسيک که در مقاله‌ها، کتاب‌ها و سايتهاي اينترنت موجود است استفاده کرد.

4-2- توسعه روش حل براي مسائل کلاسيک
در اينجا نيز همانند پژوهش در توسعه مدل، مسئله کلاسيک مورد نظر بايد مورد مطالعه قرار گيرد. پس از شناخت مسئله، نوع‌شناسي و انتخاب يک نوع خاص از آن به همراه تدوين مفروضات مورد نظر، بايد روشهاي موجود براي حل آن مسئله مورد بررسي قرار گيرد. روشهاي حل بايد از وجوه مختلف مورد بررسي قرار گيرند که اعم آنها عبارتند از:
رويکرد روش: روش موجود چه رويکردي دارد؟ تحليلي، عددي يا شبيه‌سازي.
روش دقيق يا هيورسيتيک: هر رويکرد تحليلي، عددي يا شبيه‌سازي مي‌تواند بگونه‌اي طراحي شود که به جواب کاملاً درست دست يابد يا اينکه جوابي در همسايگي جواب کاملاً درست ارائه دهد.
کارايي روش: رتبه حل51، سرعت، دقت، زمان صرف شده براي حل و هزينه دستيابي به جواب چقدر است؟ آيا اين روش کاراست؟ در مقايسه با روشهاي ديگر چه مزيتي دارد؟
پس از بررسي روش براساس وجوه اشاره شده بايد تصميم گرفت که روش جديدي ارائه نمود يا خير. در توسعه روش جديد همان وجوه اشاره شده بايد مدنظر قرار گيرند. روش چه رويکردي خواهد داشت؟ يک روش دقيق مدنظر است يا هيوريستيک؟ نکته مهم در توسعه روش حل اينست که کارايي آن نسبت به روشهاي موجود سنجيده شود. بدين منظور مي‌توان داده‌هاي يکسان از مسئله را با روش‌هاي قبلي و جديد حل نمود و نتايج آنها را با يکديگر مقايسه نمود. براي اطلاعات بيشتر در خصوص روشهاي مقايسه مي‌توانيد به گلدن و اسد (1984) مراجعه نماييد.

5- روش پژوهش در توسعه تئوريها و فنون عمومي
تمايز بين علم محض و کاربردي بر مبناي پاسخ به پرسش يا حل مسئله توضيح داده مي‌شود و تفاوت بين پرسش و مسئله در علت بروز آنهاست. علت بروز پرسش کنجکاوي، نياز به درک بهتر موضوعات علمي و تمايل به گسترش مرزهاي دانش بوده در حاليکه هيچگونه انگيزه‌اي براي کاربرد نتايج ناشي از پاسخ به آن وجود ندارد اگرچه ممکن است قابل کاربرد باشد. مسئله زماني مطرح مي‌شود که بخواهيم شرايط موجود به گونه‌اي تغيير کند که مطابق خواست ما گردد. علم محض علمي است که در آن به پرسشها پاسخ داده مي‌شود در حاليکه با استفاده از علم کاربردي مسائل حل مي‌شوند.
در توسعه تئوريها يا فنون عمومي، حل مسئله واقعي يا کلاسيک مدنظر نيست بلکه پژوهشگر قصد دارد تئوريهاي جديدي را در قالب قضايا و روابط براي مفاهيم، اصول و فنون موجود بيان دارد يا فن جديدي را براي استفاده در حل مدلها ابداع نمايد. در اينجا هدف،‌ پاسخ به کنجکاوي، درک بهتر موضوعات علمي و گسترش مرزهاي دانش بوده در حاليکه هيچگونه انگيزه‌اي براي کاربرد نتايج ناشي از آن وجود ندارد (اگر چه ممکن است قابل کاربرد باشد).
از آنجايي که پرسشها مي‌توانند شکل‌ها و ويژگيهاي متفاوت داشته باشند نحوه پاسخگويي به آنها نيز متفاوت خواهد بود. در جايي ممکن است از روشهاي کمي استفاده نماييم و در جاي ديگر مجبور به استفاده از روشهاي کيفي باشيم. اثبات فرضيه ممکن است از طريق اثبات رياضي انجام شود يا از طريق آزمونهاي آماري صورت پذيرد. اما به هرحال سه مرحله کلي را نيز در اين نوع پژوهش مي‌توان تشخيص داد:

1- تعريف پرسش
2- پاسخ به پرسش
3- اعتبارسنجي پاسخ

پرسش بايد به صورت روشن بيان شود و در آن مفروضات اصلي و قلمرو پژوهش مشخص شوند. پرسش ممکن است در شکل سئوالي يا مثبت بيان شود. هم‌چنين بايد رويکرد پاسخ به پرسش را روشن سازد. به عنوان مثال تحليل الگوريتمهاي ژنتيک ساده با استفاده از زنجيرههاي مارکوف محدود پرسشي است که در آن هدف درک بهتر الگوريتم‌هاي ژنتيک است. مفروضات اصلي و قلمرو پژوهش بدينگونه مشخص شده است که الگوريتم ژنتيک از نوع ساده مدنظر بوده و پژوهش تنها با زنجيرههاي مارکوف از نوع محدود انجام خواهد شد. رويکرد پاسخ به درک بهتر الگوريتم ژنتيک نيز زنجيره‌هاي مارکوف است.

بازاریابی و شبکه های اجتماعی

 شبکه‌های اجتماعی و میزان تاثیرگذاری آنها بر بازاریابی، حرف‌های زیادی زده می‌شود. بسیاری از سازمان‌ها در فیس‌بوک، توییتر و سایر شبکه‌های اجتماعی مجازی صفحات مخصوص به خود ایجاد کرده‌اند. درحالی که بسیاری عقیده دارند که ارزش حرفی که دهان به دهان میان مشتریان می‌گردد بسیار زیاد است، ولی ارزش واقعی شبکه‌های اجتماعی هنوز به طور کامل شناخته نشده است. در این مقاله میزان تاثیر‌گذاری صفحات اینچنینی و ارزشی که آنها از طریق رایج کردن نام سازمان در میان مشتریانشان ایجاد می‌کنند، بررسی می‌شود.

سازمان‌های بسیاری در فیس‌بوک و توییتر صفحات فعال دارند، اما این موضوع به تنهایی منجر به ایجاد تغییر در عملکرد این سازمان‌ها نشده است. سازمان‌ها اخیرا طرز فکر جدیدی را انتخاب کرده‌اند. آنها به حرف دهان‌به‌دهان ایجاد شده در شبکه‌های اجتماعی، به عنوان یک رسانه ارتباطی جدید نگاه می‌کنند. این ایده چیزی فراتر از جزئیات مفهومی است. زمانی که حرف دهان به دهان به عنوان یک کانال ارتباطی در نظر گرفته می‌شود، به نوعی محتوا تبدیل می‌شود و سازمان‌ها را قادر به اندازه گیری آن و پیاده‌سازی برخی فعالیت‌ها بر روی آن می‌کند. علاوه بر این حرف دهان به دهان برخلاف تبلیغات سنتی که با پول قابل خریدن بود، باید در طول زمان توسط سازمان کسب شود. این موضوع باعث شد سازمان‌ها به این نتیجه برسند که تنها راه ایجاد و حفظ تبلیغ دهان به دهان در میان مشتریان، خوب و مفید بودن
برای آنها به معنای واقعی کلمه است.
حال این سوال مطرح می‌شود که چگونه می‌توان در یک دنیای مکالمات مجازی ایجاد شده توسط شبکه‌های اجتماعی مفید واقع شد؟
مسلما برای این مساله راه حل جامع و کاملی وجود ندارد و هر سازمان باید برای موقعیت خاص خودش راه حل منحصر به خود را ایجاد و اجرا کند. اگرچه در این میان برخی درس‌های کوچک از فعالیت سازمان‌های مختلف گردآوری شده است که در قالب دو دیدگاه اصلی قابل توضیح است. اول اینکه یک روش قدرتمند برای مفید بودن یک برند
در دنیای مجازی این است که برای مشتریانش اعتبار اجتماعی ایجاد کند و دوم اینکه «عناصر مجازی» برای برانگیختن تبادلات اجتماعی که منجر به ایجاد حرف دهان به دهان می‌شود، ضروری هستند.

قدرت اعتبار
یک روش کارآمد برای اینکه یک برند در محیط شبکه‌های اجتماعی مفید واقع شود این است که به گونه ای باعث کسب اعتبار افرادی شود که منشا مکالمات دهان به دهان در شبکه‌های اجتماعی می‌شوند. شناخته شدن توسط دوستان یک انگیزه مهم برای افراد محسوب می‌شود و برندهایی که به کاربرانشان اجازه می‌دهند که این انگیزه را به دست آورند، ارزش بزرگی را به آنها اهدا می‌کنند. زمانی که کاربران این شناخته شدن را عمومی می‌کنند، آن را به حرف دهان به دهان تبدیل می‌کنند. سازمان‌ها می‌توانند این نوع اعتبار را از طرق مختلفی مانند اهدای علائمی که کاربران می‌توانند آنها را در روی صفحه فیس‌بوکشان قرار دهند یا دادن امتیازات مختلف به کاربرانشان اعطا کنند. با حرکت مداوم وب‌سایت‌ها به سمت پویا‌تر شدن و پاسخگویی بلادرنگ تعاملات ارزش شناخته شدن و اعتبار گرفتن کاربران اصلی آنها در شبکه‌ها نه تنها کاهش نمی‌یابد که روز به روز هم بیشتر می‌شود. سازمان‌ها همچنین یاد گرفته‌اند که ارزشی را که مشتریان برای فخر فروختن راجع به موفقیت‌هایشان به دیگران به صورت آنلاین دارند را دست کم نگیرند که این فخر فروشی با یکپارچه‌سازی هوشمندانه وب‌سایت‌ها با فیس‌بوک یا توییتر آسانتر هم شده است. این پدیده را هر روزه می‌توان در فروم‌ها و سایت‌های مختلف مشاهده کرد. برای مثال در یک فروم مربوط به سایت بدن‌سازی زمانی که اعضا درباره لاغر شدن یا ورزشکار شدنشان به کمک این سایت صحبت می‌کنند، سایت تقریبا بدون هزینه، صاحب تبلیغ دهان به دهان میان مشتریان و کاربرانش می‌شود. در واقع اگر تحقیقات رفتاری اخیر دقیق باشد، این تجارب به دیگران هم سرایت می‌کند و بدین ترتیب رفتار کاربران به وسیله شبکه دوستانشان عینا تکرار می‌شود که این موضوع باعث گسترش نام برند و حرف دهان به دهان مثبت راجع به سازمان می‌شود.

وسوسه عناصر مجازی
از نظر ادراک انسانی، عناصر مجازی در تسهیل حرف دهان به دهان مجازی نقش مهمی را به عهده دارند. این باور در واقع بر مبنای رفتار کاربران ایجاد شده است. در حالی که مفهوم کالاهای مجازی (اشیای غیر فیزیکی مورد استفاده در ارتباطات آنلاین و بازی‌ها) هنوز هم بسیاری از مدیران را گیج می‌کند، کاملا مشخص است که مشتریان، آنها را دوست دارند. کاربران معمولا برای به دست آوردن این کالاهای مجازی بر روی سایت‌های مختلف با یکدیگر رقابت می‌کنند. تخمین زده می‌شود که این کالاهای مجازی به یک صنعت پنج بیلیون دلاری در دنیا تبدیل شده‌اند. سوالی که ایجاد می‌شود این است که چرا کاربران حاضرند برای کالاهایی که مجازی است و وجود خارجی ندارد پول واقعی بپردازند؟ انگیزه‌های آنها تایید‌کننده اینحرف است که کاربران به دنبال اعتبار آنلاین هستند. آنها کالاهای مجازی را با هدف نشان دادن خود (در مورد کالاهایی مانند خانه‌ها یا هدیه‌های مجازی) یا برای شناخته شدن (همانند آرم‌هایی که فردی را به شهردار شهر مجازی تبدیل می‌کند) خریداری می‌نمایند. این رفتارها آنقدر گسترده و همه گیر هستند که می‌توان اطمینان داشت ساختگی نیستند و بازاریاب‌ها باید اهمیت آنها را دریابند تا بتوانند از آنها به سود سازمان بهره‌برداری کنند. سازمان‌ها باید فعالانه روش‌های مختلف استفاده از کالاهای مجازی به عنوان گسترش دهنده‌های کلام دهان به دهان را به بوته آزمایش بگذارند.
هدیه دادن مجازی به یک فعالیت مهم کاربران در فیس‌بوک تبدیل شده است. امروزه بخش بزرگی از این فعالیت رایگان است، اما فیس‌بوک در حال توسعه یک سیستم اعتباردهی مجازی است که به فروشندگان اجازه می‌دهد که در ازای فروش هدیه‌ها و سایر کالاهای مجازی‌شان پول واقعی از کاربران دریافت کنند. در محیط یک شبکه اجتماعی، در نظر گرفتن هدیه‌های مجازی به عنوان یک دارایی ارزشمند، کار چندان دور از انتظاری هم نیست؛ مخصوصا با توجه به این نکته که دسترسی به آنها می‌تواند به شدت محدود باشد. برای درک این موضوع به اشتیاقی فکر کنید که بسیاری از افراد برای جمع کردن کلکسیون‌های ارزشمندی از همه نوع دارند؛ از کارت‌های بیس‌بال گرفته تا سکه و پول. اگر اشیای مجازی هم همین قدر خوشایند باشند، در این صورت می‌توانند به یک معامله بزرگ برای فروشندگان و مصرف‌کنندگان تبدیل شوند و نیز به یک ابزار بزرگ برای ایجاد یک رسانه انتقال کلام دهان به دهان پرکاربرد.
قوانین اولیه رفتار مشتری در اینجا هم صدق می‌کند. آنها چانه زدن را دوست دارند و سازمان‌ها باید از قدرت اطلاع رسانی شبکه‌های اجتماعی حداکثر استفاده را بکنند. کاربران ممکن است در مقابل حراج‌ها یا به پایان رسیدن مدت فروش ارزان‌تر برخی کالاها حساس باشند؛ ولی سازمان‌ها همواره باید این نکته را در ذهن داشته باشند که هدف از ایجاد این محرک‌های خبری، سریع‌تر کردن ایجاد رسانه کلام دهان به دهان راجع به سازمان در میان مشتریان است و اینکه حالا این موضوع از طریق افزایش فروش یک کالای خاص از طریق ارزان‌تر کردن قیمت آن صورت می‌گیرد یا از طریق اعطای هدایا به یک سری مشتریان خاص به دست می‌آید، اهمیت چندانی ندارد. آنها نامه‌های تبلیغاتی شبکه‌های اجتماعی مجازی نیستند که کاربران همانند ایمیل‌های تبلیغاتی از آنها متنفر باشند و بدون حتی انداختن نگاهی به آنها، آنها را روانه سطل آشغال کنند؛ بلکه اشیای محتوادار قانونی هستند که سازمان‌ها مایلند کاربران اولیه، آنها را در میان دوستان خود توزیع کنند.

یک توصیه نهایی: از حیله و مکر استفاده نکنید؛ از حقه‌های مسخره بهره نبرید و سعی نکنید مشتریانتان را دور بزنید، چرا که این فعالیت‌ها نه تنها هیچ ارزشی ندارند که زمان ارزشمند افراد را هم به هدر می‌دهند. تعهد به مفید واقع شدن در شبکه‌های اجتماعی به معنای تعهد به ایجاد تعاملات با کیفیت است. ذکر مجدد این نکته لازم است که در نظر گرفتن کلام دهان به دهان به عنوان یک محصول رسانه ای، تعریف معنای کیفیت برای فعالیت‌های خاص هر سازمان را آسان‌تر می‌کند. آن گونه که به نظر می‌رسد، سازمان‌ها می‌توانند به روش‌های گوناگونی برای کاربرانشان مفید واقع شوند؛ به این ترتیب مدیریت رسانه کلام دهان به دهان چیزی بیشتر از نگهداری صرف یک صفحه فیس‌بوک یا داشتن یک صفحه توییتر است که هر روز، به روز می‌شود. سازمان‌ها باید مراقب اطلاعاتی که در این صفحات قرار می‌دهند باشند و در عین حال میزان سرمایه‌ای که برای این فعالیت‌ها تخصیص می‌دهند را هم مد نظر قرار دهند. به این ترتیب که مراقب باشند سرمایه‌ای که برای شناساندن این صفحات به مشتریان در آنها سرمایه‌گذاری می‌شود، بیشتر از ارزش فعالیت‌های صورت گرفته در آنها نباشد.
بازاریابی از طریق رسانه کلام دهان به دهان می‌تواند به یک سلاح مهم در دست بازاریابان تبدیل شود. این موضوع به توانایی بازاریابان برای استفاده مناسب از طبیعت غیرقابل پیش‌بینی و پرفایده رسانه تبلیغ دهان به دهان بدون از دست دادن اصلیت و اعتبار آن که باعث ارزشمند شدن آن در درجه اول شده بود، بستگی دارد.
در جمع‌بندی می‌توان گفت که ارزش و کاربری رسانه‌های شبکه‌های مجازی برای سازمان‌ها و کلام دهان به دهان هم همانند همه رسانه‌های دیگر بیشتر از اینکه به ماهیت خود آن رسانه بستگی داشته باشد، به رویکرد سازمان‌ها در مقابل آنها و میزان بهره‌برداری مناسب از آنها بستگی دارد. پس همانند هر رسانه دیگری در ابتدای فعالیتش نمی‌توان گفت که این رسانه به خودی خود خوب است یا نه، بلکه باید دید از آن چه استفاده‌ای می‌شود. مفیدترین کالاها هم قابلیت مضر بودن در صورت استفاده نابجا را دارند و در عین حال مضرترین و خطرناک‌ترین اشیا هم در صورت استفاده درست می‌توانند بسیار مفید واقع شوند.

انواع استراتژی شرکتها در بازار رقابت

یک شرکت برای بقای سیستم خویش در بازار باید همواره خط مشی های خود را با شرایط مختلف و دائما در حال تغییر یک محیط رقابتی همساز نماید و لذا بر این اساس شرکتها را می توان به دسته های متفاوتی تقسیم کرد که عبارتند از:

۱- شرکت کالا گرا:

یک شرکت کالا گرا بدون توجه به مشتریان و رقبا فقط به کالا توجه دارد و لذا خط مشی خود را بر اساس نوع کالا طراحی می نماید.

۲- شرکت رقیب گرا:

شرکتی است که اعمال و فعالیتهای خود راشدیدا تحت تاثیر کنش ها و واکنشهای رقبا تنظیم کرده و بیشتر وقت خود را صرف پیگیری حرکات رقبا نموده و از مشتریان خود غافل شده و نمی تواند برنامه ریزی صحیحی برای کار خود صورت دهد ولذا خط مشی خود را همیشه بر اساس شرایط رقبا طراحی کرده و بر اساس آن برنامه ریزی می کند .

۳- شرکت مشتری گرا:

شرکتی است که در تهیه خط مشی های خود بیشتر به مشتری توجه داشته و در دستیابی به فرصتهای جدید و تعیین خط مشی های موجه وضعیت بهتری دارد و با نظارت بر سیر تحول نیازهای مشتریان و منابع و اهداف خود به گروههای خاصی از مشتریان خدمات می دهند.

۴- شرکتهای بازارگرا:

شرکتهایی که هم به رقبا و هم مشتریان در طراحی خط مشی خود توجه دارند وبر اساس دیدگاه دوجانبه فوق برنامه ریزی وعمل می کنند.

شرکتهای رهبر در بازار معمولا سه وظیفه مهم را بر عهده دارند که عبارتند از:
۱- افزایش حجم کل تقاضای بازار
۲- حفظ سهم بازار
۳- افزایش سهم بازار

شرکتهای رهبر بازار معمولا از افزایش در حجم کل تقاضا بیش از سایر رقبا سود می برند و لذا برای این منظوربایستی به دنبال مصرف کنندگان جدید باشند.یک شرکت رهبر باید بتواند با پیش بینی کلیه احتمالات راه را بر هر گونه حمله ای از طرف رقبا ببندد و برنامه های استراتژیک خود را به فعالیتهایی تبدیل نماید که دستیابی به اهداف استراتژیک را میسر کند. برنامه های بازاریابی با همکاری کارکنان مختلف شرکت اجرا شده و کنترل آن با اندازه گیری و ارزیابی نتایج حاصله از تحقق اهداف مربوطه شرکت بدست آمده که در صورت انحراف از برنامه بازاریابی شرکت اقدامات اصلاحی برای تحقق اهداف مورد نظر صورت می گیرد.

اجزای مختلف یک برنامه بازاریابی عبارتند از:

۱-خلاصه اجرایی برنامه: شامل اهداف ، مقاصداصلی ، ارائه توصیه ها و پیشنهادات لازم است که به مدیران ارشد کمک می کند تا جهت اخذ تصمیمات درست به نکات و مسایل مهم برنامه بازاریابی به خوبی توجه نمایند.

۲-وضعیت کنونی یرنامه بازاریابی : در این مرحله شرایط موجود در بازار هدف و جایگاه شرکت کاملا مشخص شده ، وضعیت رقابتی و پوشش توزیعی کالا نیز روشن می گردد. طراحان برنامه بازاریابی به بررسی اندازه بازار و قسمتهای تشکیل دهنده آن در گذشته پرداخته ، سپس نیازهای مشتری و عواملی که در محیط بازاریابی بر میزان خرید تاثیر داشته را به دقت مورد نظر قرار داده وبا توجه به موضوع فروش و قیمت کالا ، سود مورد انتظار را بررسی کرده و ضمن توجه به تعداد رقبای اصلی و خط مشی آنها در زمینه های مختلف از جمله کیفیت کالا ، قیمت گذاری، توزیع ، تبلیغات پیشبردی و روشهای توزیع ، راهکارهای لازم را برای ترویج فروش و افزایش سهم بازار به مدیران شرکت ارائه می نمایند.

۳- تهدیدها و فرصتها : در این قسمت مدیران بازاریابی به پیش بینی تحولات اساسی که بر وضعیت شرکت تاثیر می گذارد پرداخته و فهرستی از تمام تهدیدها و فرصتهای قابل تصور را تهیه کرده و در اختیار مدیران شرکت قرار می دهند تا با ارزیابی و تعیین الویت ها،طرحهای لازم برای استفاده از فرصتهای پیش رو و تهدیدهای احتمالی را با توجه به شرایط بازار و وضعیت رقبا تدوین نمایند.یک مدیر بازاریابی باید از فرصتهای بوجود آمده جهت ایجاد یک مزیت رقابتی برای ارتقاء موقعیت شرکت در بازار استفاده کرده و میزان اثر بخشی هر یک را به دقت ارزیابی نماید. هر شرکت با توجه به اهداف خود نمی تواند از تمام فرصتهای پیش آمده در بازار استفاده نماید زیرا فرصتهای موجود برای بهره برداری باید متناسب با اهداف ، سرمایه و دانش فنی شرکت باشد ، لذا فرصتهای ایده آل برای شرکتها به ندرت پیش آمده و کارشناسان مربوطه هنگام ارزیابی آنها باید بازده مورد انتظار و مخاطرات آنرا به دقت مورد نظر قرار دهند.

۴-اهداف و مسایل جانبی : بعد از تعیین تهدیدها و فرصتها ، مدیران شرکت بایستی اهداف خود را تعیین کرده ومسایل جانبی موثر بر آنرا مورد بررسی قرار داده، بطوری که اهداف مربوطه در طی زمان اجرای برنامه قابل دسترسی باشد.

۵- خط مشی های بازاریابی: مدیران شرکت برای رسیدن به اهداف خود معمولا یک خط مشی جامع بازاریابی را تهیه کرده و بر اساس برنامه ای حساب شده با توجه به منطق بازاریابی،خط مشی های مناسب برای رسیدن به بازارهای هدف را با رعایت ترکیب صحیح عناصر بازاریابی و تعیین بودجه اختصاصی به آن در نظر می گیرند.یک خط مشی بازاریابی مناسب بایستی جزییات دقیق بازار هدف را از نظر نیاز،خواسته وواکنش نسبت به فعالیتهای بازاریابی از منظر رقابتی به شکلی هوشیارانه بررسی و کلیه تهدیدها و فرصتهای موجود در بازار را به دقت مورد نظر قرار دهد. خط مشی های بازاریابی بایستی به برنامه های اجرایی تبدیل شده و برنامه های اجرایی به مدیریت امکان می دهد تا بودجه بازاریابی را تهیه کرده و پس از تصویب از آن به عنوان معیاری برای خرید مواد اولیه،زمان بندی تولید و عملیات بازاریابی استفاده نماید.آخرین قسمت یک برنامه اجرایی بازاریابی،مرحله کنترل برنامه است که بر روند پیشرفت کار نظارت کرده و مدیران بر اساس آن به شناخت و رفع مشکلات موجود در حین انجام کار می پردازند.

قبولی در ازمون شرط استخدام وزارت نفت

معاون توسعه منابع انسانی وزیر نفت با اشاره به برگزاری آزمون برای ساماندهی کارکنان پیمانکاری فوق دیپلم به بالای صنعت نفت از برگزاری نخستین آزمون برای کارکنان شرکت ملی صنایع پتروشیمی تا آذر ماه امسال خبر داد و گفت: کارکنان پیمانکازی زیر فوق دیپلم با تاسیس یک شرکت تعاونی ساماندهی خواهند شد.

دکتر علیرضا میرمحمد صادقی در گفتگو با خبرنگار پانا نیوز درباره آخرین وضعیت اجرای مصوبات دولت برای ساماندهی کارکنان پیمانکاری صنعت نفت، گفت: در حال حاضر 2 دسته نیروی پیمانکاری در سطح صنعت نفت فعالیت می کند.

معاون توسعه منابع انسانی وزیر نفت با اعلام اینکه دسته اول مربوط به کارکنانی است که همزمان با اجرای پروژه های توسعه ای صنعت نفت توسط شرکتهای طرف قرارداد پیمانکاری جذب صنعت نفت می شوند، تصریح کرد: دسته دوم مربوط به کارکنان پیمانکاری بوده که در مشاغلی که مطابق به قانون برون سپاری شده، فعالیت می کنند.

این مقام مسئول با تاکید بر اینکه هدف از برون سپاری فعالیتها کوچک سازی دولت و تمرکز بیشتر بر روی برنامه های اولویت دار است، اظهار داشت: وزارت نفت تمام تلاش خود را می کند که حق و حقوق کارکنان پیمانکاری مورد اجحاف قرار نگیرد.

وی با اشاره به توافق وزارت نفت و مدیریت برنامه ریزی نهاد ریاست جمهوری برای ساماندهی کارکنان پیمانکاری صنعت نفت، بیان کرد: بر این اساس کارکنان پیمانکاری دارای تحصیلات فوق دیپلم به بالا می توانند در آزمون های استخدامی شرکت کنند.

میرمحمد صادقی با بیان اینکه اگر در این آزمون قبول نشوند آزمون دیگری برای این دسته از کارکنان برگزار می شود، تبیین کرد: برای جذب افراد پیمانکاری فوق دیپلم به بالا باید سمت های خالی هم از سوی شرکتهای تابعه ارائه شود.

معاون وزیر نفت زمانی در سطح وزارت نفت 150 هزار سمت وجود داشت که در شرایط فعلی تعداد سمت ها به 120 هزار نفر کاهش یافته است، افزود: هم اکنون 90 هزار کارمند رسمی در وزارت نفت مشغول به کار است.

وی از امضای قراردادهای مدت معین با حدود 20 درصد کارکنان پیمانکاری فوق دیپلم به بالا پس از قبول شدن در آزمون و مصاحبه خبر داد و یادآور شد: این افراد پس از ارائه سمت خالی در سازمان متبوعش قبول خواهند شد.

این مقام مسئول از برگزاری نخستین آزمون استخدامی کارکنان پیمانکاری ویژه کارکنان شرکت ملی صنایع پتروشیمی تا آذر ماه امسال خبر داد و گفت: پس از آن آزمون کارکنان پیمانکاری شرکتهای ملی نفت، گاز و پالایش و پخش فرآورده های نفتی برگزار می شود.

میرمحمد صادقی در پاسخ به پانا نیوز در خصوص مفاد و منابع برگزاری آزمون، توضیح داد: زبان انگلیسی، کامپیوتر، موضوعات عمومی و گرایش تحصیلی فرد در این آزمون دیده شده است.

وی با اعلام اینکه پیش بینی می شود پس از برگزاری آزمون در شرکت ملی صنایع پتروشیمی به طور تقریبی حدود سه هزار نفر جذب شوند، ادامه داد: با این افراد قراردادهای مدت معین امضا خواهد شد.

معاون وزیر نفت همچنین با منتفی دانستن طرح ایجاد سمت‌های قائل به شخص در سطح وزارت نفت، تصریح کرد: برای افراد پیمانکاری زیر فوق دیپلم هم ایجاد شرکتهای تعاونی و سهامدار شدن خود این افراد در دستور کار قرار دارد.

این مقام مسئول در پایان خاطر نشان کرد: قرار شده است به این شرکتهای تعاونی به مدت سه سال بدون برگزاری مناقصه کار داده شود.

نیروهای پیمانکاری صنعت نفت

معاون توسعه منابع انسانی و مدیریت وزارت نفت از جذب نیروهای پیمانکاری پس از برگزاری آزمون عمومی براساس داشتن تخصص و رشته مورد نیاز در صنعت نفت خبر داد.

به گزارش پانا نیوز به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت نفت(MOP)، علیرضا میرمحمدصادقی در خصوص نحوه تبدیل وضعیت نیروهای پیمانکاری افزود: در ابتدا آزمون عمومی که شامل دروس عمومی زبان فارسی، انگلیسی، هوش و کامپیوتر است، از داوطلبان گرفته خواهد شد.

وی خاطرنشان کرد: در صورت پذیرفته‌شدن داوطلبان در این مرحله، مصاحبه تخصصی نیز براساس رشته مورد نیاز صنعت برای متقاضیان برگزار می‌شود. داوطلبانی که در مصاحبه تخصصی پذیرفته شوند، به صورت قراردادمدت معین جذب بدنه صنعت نفت خواهند شد.

براساس این گزارش، معاون توسعه منابع انسانی وزیر نفت به‌تازگی با اشاره به برگزاری آزمون برای ساماندهی کارکنان پیمانکاری فوق دیپلم به بالای صنعت نفت، از برگزاری نخستین آزمون برای کارکنان شرکت ملی صنایع پتروشیمی خبر داده و یادآوری کرده است که کارکنان پیمانکاری با مدرک دیپلم با تاسیس یک شرکت تعاونی ساماندهی خواهند شد.

وی پیش‌تر با تاکید بر این که وزارت نفت برای بهره‌گیری هر چه بیشتر از نیروهای پیمانکاری خود برنامه‌های زیادی دارد، گفته بود: یکی از این برنامه‌ها این است که در جذب‌های آینده صنعت نفت به افرادی که سابقه زیادی در فعالیت‌های مرتبط با صنعت نفت دارند، امتیازاتی داده خواهد شد.

به گفته معاون وزیر نفت، افراد با سابقه در فعالیت‌های مرتبط با صنعت نفت در صورتی که در آزمون‌های استخدامی وزارت نفت شرکت کنند به ازای هر سال سابقه امتیازی خواهند داشت، از این رو هر چه سابقه این افراد بیشتر باشد امتیاز بیشتر و روند جذب‌شدن برایشان آسان‌تر خواهد بود.

وی با تاکید بر اینکه جذب نیروی انسانی در قالب قرارداد مدت معین برای نیروهای پیمانکاری، تنها در برابر پست‌ها و سمت‌های سازمانی خالی خواهد بود است، یادآوری کرده بود: هر جایی از صنعت نفت که سمت سازمانی خالی باشد، کارکنان پیمانکاری آن بخش می‌توانند در این آزمون شرکت کنند و در صورت قبولی در آزمون به صورت قرار داد مدت معیین جذب شوند.

به گفته وی افرادی که در آزمون‌های جذب به صورت رسمی و قرارداد مدت معین قبول نمی‌شوند، در شرکت‌های تعاونی سامان‌دهی خواهند شد و می‌توانند در فعالیت‌هایی که در صنعت نفت قابل واگذاری هستند، به صورت قرارداد مستقیم با شرکت‌های تعاونی به کار خود ادامه دهند.

منبع : پانا نيوز

اربعین حسینی

صداي پاي كاروان مي آيد. صدايي، آميخته از زنگ شتران خسته،، ناله كودكان يتيم، مويه زنان داغديده و صدايى كه چنين در صحرا مى پيچد: برخيزيد! اى شهيدان كربلا! برخيزيد! كه كاروان عشق مي آيد، تا در بريدگي كربلا، به عاشورا ملحق شود، به عاشورايي كه در سراسر اين سرزمين، نفس مي كشد. كاروان در راه است؛ تا زينب سكوت سوخته اش را شعله ور سازد و آشوب عاشورايي اش را شعله ورتر؛ و صحرا خوب مي داند كه زينب آمده است تا فرات، بار ديگر طعم بستن چشم هايش را بچشد؛ چشم هايي كه هنوز در تشنگي كربلا خيمه زده است. زينب بي هيچ هراسي آمده است تا جوشش فريادهاي فراتر از فرداها را در جام هاي يزيدها و ابن زيادها بريزد. آري! اربعين، عاشوراي مكرر است؛ اربعين،تكرار ياد و خاطره حماسه سازان كربلاست، اربعين، سرّي است بين خدا و عشق، بين عشق و دل بي تاب زينب؛ اربعين، فريادهاي خاموش مانده و بغض هاي حبس شده در گلوي دخت علي است. چه سخت است، چهل روز منزل به منزل، عاشقى را به دوش كشيدن و از ساحل، دريا را نظاره كردن! اى رسول كربلا! چهل روز است كه آسمان، غربتت را مى نگرد. باز هم خطبه اى بخوان تا به ابرها، اذن نزول داده باشى، اى وارث پاكيها! آه سينه سوز تو، هنوز از پشت حصار قرن ها، شعله بر جان مى زند و زمزمه زير لب تو همچنان به گوش مي رسد: اي كاش هزار فرزند داشتم و همه را يك به يك فداي حسين مي كردم؛ اما اگر حسين بود، تحمل رنج ها و دردها چنين سخت نبود...

در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين روز شهادت حضرت حسين بن علي(ع) گفته مي شود كه مصادف با بيستم ماه صفر است. در پيدايش نهضت عاشوراي امام حسين(ع)، حضرت زينب (س) نقشي بسيار حساس و تعيين كننده داشته است. و با وجود حضرت زينب ‌كبري‌(س) و امام‌ سجاد(ع‌) در طول‌ آن‌ روزهاي‌ اسارت‌ چه‌ در همان‌ عصر عاشورا در كربلا و چه‌ در روزهاي‌ بعد در راه‌ شام‌ و كوفه‌ و خود شهر شام‌ و بعد از آن‌ در زيارت‌ كربلا و بعد عزيمت‌ به‌ مدينه‌ و سپس‌ در طول‌ سال‎هاي‌ متمادي‌ كه‌ اين‌ بزرگواران‌ زنده‌ ماندند. مجاهدات‌ و تبيين‌ و افشاگري‌ نكرده‌ بودند و حقيقت‌ فلسفه‌ي‌ عاشورا و هدف‌ حسين ‌بن ‌علي‌ و ظلم‌ دشمن‌ را بيان‌ نمي‌كردند، واقعه‌ي‌ عاشورا تا امروز، جوشان‌ و زنده‌ و مشتعل‌ باقي‌ نمي‌ماند.

سلطان قیس در عاشورا

در صحت و سقم يك مطلب تاريخي بايد به منابع معتبر رجوع كنيم و آنچه در سؤال آمده است و آن جريانات در كتب معتبر نقل نشده است و هيچ كدام سند معتبري ندارد.
جريان سلطان قيس هندي در برخي كتب كه حدود 200 سال پيش تاليف شده اند آمده است و معلوم نيست آنها از كجا نقل مي كنند و خلاصه آن جريان اين است كه سلطان قيس در ممكلتي از ممالك هندوستان سلطنت داشت روز عاشورا دلش گرفت و غمگين شد براي رفع غم به شكار رفت، آهويي ديد دنبال آهو رفت و تنها شد و آهو غيب شد و شيري به او حمله كرد او متوسل به امام حسين ـ عليه السّلام ـ شد. امام ـ عليه السّلام ـ از كربلا با حال تشنگي و بدن زخمي به كمك او آمد شير صورت بر قدم حضرت گذاشت و گريه كرد و رفت. سلطان قيس چون حال حضرت را ديد تقاضاي ياري حضرت را كردند. حضرت فرمودند: انا قتيل العبرات و قبول نكردند و خاكي به او داد و فرمود: هر وقت اين خاك به خون تبديل شد براي من عزاداري كن. اين جريان به طور مفصل در كتاب مرقاة الايقان مرحوم گنجوي[1] آمده است و كاتب اين كتاب را در سال 1352 قمري به اتمام رسانده و سال 1372 قمري چاپ شده است و ايشان مدرك اين جريان را نقل نكرده اند.
و در كتاب طوفان البكاء جوهري كه در سال 1250 قمري تاليف شده اين جريان به طور خلاصه ذكر شده ايشان هم سند اين مطلب را نقل نكرده و مي نويسد از كتب معتبره وارد شده.[2] و در كتاب مجالس المتقين محمد تقي بن محمد البرغاني القزويني اشاره اي به اين جريان شده است و سند ذكر نشده است. كه اين كتاب هم در سال 1285 قمري تاليف شده و هم چنين در برخي كتب ديگر از اين قبيل نقل شده است.
جريان سلطان قيس به دو دليل مردود است يكي اينكه مدرك معتبري ندارد چون اين كتاب ها حدود 200 سال پيش نوشته شده و مدرك را نقل نكرده اند و فاصله آن با اصل واقعه خيلي زياد است. دوم اينكه كشور هندوستان در زمان حكومت ولي بن عبدالملك فتح شده[3] و وليد بن عبدالملك در سال 86 هجري به حكومت رسيده[4] چگونه در سال 61 هجري يكي از حاكمان هندوستان شيعه بودند در حاليكه حتي در آن زمان غالب مردم ايران هم سني بودند.
احتمال دارد اين جريان مكاشفه اي باشد كه در روز عاشورا غير از روز عاشوراي سال 61 و در قرون اخير اتفاق افتاده باشد.
اما داستان حضرت رقيه ـ سلام الله عليها ـ بايد گفت چنين جرياني كه امام حسين ـ عليه السّلام ـ هنگام وداع متوجة‌ حضرت رقيه نباشند و ايشان را نبينند و بعدا متوجه شوند در هيچ جا نقل نشده ما برخي از اين مطالب را كه هنگام وداع در برخي كتب نقل شده را با صرف نظر از معتبر بودن يا نبودن مدرك آن نقل مي كنيم. با توجه به اينكه در وداع با حضرت سكينه هم چنين مطلبي نيامده است.
الف ـ «فجائت سكينه ابنته حاسرة...» سكينه آمد دامن پدر را گرفت... «اما توقف حتي ازود من نظري اليك» صبر كن تا توشه از جمالت بردارم... دست و پاي پدر را بوسيد... و حضرت از اسب پياده شد و ايشان را در آغوش گرفت.[5]
ب ـ رياض القدس نقل مي كند حضرت دختر سه ساله داشت درب خيمه نشسته بود و تماشاي وداع حضرت مي كرد.... دامن پدر را گرفت و خواهر خود سكينه را به كمك خواست... حضرت او را برداشت و بغل گرفت و صورتش را بوسيد.[6]
ج ـ صدا زد «يا ابتاه اصبر حتي اودعك» ديد دخترش سكينه است كه پيش آمده عنان اسب را گرفته و مي گويد پدر صبر كن.[7]
د ـ فاطمة‌ صغري از خيمه گاه بيرون دويد عنان ذوالجناح را گرفت «و هي تبكي...» حضرت از شنيدن اين كلام گريست.[8]
ه ـ «ودعها (حضرت زينب) و مضي و اذا يسمع من خلفه صوتا ضعيفا و منادياً ينادي فالتفت فاذا بسكينه... وقتي امام ـ عليه السّلام ـ با حضرت زينب وداع كرد و حركت كرد صداي ضعيفي از پشت سر شنيد و نگاه كرد ديد سكينه است.[9]
البته از علم و كرامت امام بدور نيست كه هر جا كسي از او ياري خواست به ياريش برود چنانچه دربارة‌ امام زمان ـ عليه السّلام ـ اين مطلب وجود دارد اما اثبات اين ماجرا دليل تاريخي مي خواهد كه ما به سند معتبري دست نيافتيم.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. لهوف، سيد بن طاووس.
2. نفس المهموم، شيخ عباس قمي.

از حال بد به حال خوب

به عنوان مثال آیا می‌دانید كه خندیدن پس از خوردن هر وعده غذایی چه تاثیری روی بدن دارد؟ یا اینكه آیا می‌دانید سفید شدن زود هنگام موها نشانه چه فرآیندی در بدنتان است.

بدن انسان در تمام طول عمر به شیوه‌ای هوشمندانه و منحصر به فرد علائم و نشانه‌های زیركانه و هشدار دهنده را بروز می‌دهد اما اكثر افراد به دلیل ناآگاهی از این روابط و علائم، پیغام‌های حیاتی بدن را نادیده می‌گیرند كه حاصل آن به خطر افتادن سلامتی است.

روزنامه «دیلی میرور»، در گزارشی به چند راهكار جالب و شگفت‌انگیز به عنوان اسرار زندگی اشاره كرد كه بی‌تردید در زندگی روزمره، قابل استفاده و مفید خواهند بود:

1- دردناك شدن مچ پا می‌تواند نشان دهنده مشكلات كلسترولی باشد.

به گفته متخصصان دردناك شدن مچ پا می‌تواند نشانه ابتدایی از افزایش ارثی سطح كلسترول بد خون باشد. در واقع تشكیل كلسترول در اطراف زردپی آشیل، موجب بروز این درد می‌شود.

- راه حل چیست؟

اگر احساس كردید كه مچ‌ پایتان مدت سه روز یا بیشتر به طور مداوم درد می‌كند، حتما برای چكاپ كلسترول به پزشك مراجعه كنید، بویژه اگر سابقه خانوادگی ابتلا به بیماری قلبی را دارید.

2- قوی بودن ریه‌ها نشان دهنده كاهش خطر ابتلا به آلزایمر است.

مطالعات نشان می‌دهد كه فعالیت ضعیف و نامطلوب ریه‌ها موجب می‌شود كه اكسیژن كمتری به مغز برسد و در نتیجه خطر ابتلا به زوال عقل و آلزایمر افزایش پیدا می‌كند.

برای جبران این مشكل سعی كنید تنفس عمیق انجام دهید به این ترتیب كه پنج ثانیه عمل دم و پنج ثانیه عمل بازدم هوا را انجام دهید. این كار موجب تقویت ریه‌ها می‌شود چون اكسیژن را به مقدار كافی و مناسب به مغزتان می‌رساند. اگر این كار را شش نوبت در روز تكرار كنید، ریه‌های شما 20 درصد قوی‌تر می‌شوند.

3- سفید شدن موها قبل از رسیدن به سن 30 سالگی نشانه مهمی از ابتلا به مشكلات تیروئیدی است. متخصصان تیروئید تاكید دارند كه عدم تعادل در فعالیت غده تیروئید موجب اختلال در تولید رنگدانه‌ها در پیاز مو می‌شود.

- راه حل چیست؟

اگر موهایتان در سن پایین، سفید شده و هم چنین علائم دیگری چون كاهش وزن، افسردگی و یا مشكلات عادت ماهانه دارید، حتما برای چكاپ كامل و درمان به موقع به یك متخصص غدد مراجعه كنید.

4- بیماری لثه خطر و احتمال زایمان زودرس را افزایش می‌دهد.

باكتری‌های موجود در لثه‌های بیمار و عفونی، موجب بروز واكنشی می‌شود كه حاصل آن باز شدن بی‌موقع و زودهنگام دهانه رحم در دوران بارداری است.

- راه حل چیست؟

هر روز نخ دندان بكشید. هم چنین زنان باردار برای اطمینان از سلامت دندان‌های و لثه خود باید مرتب به دندان پزشك مراجعه كنند. مطالعات نشان می‌دهد كه مشكل و بیماری لثه احتمال زایمان پیش از موعد را 70 درصد افزایش می‌دهد.

5- گرم نگه داشتن پاها احتمال سرماخوردگی را كاهش می‌دهد.

وقتی پاها سرد می‌شوند، عروق خونی در بینی بسته و منقبض می‌شوند كه در نتیجه گلبول‌های سفید خون در این منطقه از مبارزه با عفونت‌ها دست می‌كشند و محل ورود میكروب‌ها به بدن باز می‌شود.

بنابراین توصیه می‌شود جوراب بپوشید و مطمئن شوید كه با گرم نگه داشتن پاها، سیستم دفاعی بدنتان به طور كامل كار می‌كند.

6 - خندیدن پس از صرف هر وعده غذایی، میزان قند خون شما را پایین می‌آورد.

متخصصان معتقدند عضلاتی كه ما از آنها برای خندیدن استفاده می‌كنیم برای دریافت انرژی، قندخون را مصرف می‌كنند و این فرآیند خطر ابتلا به دیابت، چاقی و حتی برخی از سرطان‌ها را كاهش می‌دهد.

بنابراین بعد از شام در آرامش كامل روی مبل بنشینید و مدتی به تماشای فیلم كمدی مورد علاقه‌تان بپردازید.

7 - راه رفتن و حرف زدن همزمان، موجب كمردرد می‌شود.

وقتی در حین راه رفتن، صحبت هم می‌كنیم این كار مانع از همزمانی تنفس ما با گام‌هایمان در هنگام برخورد پاها به زمین می‌شود. این عدم هماهنگی، موجب می‌شود كه بخشی از ضربه‌های ناشی از برخورد گام‌ها به زمین به كمر وارد شود و موجب بروز كمردرد می‌شود.

توصیه می‌شود دفعه بعد اگر به هنگام خرید كردن موبایلتان زنگ زد، یك گوشه بنشینید و با تلفن صحبت كنید.

8 - فشار دادن پاها روی هم مانع از ضعف كردن و بی حالی می‌شود.

اگر بعد از سریع برخاستن از جای خود احساس سرگیجه پیدا كردید یا حس كردید كه منگ شده‌اید و چشمانتان سیاهی می‌رود با این حركت ساده می‌توانید جریان خون را به سرعت به مغز بفرستید و ضعف و سرگیجه خود را متوقف كنید.

ابتدا هر دو پای خود را روی زمین قرار دهید. بعد یكی از پاها را روی پای دیگر بیاندازید و تا جایی كه می‌توانید در این وضعیت پاها را روی هم فشار دهید. 30 ثانیه در این وضعیت بمانید تا خون به مغزتان برسد و حالتان بهتر شود.

9- غفلت از كمردرد، تهدید جدی برای مغز است.

پزشكان دریافته‌اند افرادی كه بیش از یك سال مبتلا به كمردرد هستند، 11 درصد از حجم سلول‌های مغزی آنها در ناحیه‌ای كه مربوط به كنترل یادگیری است، كاسته می‌شود. ظاهرا فشار مقابله با كمردرد این تاثیر نامطلوب را روی سلول‌های مغزی برجای می‌گذارد.

در صورت بروز كمردرد، فورا از پزشك كمك بگیرید. اكثر كمردردها در صورتی كه زودتر مورد توجه قرار بگیرند، قابل درمان هستند.

10- چاقی، احتمال بروز سردردها را تا دو برابر افزایش می‌دهد.

وزن زیاد موجب التهاب در عروق خونی ناحیه سر می‌شود كه مهمترین عامل بروز سردرد است.

برای كاهش دردها، اقدام به كاهش وزن كنید و برای درمان سردردها از راهكارهای طبیعی استفاده كنید. مصرف روزانه داروهای مسكن در واقع موجب بروز سردرد می‌شود.

11- مشكل در اندام تناسلی مردانه می‌تواند علامت عارضه قلبی باشد.

آخرین مطالعات نشان داده است كه ناتوانی جنسی در مردان می‌تواند ناشی از تنگ شدن عروق خونی باشد.

به درمان‌های اینترنتی و ماهواره‌ای اعتماد نكنید در عوض برای چكاپ كامل به متخصص مراجعه كرده و قبل از هر چیز به پزشك خود اطمینان كنید.

12- قوز كردن، ولع شما را به خوردن شیرینی تشدید می‌كند.

پزشكان معتقدند كه قوز كردن جریان خون را به مغز كاهش می‌دهد و در نتیجه ولع خوردن مواد قندی را تشدید می‌كند چون در صورت كاهش جریان خون در مركز اشتها در مغز، گلوكز كمتری به این عضو اصلی می‌رسد در حالی كه گلوكز مهمترین غذای مغز است.

- راه حل چیست؟

همیشه صاف بنشینید و پاهای خود را روی زمین بگذارید. ستون فقرات خود را بكشید و شكم خود را به داخل بكشید طوری كه كمر شما به سمت صندلی كشیده شود.

13- داروهای سرماخوردگی، تاثیر نامطلوب روی توان باروری دارند.

داروهای سرماخوردگی كه برای خشك كردن ترشحات بینی استفاده می‌شوند در عین حال می‌توانند موجب كاهش مخاط دهانه رحم شود و در نتیجه باروری را مشكل می سازد.

بنابراین توصیه می‌شود: به جای داروهای ضد احتقان از درمان‌های معمولی مثل ویكس استفاده كنید.

9 مواد غذایی مفید برای مغز

در اینجا به شرح این مواد غذایی برای تقویت مغز می‌پردازیم:
1- سیب:
خوردن یک سیب در روز، مغز را از آسیب اکسیداتیو که باعث بروز برخی بیماری‌ها مانند آلزایمر و پارکینسون است،‌ دور می‌کند. و این ماده مغذی جادویی که به عنوان یک محافظ عمل می‌کند، "کوئرستین" نام دارد که یک فیتونوترینت است.

2 - گوشت بدون چربی:
گوشت بدون چربی سرشار از ویتامین B12، آهن و روی است. این ویتامین‌ها و مواد معدنی به سلامت بافت مغز کمک شایانی می‌کنند.

3- توت‌فرنگی:
تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که به طور منظم توت‌فرنگی می‌خورند مهارت‌های حرکتی و ذهنی خود را تقویت می‌کنند. علاوه بر آن، خواص آنتی‌اکسیدانی این ماده غذایی، از مغز در برابر آسیب اکسیداتیو،‌محافظت می‌کند.

4- شکلات ‌تیره:
شکلات‌ تیره نیروی تمرکز در مغز را به طور فوق‌العاده‌ای افزایش می‌دهد و آنتی‌اکسیدان‌ بسیار قوی بوده که دارای محرک‌های طبیعی است که تولید اندورفین را در بدن برای ایجاد احساس خوبی افزایش می‌دهد.

5- ماهی آزاد یا سالمون:‌
تحقیقات نشان می‌دهد، اسیدهای چرب امگا3 موجود در این نوع ماهی برای عملکرد بهتر مغز بسیار مفید و ضروری هستند.

6- ارگانوی خشک:
ادویه‌های خاصی دارای خواص بسیار قوی آنتی‌اکسیدانی هستند. بررسی‌ها حاکی از آن است، خواص آنتی‌اکسیدان موجود در این ادویه قدرتمند،‌40 برابر بیشتر از سیب، 30 برابر بیشتر از سیب‌زمینی، 12 برابر بیشتر از پرتقال و 4 برابر بیشتر از توت‌فرنگی و دیگر انواع توت است.

7- گردو:
گردوها سرشار از پروتئین بوده و دارای اسیدهای چرب امگا 3 ، ویتامین E و B6 هستند که همگی آن‌ها باعث تقویت بافت‌های مغز می‌شوند.

8- غلات کامل:
غلات کامل با داشتن ویتامین E و فیبر فراوان، به ارتقای سلامت قلب و عروق کمک خوبی می‌کند و باعث بهود جریان خون در مغز می‌شود.

9- ماست:
ماست و دیگر محصولات لبنی، منبع خوبی از پروتئین و ویتامین B محسوب می‌شوند که دو عامل اساسی برای تقویت ارتباط میان سلول‌های عصبی هستند

گیاه الوئه ورا و فواید ان

از آلوئه ورا در كرمهای مرطوب كنننده پوست و كرمهای التیام دهنده پوستی و بسیاری از كرمهای موضعی استفاده می‌شود. 
 آلوئه ورا بعلت داشتن خواص ضد میكروبی در درمان بسیاری از زخمها و جراحتها و سوختگیها- اگزما – تاول– گزیدگی زنبور و نیش حشرات- بریدگی – كوفتگی – آفتاب سوختگی و آكنه موثر است. بنابراین استفاده از این گیاه نه تنها در كرمهای موضعی بلكه در كنترل بسیاری از بیماریها و اختلالات پوستی سودمند می‌باشد.

 مزایایی كه سبب می‌شود آلوئه ورا برای مصارف پوستی استفاده گردد عبارتند از:

1- در درمان تركهای پوستی و خشكی پوست موثر می‌باشد ، بخصوص اگزمای دور چشم یا پوستهای بسیار حساس.

2- روغن یا كرم آلوئه ورا برای پوستهای خشك مناسب بوده و سبب نرم شدن و براق شدن پوست می‌گردد.

3- با رساندن اكسیژن  بیشتر به سلولهای پوست، سبب ترمیم بافت پوست می‌گردد.

4- پوستهایی كه در اثر آفتاب ، سوختگی  پیدا كردند را نرم می‌كند.

5- سلولهای پوستی مرده را  از بین می‌برد و سلولهای جوان جایگزین شده بنابراین پوست را تازه و درخشان می‌سازد.

6- مانع از پیری پوست و چروك آن می‌گردد.

7- شدت رنگدانه های پوستی راكاهش داده بنابراین سبب كم رنگ شدن لكه های پوستی می‌شود و می‌تواند لكه‌های سر سیاه را نیز از بین ببرد.

8- آلوئه ورا سبب افزایش قدرت جذب رطوبت پوست گردیده و پوست را انعطاف پذیر ساخته بنابراین بهترین مرطوب كننده  برای پوست می‌باشد.

9- در پیشگیری از بیماریهای پوستی موثر می‌باشد.

10- بعلت داشتن كلاژن و  ویتامین  Eالاستیسیته و نرمی‌پوست را افزایش داده و سبب باقی ماندن رطوبت در پوست می‌گردد.

11- pH   آن نزدیك به pHپوست است.

12- از آلوئه ورا بعلت داشتن خواص ضد سو ختگی می‌توان در كرمهای ضد آفتاب استفاده كرد.

13- در درمان ترك بین انگشتان پا كه یك بیماری قارچی است موثر است (بر گرفته از یك مقاله در مجله انگلیسیBritish Journal of General Practice ).

14- لوسیون آلوئه ورا  بعنوان پاك كننده برای پوست كاربرد دارد.

15- تاثیر خنك كنندگی بر روی پوست دارد بنابراین در كلد كرمها ( cold cream )كاربرد دارد.

در واقع استفاده از  آلو ئه ورا  در  محصولات آرایشی – بهداشتی بخصوص كرمهای ضد چروك – مرطوب كننده های پوستی- رژ لب ها- ماسكها ی صورت و كرمهای پاك كننده و كلد كرمها (cold cream) بسیار مناسب و مفید می‌باشد.
 فواید آلوئه ورا برای مو
یكی از راههای كنترل و درمان كم پشتی موی سر استفاده از آلوئه ورا  است. بسیاری از مردم از محصوالات گوناگونی كه حاوی آلوئه ورا می‌باشد برای ضخیم شدن مو و سلامت آن استفاده می‌كنند كه یكی از روشها استفاده از ژل آلوئه ورا می‌باشد.

 آلوئه ورا حاوی آنزیمهایی است كه عامل محركی برای تولید و رشد موهای جدید هستند، مكانیسم عملكرد آن بگونه ای است كه سرعت جریان گردش خون را افزایش داده بنابراین پاپیلای پوستی (زائده بافتی ریشه موی سر) را فعال نموده و سبب افزایش تغذیه فولیكولهای مو می‌گردد. در واقع آلوئه ورا  بعنوان یك ماده جادویی در جهت افزایش و رشد موها شناخته شده است. همچنین بعلت خواص ضد باكتری و قارچی كه دارد مانع از ایجاد شوره سر می‌گردد. این گیاه برای كنترل عفونتهای قارچی مثل بیماری كچلی (كرم حقله دار) نیز مفید است. مستندات و مداركی از كشورهای هند و امریكا پیدا شده است كه در آنجا از این  گیاه برای تقویت موی سر استفاده می‌شده است. بنابراین آلوئه ورا برای رشد و تقویت مو – ایجاد نرمی‌– براقیت و كنترل ریزش مو و كنترل خشكی مو بسیار مناسب  است. از آلوئه ورا می‌توان در شامپو ها و نرم كننده های موی سر استفاده كرد و تجربه نشان داده كه استفاده از اینگونه محصولات سبب تسریع جریان خون و در نتیجه كاهش استرس و هیجانات روحی می‌گردد. آلو ئه ورا دارای بویی مطبوع و آرامش بخش است و ژل این گیاه در بسیاری از صابونها، شامپو ها، نرم كننده های مو و انواع محصولات آرایشی - بهداشتی كاربرد دارد.

معمولا شامپو ها و نرم كننده های حاوی آلوئه ورا شامل مخلوطی از ویتامینهای مناسب مو، عصاره های گیاهی و روغنهای طبیعی می‌باشند و  محصولات حاوی آلوئه ورا برای انواع مختلف موها نظیر خشك ،نازك ، چرب و معمولی مناسب است.

 

مضرات احتمالی آلوئه ورا
1- ژل آلوئه ورا برای استعمال خارجی، ماده بی خطری است اما در موارد نادری ممكن است سبب واكنشهای آلرژیك گردد.                                                               

2- ژل آلوئه ورا در درمان زخمهای عمیق موثر نیست و شیره آن می‌تواند سبب گرفتگی یا اسهال روده ای شدید گردد.

3- زنان شیرده یا باردار نباید از این ماده استفاده كنند زیرا ممكن است سبب انقباضهای رحمی‌گردیده و سقط جنین را تحریك كند .

4-این ماده ممكن است سبب تشدید اولسرها، بواسیر، التهاب دیورتیكول، كولیت یا سندرم روده تحریك پذیر (IBS) گردد.

5-مصرف طولانی مدت این ماده سبب وابستگی به آن می‌شود یا تعادل الكترولیتی را مختل می‌سازد . كودكان زیر 12 سال نبایستی از این گیاه مصرف كنند.

6-تداخلهای احتمالی: مصرف طولانی و مزمن شیره آلوئه می‌تواند سبب كمبود پتاسیم گردد.

 

پرورش آلوئه ورا در منزل
برای مصارف عمومی‌می‌توان گیاه آلوئه ورا را در منزل پرورش داد. كشت آن بسیار راحت است و فقط نیاز به زهكشی خوب، دمای معتدل و آب مناسب دارد. انواع آن در خاك شنی، كه آب را خوب جذب می‌كند و در نور كم كشت می‌شود. 

بابونه و خواص ان

بابونه گیاهی است یکساله بسیار معطر و به ارتفاع ۲۰ تا ۴۰ سانتی‌متر . ساقه آن دارای انشعاباتی است که هر یک به کاپیتولهایی به بزرگی ۱/۵ تا ۲ سانتی‌متر منتهی می‌شود. در هر کاپیتول آن نوعی گل یکی زبانه‌ای به رنگ سفید و دیگری لوله‌ای و به رنگ زرد دیده می‌شود. گل‌های زبانه‌ای آن در حاشیه کاپیتول‌ها قرار دارند پس از شکفتن کامل حالت خمیده به سمت پایین پیدا می‌کنند و میوه‌اش فندقی و بسیار کوچک است.

● محل رویش:
در مزارع، موستان‌ها ،‌کنار جاده‌ها و امکان بایر می‌روید. منشا اصلی این گیاه نواحی مختلف منطقه مدیترانه بوده ولی امروزه پراکندگی وسیعی در اروپا و نواحی معتدله آسیا یافته و در آمریکا نیز انتشار داده شده است. در ایران این گیاه در لرستان بین خرم آباد و اندیمشک ،‌خوزستان ، صالح‌آباد ،‌هفت گل شوشتر و اطراف تهران و دماوند نیز می‌روید.

● ترکیبات شیمیایی:
این گیاه دارای اسانسی به مقدار %۲۰ تا %۸۰ درصد است . این اسانس در حالت تازه رنگ آبی تیره دارد که مربوط به وجود ماده‌ای به نام آزولن در آن است .
تدریجا با تاثیر هوا رنگ آن سبز و قهوه‌ای می‌شود . این اسانس دارای ‌ترپن‌های C و B و نوعی الکل‌های ترپنی مانند اترهای کاپریک ونونی لیک است.

● خواص درمانی:
مدر، معرق ،‌مقوی معده ،‌بادشکن ، اشتهاآ‌ور، هضم کننده غذا، صفرابر وقاعده آور و التیام دهنده است. اثر ضد عفونی کننده ضعیف ولی قاطع دارد، به علاوه مسکن درد و ضد تشنج نیز می‌باشد. اسانس آن اثر ضد تشنج و بی‌حس کننده و ضد عفونی کننده دارد . با مصرف آ‌ن تعداد گلبول‌های سفید خون نیز زیاد می‌گردد. از این اسانس برای معطر ساختن طعم بعضی از غذاها استفاده به عمل می‌آید. اگر به شیر نوزدان،‌ مقدار کمی از دم کرده کاپیتولهای گیاهی افزوده شود دل پیچه‌های ناشی از نفخ و حالات تشنجی کودک، رفع می‌گردد. این گیاه اثر فعال در برقراری حالات قاعدگی و تنظیم آن ظاهر می‌سازد .

تجارب مختلف نشان داده است که مصرف فرآورده‌های این گیاه موجب مضاعف شدن ترشحات صفرا می‌گردد. در استعمال خارجی تهیه و استفاده از ضماد و لوسیون و حمام نمودن با فر‌آورده‌های این گیاه اثر قاطع در رفع بیماری‌ها دارد به طوری که از آنها برای محفوظ نگه داشتن زخم از آلودگی‌ها و بهبود آن مخصوصا زخم‌های عمیق، زخم انگشتان ‌اولسر زانو، رفع التهاب و درمان چشم و مخاط دهان، حلق و لثه‌ها می‌توان استفاده به عمل آ‌ورد .

با مالیدن فرآورده‌های آن بر روی عضو ،‌ورم و ناراحتی بواسیر دفع می‌گردد و به علاوه ترک و شقاق مقعد را نیز التیام می‌دهد . لفاف این گیاه اثر معالج در زخم‌های واریسی و اگزماهای کهنه و خارش اشخاص مسن دارد . این گیاه اثر جلوگیری کننده از پیشرفت التهاب‌ها و تسکین درد آنها د ارد مشروط بر آنکه دم کرده آن به صورتی تهیه شود که اسانس کاپیتول‌ها در اثر تبخیر از مایه خارج نگردد زیرا اثر درمانی دم کرده‌های مذکور مربوط به اسانس آن است . گرد گل‌های این گیاه به صورت پاشیدن بر روی عضو اثر مفید در رفع اگزماهای مرطوب و دردناک و کچلی کودکان دارد .

کاپیتول‌های این گیاه برای شفاف و طلایی رنگ کردن موهای بور و بور کردن موهای بلوطی به کار می‌رود و از این نظر نیز شهرت جهانی دارد. این جوشانده علاوه بر تغییر رنگ مو اثر ضد عفونی کننده و رفع طفیلی‌های پوست سر نیز دارد .

عصاره حاصل از این گیاه برای ضدعفونی کردن مخاط دهان ولثه‌ها پس از دندان کشیدن و پماد آن برای جلوگیری از آلودگی زخم‌ها و بهبود جوش‌ها، سوختگی‌ها،‌جراحات، خراش و همچنین ترک پوست به کار می‌رود . آزولن موجود در این گیاه اثر التیام دهنده و آنتی‌فلوژستیک دارد . مطالعات انجام شده توسط دانشمندان نشان داده است که این ماده اثر قاطع در رفع حالات التهابی پوست ظاهر می‌کند به طوری که در درمان خارش، کهیر وهمچنین در مصارف داخلی در رفع گاستریت‌های مزمن،‌ورم روده بزرگ، ورم مثانه و بعضی حالات آسم موثر واقع می‌شود . آزولن موجود در گیاه بابونه درتهیه بعضی صابون‌های بهداشتی،‌کرم‌ها و لوسیون‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد . طریقه مصرف و استفاده از دم کرده گیاه بابونه برای درمان‌های مختلف به شرح زیر می‌باشد؛

دم کرده ۲ تا ۳ قاشق سوپخوری گل‌های گیاه به مدت ۱۰ دقیقه در ۳ فنجان آب و مصرف آن در ۲ یا ۳ مرتبه در روز می‌باشد .
برای اطفال ۱۰ قطره با یک حبه قند ، برای بزرگسالان و برای اطفال ۲ تا ۳ قطره تنطور را در کمی آب یا شیر ریخته و ۲ مرتبه در روز می‌خورانند . برای رنگ کردن مو نیز به شرح زیر عمل کنید ، ابتدا جوشانده ۵۰ تا ۱۰۰ گرم آن را در یک لیتر آب به مدت ۲۰ دقیقه جوشانده و مصرف نمایید. ضمنا جوشانده این گیاه برای زخم‌ها و التیام آنها بسیار موثر می‌باشد.
بیاییم به جای استفاده از داروهای شیمیایی که اثر بهبودی آنها مقطعی است گیاهانی را مورد مصرف قرار دهیم که بی‌ضرر و مفید هستند و عوارضی را در بدن بر جای نمی‌گذارند.

سعدی

شیخ مصلح‌الدین مشرف بن عبدالله مشهور به سعدی شیرازی در حدود سال‌های 571 تا 606 هجری قمری به دنیا آمد و در حدود سال‌های 690 تا 695 درگذشته است. درباره نام و نام پدر شاعر و همچنین تاریخ تولد سعدی اختلاف بسیار است.

سعدی در شیراز پا به هستی نهاد و هنوز کودکی بیش نبود که پدرش درگذشت. پس از تحصیل مقدمات علوم از شیراز به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه به تکمیل دانش خود پرداخت.

وی در نظامیه بغداد که مهمترین مرکز علم و دانش آن زمان به حاسب می‌آمد در درس استادان معروفی چون سهروردی شرکت کرد. سعدی پس از این دوره به حجاز، شام و سوریه رفت و در آخر راهی سفر حج شد.

او در شهرهای شام (سوریه امروزی) به سخنرانی هم می‌پرداخت ولی در همین حال، بر اثر این سفرها به تجربه و دانش خود نیز می‌افزود.

سعدی در روزگار سلطنت اتابک ابوبکر بن سعد به شیراز بازگشت و در همین ایام دو اثر جاودان بوستان و گلستان را آفرید و به نام «اتابک» و پسرش سعد بن ابوبکر کرد.  برخی معتقدند که او لقب سعدی را نیز از همین نام "سعد بن ابوبکر" گرفته است.

در پی از بین رفتن حکومت سلغریان، سعدی بار دیگر از شیراز خارج شد و به بغداد و حجاز رفت. در بازگشت به شیراز، با آن که مورد احترام و تکریم بزرگان فارس بود، بنابر مشهور به خلوت پناه برد و مشغول ریاضت شد.

سعدی، شاعر جهاندیده، جهانگرد و سالک سرزمین‌های دور و غریب بود؛ او خود را با تاجران ادویه و کالا و زئران اماکن مقدس همراه می‌کرد. از پادشاهان حکایت‌ها شنیده و روزگار را با آنان به مدارا می‌گذراند.

سفاکی و سخاوتشان را نیک می‌شناخت و گاه عطایشان را به لقایشان می‌بخشید. با عاشقان و پهلوانات و مدعیان و شیوخ و صوفیان و رندان به جبر و اختیار همنشین می‌شد و خامی روزگار جوانی را به تجربه سفرهای مکرر به پختگی دوران پیری پیوند می‌زد.

سفرهای سعدی تنها جستجوی تنوع، طلب دانش و آگاهی از رسوم و فرهنگ‌های مختلف نبود؛ بلکه هر سفر تجربه‌ای معنوی نیز به شمار می‌آمد.

ره آورد این سفرها برای شاعر، علاوه بر تجارب معنوی و دنیوی، انبوهی از روایت، قصه‌ها و مشاهدات بود که ریشه در واقعیت زندگی داشت؛ چنان که هر حکایت گلستان، پنجره ای رو به زندگی می‌گشاید و گویی هر عبارتش از پس هزاران تجربه و آزمایش به شیوه ای یقینی بیان می شود. گویی، هر حکایت پیش از آن که وابسته به دنیای تخیل و نظر باشد، حاصل دنیای تجارب عملی است.

شاید یکی از مهم‌ترین عوامل دلنشینی پندها و اندرزهای سعدی در میان عوام و خواص، وجه عینی بودن آنهاست. اگرچه لحن کلام و نحوه بیان هنرمندانه آنها نیز سهمی عمده در ماندگاری این نوع از آثارش دارد.

از سویی، بنا بر روایت خود سعدی، خلق آثار جاودانی همچون گلستان و بوستان در چند ماه، بیانگر این نکته است که این شاعر بزرگ از چه گنجینه ی دانایی، توانایی، تجارب اجتماعی و عرفانی و ادبی برخوردار بوده است.

آثار سعدی علاوه بر آن که عصاره و چکیده اندیشه ها و تأملات عرفانی و اجتماعی و تربیتی وی است، آیینه خصایل و خلق و خوی و منش ملتی کهنسال است و از همین رو هیچ وقت شکوه و درخشش خود را از دست نخواهد داد.

بحارالانوار



مولف علامه مجلسی

بحارالانوار از عمده ترین و گسترده ترین دائرة المعارف بزرگ حدیث شیعه است که روایات کتب حدیث را با باب‌بندی و نظم نسبتا کاملی که شامل کلیه مباحث اسلامی از تفسیر قرآن و تاریخ گرفته تا فقه و کلام و... جمع نموده است. ایشان در تفسیر و شرح روایات از منابع مختلف لغت، فقه، تفسیر، کلام، تاریخ، اخلاق و... استفاده کرده است.

علامه مجلسی برای جمع آوری مطالب این کتاب به جهت امکانات فراوانی که در اختیار داشته، بهترین و معتبرترین نسخه‌های موجود از هر کتاب را به دست آورده، در نقل مطالب، بسیار دقیق عمل نموده تا جائیکه تقطیع در این کتاب جایگاهی ندارد با این وجود امانت در نقل و شیوه نقل مطالب را دقیقا رعایت کرده است. در مجموع بحارالانوار کتابخانه‌ای جامع از کتب و تالیفات معتبر شیعی است که مطالب آن با نظم منطقی در کنار هم چیده شده است. در این کتاب مکررات نیز حذف شده و تنها آدرس موارد مشابه ذکر گردیده است.

انگیزه نگارش و شیوه کار در کتاب

مرحوم مجلسی پس از آموختن کتب روایی مشهور به دنبال کتب ومراجع دور افتاده رفت زیرا این اصول بخاطر بی‌اعتنایی به آنها وتوجه زیاد بزرگان به کتب مشهور از قبیل کتب اربعه و... مجهور مانده بودند و سالها کسی سراغ آنها را نمی‌ گرفت. علامه که اوضاع را چنین دید عده‌ای را برای یافتن این کتب به شهرها و کشورهای مختلف اسلامی روانه کردند و با همت و پشتکارش، مقدار زیادی از این کتب پیدا شد. ایشان پس از مطالعه این منابع مهم و پی بردن به ارزش آنها نهایت سعی خویش را برای نسخه برداری و تکثیر این کتب نمود. به همین جهت است که هم اکنون نسخه‌های خطی فراوانی از کتب مختلف اسلامی از قرن 11 و 12 هجری دردست است.
علامه شاگردان خود را نیز تشویق می‌کرد به طوری که مثلا از سید نعمت الله جزایری که از شاگردان مبرز علامه مجلسی است دهها کتاب موجود است که به خط خویش آنها را استنتاج نموده است.

علامه مشکل مهمی در این کتب یافت که آن همان تنوع فراوان عناوین کتابها و تنوع موضوعات بود به طوری که گاهی یافتن
مطلب و موضوع دلخواه درآنها کاری بسیار مشکل وخسته کننده می‌شد. از سویی بیم آن می‌رفت که پس از چند سال یا چند دهه دوباره گرد غربت بر این کتب بنشیند و زحمات علامه ومعاصرانش عقیم بماند و احتمالا تمام نسخه‌های این کتب نابود گردد. بخاطر این مسائل بود که علامه مجلسی کمر همت بست تا «بحارالانوار» را تالیف نماید و این میراث وگنجینه عظیم را برای همیشه جاودان سازد. از طرفی علامه همه چیز را در روایات و سنت نبوی وعلویمی‌دید، لذا با آنکه در علوم مختلف قدم برداشت و راههای گوناگون علمی را سپری نمود دوباره به سراغ اهل بیت علیهم السلام و سخنان آنان آمد. او خود در مقدمه بحار چنین می‌گوید:
«من در آغاز جوانی بر دانش آموزی در انواع علوم حریص بودم و مدتی از عمر خویش را در استفاده از این دانشها سپری کردم، ولی پس از اندیشه در ثمرات این علوم و تامل در علم سودمند برای آخرت دریافتم که زلال علم تنها از سرچشمه وحی و روایات اهل بیت علیهم السلام بدست می آید...» بدین سان علامه که علوم عقلی و نقلی گوناگون عصر خویش را خوانده و در هر یک از آنها استادی توانمند بود وجهه نظر خویش را معطوف به کلمات گهربار معصومین علیم السلام نموده و تمام تلاش خود را در حظ و تعلیم و تعلم آنها صرف کرد. علامه با این اقدام بی نظیر دهها هزار روایت ارزشمند را از خطر نابودی نجات داد.

شیوه بیان مطالب

  • کتاب بحارالانوار به کتابهای متعدد تقسیم شده که هر موضوع کلی یک کتاب است. هر کتاب نیز دارای ابواب کلی است و زیر مجموعه هر باب کلی بابهای جزئی قرار دارد. برخی ابواب جزئی نیز دارای فصلهایی است که زیر مجموعه آنها هستند. شیوه چینش مطالب در بحار بسیار متاثر از کتاب کافی است، البته تفاوتهایی هم در این بین دیده می‌شود. از جمله علامه برخی ابواب وکتب را برای اولین بار مطرح کرده مانند «کتاب السماء و العالم» و تاریخ انبیاء و ائمه‌علیم السلام.

  • در هر موضوع نیز ابتدا آیات قرآن مرتبط با آن موضوع آمده است. در صورت لزوم، توضیح وتفسیری هم برای آیات بیان شده که بیشتر استفاده علامه از تفسیر «مجمع البیان» طبرسی و «مفاتیح الغیب» فخر رازی است. پس از آن روایات هر باب به تفصیل با ذکر سند کامل و مآخذ نقل آمده است.

  • روایات تکراری از یک یا چند منبع آدرس داده شده و اختلافات در سندها یا متن روایات مشابه در کتب گوناگون تذکر داده شده در بسیاری موارد علامه مجلسی با عنوانی مانند «بیان» توضیحات و شرحهایی بر روایات زده شده که بسیار از حیث مطالب وموضوعات متنوع است، به طوری که جمع آوری این شرح‌ها و بیان‌ها خود چند جلد کتاب ارزشمند می‌شود. ایشان تالیف این کتاب 26 جلدی را در سال 1070 هجری شروع و در سال 1103 به پایان رساندند. البته مجلدات بحار به ترتیب تالیف نگشته بلکه کاملا متفرق آماده شدند مثلا در سال 1077 هجری جلد دوم بحار تمام شد و پس از آن جلد پنجم و سپس یازدهم آماده گشت.جلد دهم در سال 1079 هجری به اتمام رسید و پس از آن جلد نهم کامل شده و آخرین مجلد بحار نیز جلد چهاردهم آن بود که در سال 1103 هجری کامل گشت. (این ارقام مجلدات براساس ترتیب 25 جلدی علامه است.) متاسفانه علامه مجلسی فرصت پاکنویس قسمت دوم جلد 15 تا پایان کتاب را نیافته است.

منابع بحار الانوار

پیرامون منابع علامه در بحار، توضیحاتی در مقدمه کتاب آمده است، ایشان در فصل اول از مقدمه نام 375 کتاب را به عنوان مصادر بحار آورده و به آثاری دیگر با کلماتی چون «و غیر» و «و سایر آثاره» اشاره نموده است. این منابع از حیث تنوع موضوعات بسیار گسترده‌اند و شامل کتب حدیث، فقه، اصول، تفسیر، رجال، انساب، تاریخ، کلام، فلسفه و لغت می‌شوند. ایشان به خاطر مشهور بودن کتب اریعه مطالب فراوانی نقل نکرده است. (بجز کافی که بیش از 3500 مورد به آن استناد شده، و الا مثلا از من لا یحضره الفقیه کمتر از یکصد مورد نقل دارد.)

در بین منابع ، بجز کتاب «شهاب الأخبار» بقیه کتب کاملا شیعی است. (علامه قاضی نعمان بن محمد صاحب، دعائم الاسلام را هم شیعه می‌داند.) بیشترین ذکر علامه مجلسی از کتب اهل سنت بجهت تایید یا توضیح روایات است یا برای رد و روایات عامه. میزان استفاده علامه مجلسی از منابع مختلف یکسان نیست. ایشان برای حدود 8- منبع از مصادر بحار اسم رمز مشخص کرده که این کتب در حقیقت منابع اصلی بحار هستند. بعضی کتب مانند طب الرضا علیه السلام، توحید مفضل، مسائل علی بن جعفر علیه السلام، فهرست شیخ منتجب الدین و کتاب أهلیلجه به طور کامل در متن بحار آمده‌اند.

علامه بجز این منابع از دیگر کتب بسیار کم استفاده کرده و در بیشتر موارد، آن کتب را در توضیح و شرح روایات استفاده نموده است. ایشان از برخی منابع ذکر شده در ابتدای کتاب اصلا استفاده نکرده مانند کتابهای «جمل العلم و العمل» و «المقنع» سید مرتضی و «منتقی الجمان» و بسیاری از آثار ابن طاووس (شاید علامه قصد استفاده از آنها را داشته اما به جهت مشکلات و موانع اتمام بحار و اتمام شرح بر محلدات آن ، موفق به این کار نشده است.)

اعتبار منابع

لازم به ذکر است که ایشان با دقت وسواس بسیار به اعتبار و عدم اعتبار منابع خویش می‌نگریست. وی در فصل دوم از مقدمه بحار بحثی مفصل در اعتبار منابع و نسخه‌های کتب آورده است،از جمله اینکه: بسیاری از این کتب انتسابشان به مؤلفین بسیار مشهور است به طوری که علامه نیازی به بحث پیرامون اعتبار آنها ندیده است. برخی مانند احتجاج و غررالحکم که اسناد روایان را حذف کرده‌اند چون روایاتشان مطابق دیگر کتب بوده معتبر دانسته شده‌اند. از کتبی مانند عوالی اللالی و تنبیه الخواطر که روایات شیعه و سنی را مخلوط کرده‌اند بسیار کم استفاده شده. روایات برخی کتب همچون کتاب قاضی نور الله شوشتری چون در منابع مشهورتر عینا آمده از آن منابع نقل شده است.
از کتابهای مصباح الشریعه و دیوان امام علی علیه السلام بسیار کم نقل شده، چرا که سند ندارند و شباهت آنها به کلام معصوم علیه السلام کم است. علامه صحیح ترین و معتبرترین نسخه ها را در حد امکان به دست آورده، بنابر این شهامت به صحت اعتبار مصادر مورد استفاده‌اش در بحار داده است. البته این به معنی قبول تمام روایات آن کتب نیست چنان که علامه نیز گاهی در بیانهای خویش به ضعف برخی روایات اشاره دارد.

شرح ومستدرک کتاب

آنچنان که از سخنان علامه روشن می‌شود ایشان در ضمن تالیف بحار تصمیم به نوشتن شرحی بدیع و جامع بر بحار داشته است. همچنین قسمت «بیان» علامه در 13 مجلد از بحار بسیار کم است و روشن است که علامه فرصت نوشتن آنها را پیدا نکرده است. مجلسی روایاتی نیز در دست داشته که در بحار نیاورده و بنا داشته آنها را همراه با روایات جدید که بدست می‌آورد در کتابی مستقل بعنوان «مستدرک البحار» جمع نماید که متاسفانه اجل به وی مهلت نداد.

ترجمه

پیرامون این اثر ارزشمند اقدامات فراوانی صورت گرفته که شامل تلخیص‌های متنوع، معجم های گوناگون و به شکلهای مختلف ومستدرکات و ترجمه‌های فراوان می‌باشد که در زیر به نمونه‌ای از آنها اشاره می‌کنیم:

1- ترجمه‌ای توسط یکی از علمای هندوستان برای شاهزاده سلطان محمد بلند اختر.
2- ترجمه‌ای با نام «عین الیقین» از حاج شیخ محمد تقی آقا نجفی اصفهانی، متوفای 1332 هجری.
3- «کشف الأسرار» از سید اسماعیل موسوی زنجانی.
4- «بنادر البحار»، که ترجمه و تلخیص بحار است از سید علی نقی فیض الاسلام متوفای 1406 هجری (مترجم نهج البلاغه وصحیفه سجادیه).
5- ترجمه برخی قسمتهای بحار مانند توحید مفضل توسط خود علامه.

لازم به یادآوری است مهمترین ومعروفترین اثری که پیرامون بحارالأنوار تاکنون تالیف شده کتاب ارزشمند «سفینة البحار» است که توسط محدث کبیر حاج شیخ عباس قمی (متوفای 1359 هجری) تدوین شده است.
چاپ
1- کتاب بحار الأنوار اولین بار در 25 جلد رحلی منتشر شد. این چاپ سنگی معروف به کمپانی است.
2- چاپ دیگر این کتاب توسط دارالکتب الاسلامیه در 110 جلد تهیه شده است. از این چاپ به دفعات مکرر افست شده و چاپ موجود در بازار همین نسخه است.
در یک چاپ از موسسه آل البیت علیهم السلام که افست همان چاپ اسلامیه است فهرست‌های بحار که جلد 54-56 بوده به آخر کتاب منتقل شده، بنابراین شماره مجلدات از 54 به بعد با چاپ اسلامیه متفاوت شده است.

فهرست بحار الانوار

موضوعات مطرح شده در بحار الانوار به ترتیب مجلدات آن به شرح زیر می‌باشد:
جلد اول: این جلد مشتمل بر 40 باب شامل کتاب عقل و جهل، فضیلت علم و علما و طبقات آنها، حجیت اخبار و قواعدی که از آنها استخراج می‌شود، نکوهش قیاس با مقدمه مفصل درباره مصادر کتاب و توفیق مصادر ومطالب سودمند می‌باشد.
جلد دوم: مشتمل بر 31 باب شامل کتاب توحید و صفات خداوند و اسماء حسنای ذات الهی، توحید مفصل، رساله اهلیلجه.
جلد سوم:مشتمل بر 59 باب شامل کتاب عدل، مشیت، اراده، قضا، قدر، هدایت، ضلالت، امتحان، طینت، میثاق، توبه علل احکام، مقدمات مرگ و موخرات آن.
جلد چهارم: کتاب احتجاجات ومناظرات در 83 باب و تمام کتاب اما علی بن جعفر علیه‌السلام می‌باشد.
جلد پنجم: احوال پیامبران و سرگذشت آنها در 82 باب است.
جلد ششم: این جلد مشتمل بر 72 باب، شامل احوال پیغمبر اکرم و جمعی از پدران آن حضرت، شرح حقیقت معجزه و چگونگی اعجاز قرآن، شرح حال ابوذر،سلمان، عمار، مقداد و برخی دیگر ازبزرگان.
جلد هفتم: در مشترکات احوالات ائمه علیه‌السلام و شرایط امامت و چگونگی ولایت آنها و شئون غریبه و برتری آنها نسبت به پیغمبران سابق و ثواب دوستی آنها و فضیلت ذریه آن ذات مقدسه وپاره‌ای از مناظرات علماء در 150 باب.
جلد هشتم: فتنه‌هایی که بعد از پیغمبر روی داد، سیرت خلفا و آنچه در روزگار آنها اتفاق افتاد، جنگ جمل، جنگ صفین، جنگ نهروان، غارتگری معاویه از اطراف عراق ، احوال بعضی از اصحاب امیرالمومنین، شرح قسمتی از اشعار منسوب به آن حضرت و شرح برخی از نامه‌های آن وجود مقدس در 62 باب.
جلد نهم: احوال امیرالمومنین از ولادت تا شهادت، سرگذشت ابوطالب پدر آن حضرت و ایمان او و گروهی از اصحاب امیرالمومنین و روایات وارده در امامت امامان دوازده گانه در 128 باب.
جلد دهم: احوال حضرت فاطمه علیها السلام و امام حسن علیه‌السلام و امام حسین علیه‌السلام، خروج مختار وخونخواهی از قتله کربلا در 50 باب.
جلد یازدهم: احوال ائمه چهارگانه بعد از امام حسین یعنی امام زین العابدین علیه‌السلام، امام محمد باقر علیه‌السلام، امام جعفر صادق علیه‌السلام، امام موسی کاظم علیه‌السلام و جماعتی از اصحاب و فرزندان آنها در 46 باب.
جلد دوازدهم: شرح حال چهار امام قبل از امام منتظر یعنی امام رضا علیه‌السلام، امام محمد تقی علیه‌السلام، امام علی النقی علیه‌السلام، امام حسن عسگری علیه‌السلام. شرح حال بعضی از اصحاب آنها در 39 باب.
جلد سیزدهم: احوال حجت منتظر عجل الله تعالی فرجه در 36 باب.
جلد چهاردهم: آسمان و جهان (سماء و عالم) پیدایش آنها، اجزاء آنها مانند فلکیات، فرشتگان، جن، انسان،حیوان، عناصر، صید. طریق کشتار حیوانات، خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها و تمام کتاب طب النبی و کتاب طب الرضا در210 باب.
جلد پانزدهم: ایمان و کفر در سه بخش: ایمان و شرط آن و صفات مومنین و فضل آنها و فضل شیعه و اوصاف آنها. دوم: اخلاق حسنه و آنچه موجب نجات آدم از مهالک دنیاست. سوم: کفر وشعب آن و اخلاق رزیله که جمعا در 108 باب آورده شده است.
جلد شانزدهم: در آداب و سنن، زینتها و تجملات، نظافت، سرمه کشیدن، استعمال عطریات، شب زنده داری، خواب، سفر، منهیات و گناهان کبیره در 131 باب.
جلد هفدهم: مواعظ وحکم در باب 73 باب.
جلد هجدهم: در دو بخش: طهارت که مشتمل بر شش باب است. و بخش دوم: صلاة در صد و شصت و یک باب بعلاوه رساله «ازاحة العلة» شازان بن جبرئیل قمی.
جلد نوزدهم: نیز در دو بخش: فضایل قرآن و آداب آن وثواب و اعجاز آن. همچنین تمام تفسیر نعمانی در 130 باب. بخش دوم: درباره ذکر وانواع آن و آداب دعا و شروط آن، حرزها، دعا برای دردها، صحیفه ادریس و غیره در 131 باب.
جلد بیستم: زکات، خمس، صدقه، نماز، اعتکاف، اعمال سال در 122 باب.
جلد بیست و یکم: حج، عمره، احوال شهر مدینه و غیره در 84 باب.
جلد بیست و دوم: زیارتهایی که از ائمه معصومین نقل شده است در 64 باب.
جلد بیست و سوم: عقود و ایقاعات در 130 باب.
جلد بیست و چهارم: احکام شرعی تا کتاب دیات در 48 باب.
جلد بیست و پنجم: اجازات و تمام فهرست شیخ منتخب الدین رازی ، منتخب کتاب "سلافة العصر" سید علیخان شیرازی، اوایل کتاب اجازات سید بن طاووس، اجازه کبیره علامه حلی برای "بنی زهره" و اجازه شهید اول و دوم و غیره آن.

همچنین ببینید

دکتر علی شریعتی

دکتر شریعتی‌ در سا‌ل‌ ۱۳۱۲ در خا‌نواده‌ ای‌ مذهبی‌ چشم‌ به‌ جها‌ن‌ گشود پدر او استا‌د محمد تقی‌ شریعتی‌ مردی‌ پا‌ک‌ و پا‌رسا‌ و عا‌لم‌ به‌ علوم‌ .نقلی‌ و عقلی‌ و استا‌د دانشگا‌ه‌ مشهد بود علی‌ پس‌ از گذراندن‌ دوران‌ کودکی‌ وارد دبستا‌ن‌ شد و پس‌ از شش‌ سا‌ل‌ وارد دانشسرای‌ مقدما‌تی‌ در مشهد شد. علا‌وه‌ بر خواندن‌ دروس‌ دانشسرا در کلا‌سها‌ی‌ پدرش‌ به‌ کسب‌ علم‌ می‌ پرداخت‌. معلم‌ شهید پس‌ از پا‌یا‌ن‌ تحصیلا‌ت‌ در دانشسرا به‌ آموزگا‌ری‌ پرداخت‌ و کا‌ری‌ را شروع‌ کرد که‌ در تما‌می‌ دوران‌ زندگی‌ کوتا‌هش‌ سخت‌ به‌ آن‌ شوق‌ داشت‌ و با‌ ایما‌نی‌ خا‌لص‌ با‌ تما‌می‌ وجود آنرا دنبا‌ل‌ کرد.

 شریعتی‌ در سا‌ل‌ ۱۳۳۴ به‌ دانشکده‌ ادبیا‌ت‌ و علوم‌ انسا‌نی‌ دانشگا‌ه‌ مشهد وارد گشت‌ و رشته‌ ادبیا‌ت‌ فا‌رسی‌ را برگزید. در همین‌ سا‌ل‌ علی‌ با‌ یکی‌ از همکلا‌سا‌ن‌ خود بنا‌م‌ پوران‌ شریعت‌ رضوی‌ ازدواج‌ میکند. وجود تفکر خلا‌ق‌ با‌عث‌ شد که‌ معلم‌ شهید در طول‌ دوران‌ تحصیل‌ در دانشکده‌ ادبیا‌ت‌ به‌ انتشا‌ر آثا‌ری‌ چون‌: ترجمه‌ ابوذر غفا‌ری‌ ، ترجمه‌ نیا‌یش‌ اثر الکسیس‌ خ‌ .کا‌رل‌ و یک‌ رشته‌ مقا‌له‌ ها‌ی‌ تحقیقی‌ در این‌ زمینه‌ همت‌ گما‌رد.

معلم‌ انقلا‌ب‌ در سا‌ل ‌ ۱۳۳۷پس‌ از دریا‌فت‌ لیسا‌نس‌ در رشته‌ ادبیا‌ت‌ فا‌رسی‌ بعلت‌ شا‌گرد اول‌ شدنش‌ برای‌ ادامه‌ تحصیل‌ به‌ فرانسه‌ فرستا‌ده‌ شد. وی‌ در آنجا‌ به‌ تحصیل‌ علومی‌ چون‌ جا‌معه‌ شنا‌سی‌ ، مبا‌نی‌ علم‌ تا‌ریخ‌ و تا‌ریخ‌ و فرهنگ‌ اسلا‌می‌ پرداخت‌ و با‌ اسا‌تید بزرگی‌ چون‌ ما‌سینیون‌ ، گورویچ‌ و ‌سا‌تر و ... آشنا‌ شد و از علم‌ آنا‌ن‌ بهره‌ ها‌ی‌ بسیا‌ر برد.

دوران‌ تحصیل‌ شریعتی‌ همزما‌ن‌ با‌ جریا‌ن‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ به‌ رهبری‌ مصدق‌ بود که‌ او نیز با‌ قلم‌ و بیا‌ن‌ خود و نوشته‌ ها‌ی‌ محکم‌ و مستدل‌ از این‌ حرکت‌ دفا‌ع‌ مینمود. وی‌ پس‌ از سا‌لها‌ تحصیل‌ با‌ مدرک‌ دکترا در رشته‌ ها‌ی‌ .جا‌معه‌ شنا‌سی‌ و تا‌ریخ‌ ادیا‌ن‌ به‌ ایران‌ با‌زگشت‌ در هما‌ن‌ دوران‌ نیز فعا‌لیتها‌ی‌ بسیا‌ری‌ در زمینه‌ ها‌ ی‌ سیا‌سی‌ و مبا‌رزاتی‌ و اجتما‌عی‌ داشت‌ که‌ به‌ گوشه‌ ای‌ از آن‌ فعا‌لیت‌ ها‌ میپردازیم‌ .

در سا‌ل‌ ۱۹۵۹ میلا‌دی‌ به‌ سا‌زما‌ن‌ آزادیبخش‌ الجزایر میپیوندد و سخت‌ به‌ فعا‌لیت‌ میپردازد. در سا‌ل‌ ۱۹۶۰ میلا‌دی‌ مقا‌له‌ ای‌ تحت‌ عنوان‌ "به‌ کجا‌ تکیه‌ کنیم‌" را در یکی‌ از نشریا‌ت‌ فرانسه‌ منتشر میکند. در سا‌ل‌ ۱۹۶۱ میلا‌دی‌ مقا‌له‌ "شعر چیست‌؟" سا‌تر را ترجمه‌ و در پا‌ریس‌ منتشر مینما‌ید و در هما‌ن‌ اول‌ علت‌ فعا‌لیت‌ در سا‌زما‌ن‌ آزادیبخش‌ الجزایر گرفتا‌ر میشود و در زندان‌ پا‌ریس‌ با‌ "گیوز" محا‌صبه‌ ای‌ میکند که‌ در سا‌ل‌ ۱۹۶۵ در توگو چا‌پ‌ میشود.

در سا‌ل‌ ۱۹۶۱ نیز مقا‌له‌ ای‌ تحت‌ عنوان‌ "مرگ‌ فرانتس‌ فا‌نون‌" را در پا‌ریس‌ منتشر میکند، همچنین‌ در طول‌ مبا‌رزات‌ مردم‌ الجزایر برای‌ آزادی‌ دستگیر میشود و مورد ضرب‌ و شتم‌ پلیس‌ فرانسه‌ قرار میگیرد و روانه‌ء بیما‌رستا‌ن‌ میشود و سپس‌ به‌ زندان‌ فرستا‌ده‌ .میشود. همچنین‌ با‌ مبا‌رزان‌ بزرگ‌ ملتها‌ی‌ محروم‌ نیز آشنا‌ میشود وی‌ در سا‌ل‌ ۱۳۴۳ به‌ ایران‌ با‌ز میگردد و در مرز ترکیه‌ و ایران‌ توقیف‌ و به‌ زندان‌ قزل‌ قلعه‌ تحویل‌ داده‌ میشود و بعد از چند ما‌ه‌ آزاد و به‌ خراسا‌ن‌ زادگا‌هش‌ میرود. در سا‌ل‌ ۱۳۴۴ مدتی‌ پس‌ از بیکا‌ری‌ ، اداره‌ فرهنگ‌ مشهد ، استا‌د جا‌معه‌ شنا‌سی‌ و فا‌رغ‌ التحصیل‌ خ‌دانشگا‌ه‌ سوربن‌ را بعنوان‌ دبیر انشا‌ء کلا‌س‌ چها‌رم‌ دبیرستا‌ن‌ در یکی‌ از روستا‌ها‌ی‌ مشهد استخدام‌ میکند، و سپس‌ در دبیرستا‌ن‌ بتدریس‌ میپردازد و با‌لا‌خره‌ به‌ عنوان‌ استا‌دیا‌ر تا‌ریخ‌ وارد دانشگا‌ه‌ مشهد میشود

در سا‌ل‌ ۱۳۴۸ به‌ حسینیه‌ ارشا‌د دعوت‌ میشود و بزودی‌ مسئولیت‌ امور فرهنگی‌ حسینیه‌ را بعهده‌ گرفته‌ و به‌ تدریس‌ جا‌معه‌ شنا‌سی‌ مذهبی‌،‌ .تا‌ریخ‌ شیعه‌ و معا‌رف‌ اسلا‌می‌ میپردازد در این‌ محل‌ است‌ که‌ دکتر شریعتی‌ با‌ قدرت‌ و نیروی‌ کم‌ نظیر و با‌ کنجکا‌وی‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ تا‌ریخ‌ ، چهره‌ ها‌ی‌ مقدس‌ و شخصیتها‌ی‌ بزرگ‌ اسلا‌م‌ را معرفی‌ نمود. استحکا‌م‌ کلا‌م‌ ، با‌فت‌ منطقی‌ جملا‌ت‌ با‌ اتکا‌ء به‌خ‌ پشتوانه‌ فنی‌ و عمیق‌ فکریش‌ هر شنونده‌ ای‌ را در کوتا‌هترین‌ مدت‌ سرا پا‌ گوش‌ میسا‌خت‌ و در نیم‌ راه‌ گفتا‌ر تحت‌ تا‌ثیر قرار میداد و سپس‌ به‌ هیجا‌ن‌ می‌ آورد

در سا‌ل‌۱۳۵۲، رژیم‌، حسینیه‌ء ارشا‌د که‌ پا‌یگا‌ه‌ هدایت‌ و ارشا‌د مردم‌ بود را تعطیل‌ نمود، و معلم‌ مبا‌رز را بمدت ‌ ۱۸ما‌ه‌ روانه‌ زندان‌ میکند و درخ‌ خلوت‌ و تنها‌ ئی‌ است‌ که‌ علی‌ نگا‌هی‌ به‌ گذشته‌ خویش‌ می‌افکند و .استراتژی‌ مبا‌رزه‌ را با‌ر دیگر ورق‌ زده‌ و با‌ خدای‌ خویش‌ خلوت‌ میکند از این‌ به‌ بعد تا‌ سا‌ل‌ ۱۳۵۶ و هجرت‌ ، دکتر زندگی‌ سختی‌ را پشت‌ سرخ‌ گذاشت‌ . سا‌واک‌ نقشه‌ داشت‌ که‌ دکتر را به‌ هر صورت‌ ممکن‌ از پا‌ در آورد، ولی‌ شریعتی‌ که‌ از این‌ برنا‌مه‌ آگا‌ه‌ میشود ، آنرا لوث‌ میکند. در این‌ زما‌ن‌ استا‌د محمد تقی‌ شریعتی‌ را دستگیر و تحت‌ فشا‌ر و شکنجه‌ قرار داده‌ بودند تا‌ پسرش‌ را تکذیب‌ و محکوم‌ کند. اما‌ این‌ مسلما‌ن‌ راستین‌خ‌ سر با‌ز زد، دکتر شریعتی‌ در هما‌ن‌ روزها‌ و سا‌عا‌ت‌ خود را در اختیا‌ر آنها‌ میگذارد تا‌ اگر خواستند، وی‌ را از بین‌ ببرند و پدر را رها‌ کنند

در مهر ما‌ه‌ سا‌ل‌ ۱۳۵۳ سا‌واک‌ که‌ غا‌فلگیر شده‌ بود و از محبوبیت‌ علی‌ آگا‌ه‌ او را بدست‌ شکنجه‌ روحی‌ و جسمی‌ سپرد، و میخواستند او را وادار به‌ همکا‌ری‌ نموده‌ و برایش‌ شوی‌ تلویزیونی‌ درست‌ کنند و پا‌سخ‌ او که‌ هیچگا‌ه‌ حقیقتی‌ را به‌ خا‌طر مصلحت‌ ذبح‌ شرعی‌ نکرده‌ است‌ چنین‌ بود " و اگر ".خفه‌ام‌ کنند سا‌زش‌ نخواهم‌ کرد وحقیقت‌ را قربا‌نی‌ مصلحت‌ خویش‌ نمیکنم‌ دکتر در ۲۵ اردیبهشت‌ ما‌ه ۱۳۵۶ تهران‌ را بسوی‌ اروپا‌ ترک‌ گفت‌ تا‌ دورانی‌ جدید را با‌ مطا‌لعه‌ و مبا‌رزه‌ آغا‌ز کند. سر انجا‌م‌ در روز یکشنبه ۲۹ خرداد ما‌ه‌ ۱۳۵۶ با‌ قلبی‌ عا‌شق‌ ، اندیشه‌ ای‌ پا‌ک‌ ، ایما‌نی‌ محکم‌، زبا‌نی‌ قا‌طع‌، قلمی‌ توانا، روانی‌ آگا‌ه‌ و سیما‌یی‌ آرام‌ بسوی‌ آسما‌نها‌ و آرامشی‌ ابدی‌ عروج‌ کرد و عا‌شقا‌ن‌ و دوستداران‌ خود را در این‌ فقدان‌ .همیشه‌ محسوس‌ تنها‌ گذاشت‌ .

خدایش‌ بیا‌مرزد و راهش‌ پر رهرو با‌د

حروف مقطعه

 

مقدمه

یکی از مسائل مطرح در حوزه قرآنی فواتح سور یا همان سرآغاز سوره‌های قرآنی می‌باشد که در کتابهای تفسیری و علوم قرآنی به آن پرداخته شده، با نگاهی در سرآغاز سوره‌ها به این نتیجه می‌رسیم که سوره‌ها به ده صورت مختلف شروع گردیده که به طور اجمال به این ترتیب است:
1- ستایش خداوند که شامل اثبات صفات مدح برای خدا و تنزیه ومبرا داشتن خدا از صفات نقص می‌باشد.
2- حروف تهجی (حروف مقطعه، که به بررسی این نوع می‌پردازیم)
3- نداء
4- جمله های خبریه
5- قسم و سوگند
6- شرط
7- صیغه امر
8-استفهام
9- دعا (نفرین)
10- تعلیل
از میان ده نوع یاد شده در اینجا، به بررسی نوع دوم که همان حروف مقطعه می‌پردازیم:

علت نام مگذاری

از مجموع یکصدو چهارده سوره قرآن کریم بیست و نه سوره آن با حروفی آغاز می‌شوند که باید جدا جدا و با اسامی عربی خوانده شوند هر چند برخلاف ظاهرشان که به صورت کلمه می‌باشند و چون باید بصورت قطعه قطعه خوانده شوند حروف مقطعه می‌گویند زیرا مقطعه یعنی قطعه قطعه و جدا جدا.
سابقه تحقیق درباره حروف مقطعه قرآنی بسیار طولانی می‌باشد تا جائیکه در طول تاریخ اسلام مطالعه درباره آنها توقف نیافته بلکه تلاش درباره حروف مقطعه قرآنی تا آنجا پیش رفته که بعضی حتی از کامپیوتر نیز برای رسیدن به این هدف استفاده نموده‌اند. چرا که فهم معانی ومفاهیم حروف مقطعه بسیار مشکل می‌باشد تا جائیکه دانشمندان یکی از مباحث متشابهات قرآن را حروف مقطعه ذکر نموده‌اند.

نحوه استعمال حرف مقطعه در قرآن

حروف مقطعه در قرآن به شکلها متعددی استعمال گردید که در برخی موارد فقط یک حرف می‌باشد مانند: حرف صاد در سوره ص و حرف قاف در سوره ق و حرف نون در سوره قلم

در ده مورد متشکل از دو حرف می‌باشد که هفت مورد آن با ( حم ) شروع می‌شود که شامل سوره‌های غافر، فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه، احقاف، و سه مورد دیگرش سوره طه، طس، یس می‌باشد.

سیزده سوره نیز سرآغازشان سه حرفی است که شش سوره‌اش با ( الم ) شروع می‌شود که شامل سوره‌های بقره، آل عمران، عنکبوت، روم، لقمان و سوره سجده می‌باشد و پنج سوره با ( الر ) شروع می‌شود که شامل سوره‌های یونس، هود، یوسف، ابراهیم، حجر، و دو سوره شعراء و قصص با ( طسم ) افتتاح می شود و دو سوره متشکل از چهار حرف می باشد که سوره اعراف با ( المص ) و سوره رعد با ( المر ) جز این گروه می‌باشند. و سوره مریم با پنج حرف ( کهیعص ) تنها سوره‌ای است که از پنج حرف مقطعه تشکیل یافته است.

فلسفه افتتاح سوره‌ها با حروف مقطعه

دانشمندان مطالبی در مورد اینکه چرا خداوند متعال کلامش را در این سوره‌ها به این صورت شروع نموده بیان کرده‌اند که به طور فهرست وار به بیان آنها می‌پردازیم:
  • تحدی قرآن
طبق یک نظریه، حکمت افتتاح بعضی از سوره‌ها با حروف مقطعه این است که این قرآن از همان حروفی که مردم عرب آن را می‌شناسند و با آن گفتگو می‌کنند و می‌نویسند، تشکیل یافته است منتهی این حروف در برخی موارد به صورت جدا جدا و در برخی مورد به صورت کلمه و جمله استفاده شده است تا دلیل ناتوانی و عاجز بودن عرب از آوردن مثل آن باشد، چرا که قرآن از همان حروفی است که در گفتگوها و سخنرانیها از آن استفاده می‌کنند و وقتی که نمی‌توانند با قرآن تحدی کنند به این حقیقت می‌رسند که قرآن از طرف خداوند می‌باشد و تکرار این گونه حروف در ابتدای بعضی از سوره‌ها به منظور تاکید و تایید همین نکته می‌باشد چون عرب وقتی می‌خواهد مطلبی را درست به طرف مقابل بفهماند آن را تکرار می‌نماید.

  • حروف مقطعه اسراری هستند که جز خداوند آنها را کسی نمی‌داند.
طبق این نظریه هر کتابی را سری هست و سر قرآن کریم همان سرآغاز سوره‌هاست فلذا معتقدند این حروف از متشابهاتی است که جز خدا کسی عالم به تاویل و توضیح آن نیست.

  • آینده نگری
طبق این نظریه این حروف رمزی است به مدت بقاء امت مسلمان به عنوان مثال مقاتل بن سلیمان گفته که ما این حروف را منهای حرفهای تکراری حساب کردیم جمع آنها هفتصد و چهل و چهار شد که رقم بقیه مدت عمر این امت می‌باشد. البته ابن حجر عسقلانی اینگونه محاسبه را باطل و غیر قابل اعتماد معرفی می‌کند.

  • نام سوره‌ها می‌باشد
طبری و ابن کثیر این حروف را نامهای قرآن یا نامهای برخی سوره‌ها بیان کرده‌اند.

  • رمز و اشاره‌ای به اسماء صفات خداوندی است
طبق این نظریه، در مورد ( الم ) می‌گویند که الف اشاره به اَنَا، لام اشاره به الله و میم اشاره به اعلم است که به جای انا الله اعلم آمده.
یا گویند ( المص )اشاره به انا الله اعلم و اُفصّل می‌باشد.
و معتقدند که ( کهیعص ) کاف به جای کافٍ و هاءِ به جای هادٍ و یاءِ به جای حکیم و عین به جای عظیم و ص به جای صادق می‌باشد.

  • رمز اسماءِ اعظم الهی
می‌گویند اگر بدرستی بتوانیم این حروف مقطعه را به هم پیوند دهیم اسم اعظم الهی استخراج می‌شود مثلا می‌گویند با ترکیب "الر" و "حم" و "ن" به اسم اعظم الرحمن دست می‌یابیم البته سعیدبن جبیر نیز معتقد است که ما قادر بر پیوند حروفی که اسم اعظم الهی از آن استخراج شود نمی‌باشیم.

  • سوگندهای خدا به نامهای خود
زیرا طرفداران این نظریه معتقدند که هر یک از سرآغاز سوره‌ها، اسامی خداوند می‌باشد مانند اخفش که می‌گوید حکمت سوگند خداوند به حروف مقطعه، این است که حروف مزکور دارای شرافت است.

  • عده دیگری نیز معتقدند این حروف مانند الم و حم نشانه سرانجام و پایان سوره‌های قبلی آنها می‌باشد.

  • جلب توجه کفار:
چون مشرکین با هم قرار گذاشته بودند نه تنها به قرآن گوش نکنند بلکه به هنگام تلاوت قرآن، سرو صدا می‌کردند یا کف می‌زند و سوت می‌کشیدند تا آیات قرآنی را کسی نشنود بر این اساس خداوند این حروف را در ابتدای بعضی از سوره‌ها قرار داد تا مشرکین با سخنان غریب و نامانوس که مواجه می‌شوند برای فهمیدن مفاهیم آن به قرآن گوش دهند و به دنبال آن شوق استماع آیات در آن‌ها زنده شود.

و آخر اینکه شخصی به نام رشاد خلیفه با استفاده از کامپیوتر به این نتیجه رسیده که حروف مقطعه استفاده شده در یک سوره‌ای بیش از سایر حروف الباء در همان سوره به کار رفته مثلا سوره‌ای که با الم شروع شده در آن سوره به ترتیب الف بیشتر از لام، لام بیشتر از میم و میم بیشتر از سایر حروف الفبا در آن سوره استفاده شده است.

صحیحترین نظریه

الان پس از بیان نظرات و آراء مختلف در باب حروف مقطعه نوبت به بررسی بهترین آراء درباره حروف مقطعه می‌رسد و آن اینکه:
با یک نظر اجمالی بر نظریاتی که در مورد حروف مقطعه ابراز گردیده بنظر می‌رسد معقولترین نظریه، نظریه مربوط به محمد رشیدرضا می‌باشد ایشان معتقدند که نه حسن بیان و بلاغت سخن و تعبیر در این است که گوینده، شنونده را به هدفهای اصلی سخن خود آگاه ساخته در او شوق درک منظورش را ایجاد نماید تا شنونده به شنیدن سخن گوینده ترغیب گردد، برای این منظور نظر شنونده را گاهی با ذکر اداوت تنبیه مانند اَلا، اما، جلب می‌کند، قرآن کریم نیز برای این منظور از گونه‌ای خاص از حروف و ادوات تنبیه که حروف مقطعه نام دارند استفاده کرده است. دلیل دوم نیز به منظور جلب توجه شنونده، حالات و کیفیاتی است که گوینده در میان سخن گفتنش به خود می‌گیرد مانند آهسته و بلند نمودن صدا، فریادهای تهدید کننده و ایجاد حالت استرحام و لحنهای تشویق آمیز. که با نگاهی بر مردمی که قرآن بر آنها نازل گردیده، لحاظ کردن حکمتهای فوق با دلایل استفاده از حروف مقطعه در فواتح سور به نظر می‌رسد بهترین نظریه باشد. والله عالم

مباحث مرتبط

منابع

  1. سید محمد باقر حجتی، تاریخ قرآن کریم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی چاپ سیزدهم 1378
  2. سیوطی، ترجمه الاتقان، مترجم سید مهدی حائری قزوینی چاپخانه سپهر چاپ سوم 1380
  3. علی حبیبی، راهنمای تدریس روخوانی قرآن کریم ، زمستان 1377

چشم زخم

خداوندا! ما را در پناه خودت از شر اشرار، و مكائد دشمنان محفوظ دار.


پروردگارا! استقامت و صبرى مرحمت كن كه در پرتو آن بتوانيم رضاى تو را جلب كنيم .


بارالها! توفيق بهره گيرى از نعمتهاى بى پايانت را به ما مرحمت كن پيش ‍ از آن كه ناشكريها آنرا از ما سلب كند.

آمين يا رب العالمين

 

آيا چشم زدن واقعيت دارد؟


بسيارى از مردم معتقدند در بعضى از چشمها اثر مخصوصى است كه وقتى از روى اعجاب به چيزى بنگرند ممكن است آن را از بين ببرد، يا درهم بشكند، و اگر انسان است بيمار يا ديوانه كند.

اين مساءله از نظر عقلى امر محالى نيست ، چه اينكه بسيارى از دانشمندان امروز معتقدند در بعضى از چشمها نيروى مغناطيسى خاصى نهفته شده كه كارائى زيادى دارد، حتى با تمرين و ممارست مى توان آن را پرورش داد، خواب مغناطيسى از طريق همين نيروى مغناطيسى چشمها است

.
در دنيائى كه )اشعه ليزر( كه شعاعى است نامرئى مى تواند كارى كند كه از هيچ سلاح مخربى ساخته نيست پذيرش وجود نيروئى در بعضى از چشمها كه از طريق امواج مخصوص در طرف مقابل اثر بگذارد چيز عجيبى نخواهد بود.


بسيارى نقل مى كنند كه با چشم خود افرادى را ديده اند كه داراى اين نيروى مرموز چشم بوده اند، و افراد يا حيوانات يا اشيائى را از طريق چشم زدن از كار انداخته اند.
لذا نه تنها نبايد اصرارى در انكار اين امور داشت بايد امكان وجود آن را از نظر عقل و علم پذيرفت

.
در روايات اسلامى نيز تعبيرات مختلفى ديده مى شود كه وجود چنين امرى را اجمالا تاييد مى كند.


در حديثى مى خوانيم كه ))اسماء بنت عميس (( خدمت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) عرض كرد: گاه به فرزندان جعفر چشم مى زنند، آيا ))رقيه (( اى براى آنها بگيرم (منظور از ))رقيه (( دعاهائى است كه مى نويسند و افراد براى جلوگيرى از چشم زخم با خود نگه ميدارند و آن را تعويذ نيز مى گويند(.پيامبر)صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: نعم ، فلو كان شى ء يسبق القدر لسبقه العين ))آرى ، مانعى ندارد، اگر چيزى مى توانست بر قضا و قدر پيشى گيرد چشم زدن بود((!.

و در حديث ديگرى آمده است كه امير مؤ منان (عليه السلام ) فرمود: پيامبر براى امام حسن و امام حسين ))رقيه (( گرفت ، و اين دعا را خواند: اعيذكما بكلمات التامة و اسماء الله الحسنى كلها عامة ، من شر السامة و الهامة ، و من شر كل عين لامة ، و من شر حاسد اذا حسد: ((شما را به تمام كلمات و اسماء حسناى خداوند از شر مرگ و حيوانات موذى ، و هر چشم بد، و حسود آنگاه كه حسد ورزد مى سپارم ، سپس پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نگاهى به ما كرد و فرمود:اينچنين حضرت ابراهيم براى اسماعيل و اسحاق تعويذ نمود.در نهج البلاغه نيز آمده است العين حق و الرقى حق)) : چشم زخم حق است و توسل به دعا براى دفع آن نيز حق است((.

ذكر اين نكته لازم است كه هيچ مانعى ندارد اين دعاها و توسلها به فرمان خداوند جلو تاثير نيروى مرموز مغناطيسى چشمها را بگيرد همانگونه كه دعاها در بسيارى از عوامل مخرب ديگر اثر مى گذارد و آنها را به فرمان خدا خنثى مى كند.
اين نيز لازم به يادآورى است كه قبول تاءثير چشم زخم به طور اجمال به اين معنى نيست كه به كارهاى خرافى و اعمال عوامانه در اينگونه موارد پناه برده شود كه هم بر خلاف دستورات شرع است ، و هم سبب شك و ترديد افراد ناآگاه در اصل موضوع است ، همانگونه كه آلوده شدن بسيارى از حقايق با خرافات اين تاءثير نامطلوب را در اذهان گذارده است .

 

(تفسير نمونه جلد 24 صفحه426 -429)


از حسن روايت شده كه داروى چشم زخم , خواندن اين آيه است .(تفسیر جوامع جلد 6 تفسیر سوره قلم و عن الحسن , دواء الاصابة باالعين ان يقرا هذه الاية (و ان يكاد...))

 

آيه 51-52(سوره قلم)


آيه و ترجمه


وَ إِن يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيزْلِقُونَك بِأَبْصرِهِمْ لَمَّا سمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لمََجْنُونٌ(51)
وَ مَا هُوَ إِلا ذِكْرٌ لِّلْعَلَمِينَ(52)( تفسير نمونه جلد 24 صفحه 424)

-51 - نزديك است كافران هنگامى كه آيات قرآن را مى شنوند تو را با چشمان خود هلاك كنند و مى گويند او ديوانه است !

-52 - در حالى كه اين (قرآن ) جز مايه بيدارى براى جهانيان نيست .

عشق

عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد . مادر ترزا

عشق نخستین سبب وجود انسانیست .  وونارگ

عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد .  ارد بزرگ

عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد .  شکسپیر

عشق مانند بیماری مسری است که هر چه بیشتر از آن بهراسی زودتر به آن مبتلا میشوی .  شانفور

عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریست .  کوستین

عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند .  جبران خلیل جبران

عشق برای مرد از احساسات عمیق و غیر ارادی نیست ، بلکه قصد و عقیده است  .  مادام دوژیرادرن

عشق هوس محبوب شدن نزد معشوق است .  زابوتن

عشق نخستین بخش از کتاب مفصل بیوفائی است .  ژرژسان

عشق معجزه ایست . امیل زولا

عشق شیرینی زندگیست .  مارسل تینر

عشق مزیت دو فردیست که دائم سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند  .  سنت بوو

عشق یکنوع تب و حرارت شدید است .  استاندال

عشق گل کمیابی است .  آندره توریه

عشق حادثه ایست .  کولارن

عشق چیزیست که به هیچ چیز دیگر شباهت ندارد . ریشله

عشق ما را میکشد تا دوباره حیاتمان ببخشد . بوبن

عشق شاه کلیدی است که تمام دهلیزهای قلب را میگشاید . ایوانز

عشق این توانائی را می دهد که بگوئید ، پوزش می خوا هم .  کن بلانچارد

عشق یعنی ترس از دست دادن تو  . مثل ایتالیائی

عشق تاریخچه زندگی است.... اما در زندگی مرد واقعه ای بیش نیست .  مادام دواستال

عشق همیشگی است این ما هستیم که ناپایداریم ،عشق متعهد است مردم عهد شکن، عشق همیشه قابل اعتماد است اما مردم نیستند .  لئوبوسکالیا

عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد. عاملیست که دو تن را مبدل بفرشته ی واحدی می کند . ویکتور هوگو

عشق رمز بزرگیست . افلاطون

عشق تجارت خطرناکیست که همواره به ورشکستگی می انجامد .  شانفور

عشق نبوغ عقل است. توسنل

عشق دردیست که فقط سه دارو دارد: گرسنگی ، انتظار ، انتحار .  کراتس

عشق نمی دانم چیست و نمی دانم چگونه سپری می شود .  مادموازل دوسگوری

عشق دردیست شدیدتر از تمام دردهای دیگر ، زیرا در عین حال روح و قلب و کالبد را رنج می دهد . ولت

عشق حیات عاشق را تشکیل می دهد و الا معشوق بهانه است . آلفونس کار

عشق ظالمی است که به احدی رحم نمی کند .  کرنی

عشق ، خطای فاحش فرد در تمایز یک آدم معمولی از بقیه ی آدم های معمولی است .  برنارد شاو

عشق چیزیست که بیعقلان را عاقل می کند و عاقلان را عاقلتر می نماید و آن ها را که بیش از اندازه عاقلند را کمی بی قید می سازد .؟

عشق چیزیست که نخست به شما پرو بال می دهد تا بعد بهتر بتواند بدامتان بیندازد .  د. اسمیت

عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ، زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند .  مارکوس بیکل

عشق خوشبختی است که دو طرف برای هم ایجاد می کنند

نادرشاه افشار

میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند . نادر شاه افشار

 

سکوت شمشیری بوده است که من همیشه از آن بهره جسته ام . نادر شاه افشار

 

تمام وجودم را برای سرفرازی میهن بخشیدم به این امید که افتخاری ابدی برای کشورم کسب کنم . نادر شاه افشار

 

باید راهی جست در تاریکی شبهای عصیان زده سرزمینم همیشه به دنبال نوری بودم نوری برای رهایی سرزمینم از چنگال اجنبیان ، چه بلای دهشتناکی است که ببینی همه جان و مال و ناموست در اختیار اجنبی قرار گرفته و دستانت بسته است نمی توانی کاری کنی اما همه وجودت برای رهایی در تکاپوست تو می توانی این تنها نیروی است که از اعماق و جودت فریاد می زند تو می توانی جراحت ها را التیام بخشی و اینگونه بود که پا بر رکاب اسب نهادم به امید سرفرازی ملتی بزرگ . نادر شاه افشار

 

از دشمن بزرگ نباید ترسید اما باید از صوفی منشی جوانان واهمه داشت . جوانی که از آرمانهای بزرگ فاصله گرفت نه تنها کمک جامعه نیست بلکه باری به دوش هموطنانش است . نادر شاه افشار

 

اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جای نخواهد رسید . نادر شاه افشار

 

خردمندان و دانشمندان سرزمینم ، آزادی اراضی کشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود . نادر شاه افشار

 

وقتی پا در رکاب اسب می نهی بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند . نادر شاه افشار

 

هر سربازی که بر زمین می افتد و روح اش به آسمان پر می کشد نادر می میرد و به گور سیاه می رود نادر به آسمان نمی رود نادر آسمان را برای سربازانش می خواهد و خود بدبختی و سیاهی را ، او همه این فشارها را برای ظهور ایران بزرگ به جان می خرد پیشرفت و اقتدار ایران تنها عاملی است که فریاد حمله را از گلوی غمگینم بدر می آورد و مرا بی مهابا به قلب سپاه دشمن می راند … نادر شاه افشار

 

شاهنامه فردوسی خردمند ، راهنمای من در طول زندگی بوده است . نادر شاه افشار

 

فتح هند افتخاری نبود برای من دستگیری متجاوزین و سرسپردگانی مهم بود که بیست سال کشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را در حد کمال بر مردم سرزمینم روا داشتند . اگر بدنبال افتخار بودم سلاطین اروپا را به بردگی می گرفتم . که آنهم از جوانمردی و خوی ایرانی من بدور بود . نادر شاه افشار

 

کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است . نادر شاه افشار

 

هنگامی که برخواستم از ایران ویرانه ای ساخته بودند و از مردم کشورم بردگانی زبون ، سپاه من نشان بزرگی و رشادت ایرانیان در طول تاریخ بوده است سپاهی که تنها به دنبال حفظ کشور و امنیت آن است . نادر شاه افشار

 

لحظه پیروزی برای من از آن جهت شیرین است که پیران ، زنان و کودکان کشورم را در آرامش و شادان ببینم . نادر شاه افشار

 

برای اراضی کشورم هیچ وقت گفتگو نمی کنم بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می آورم . نادر شاه افشار

 

گاهی سکوتم ، دشمن را فرسنگها از مرزهای خودش نیز به عقب می نشاند . نادر شاه افشار

 

کیست که نداند مردان بزرگ از درون کاخهای فرو ریخته به قصد انتقام بیرون می آیند انتقام از خراب کننده و ندای از درونم می گفت برخیز ایران تو را فراخوانده است و برخواستم . نادر شاه افشار

سخن بزرگان

عيب جامعه اين است كه همه مي خواهند آدم مهمي باشند و هيچ كس نمي خواهد فرد مفيدي باشد.((وينستون چرچيل))


اگر نسل حاضر نمي داند به كجا مي رود، دليل آن اينست كه روياي اجداد خود را دنبال مي كند.((؟))


تنها انقلاب خطرناك، انقلاب گرسنگان است. من از شورشهايي كه دليل آن بي ناني باشد، بيش از نبرد با يك ارتش دويست هزار نفري بيم دارم.((ناپلئون بناپارت))


در دنيا خفتگاني هستند كه بيداريشان همچون بيداري اژدها وحشتناك است.((ناپلئون بناپارت))


ديگران را همانگونه كه هستند، بپذيريد.((ديل كارنگي))


رودخانه هاي عظيم، نيروي خود را مديون جويبارهاي كوچكند.((مثل يوگوسلاوي))


سنگهاي درشت را سنگهاي ريز پابرجا نگاه مي دارند.((؟))


كسي كه مايل است خير ديگران را تامين كند، خير خود را هم تامين كرده است.((كنفسيوس))


ما به وسيله چهار چيز با مردم در تماس هستيم. ارزش موقعيت ما از روي اين چهار چيز معلوم مي شود : آنچه انجام مي دهيم، آنچه جلوه مي كنيم، آنچه مي گوييم، آنطور كه مي گوييم.((ديل كارنگي))


ميان آدميان چيزي نيست، جز ديوارهايي كه خود ساخته اند.((لئو نيكولايويچ تولستوي))

همایش شیرخوارکان حسینی

بزرگدتشت جهانی مقام حضرت علی اصغر (علیه السلام )

همایش شیرخوار گان حسینی

وعده ی ما اولین جمعه ی ماه محرم الحرام هر سال

 السلام علیک ایها الطفل الرضیع

السلام علیک یا ابا عبد ا... الحسین

سلام بر لب تشنه علی اصغر حسین [ع)

 او خــنده کـرد و عالـم از آن خـنـده گــریه کـرد

 

 نویسنده : حجه الاسلام استاد سید جعفر غضنفری خوانساری

 شهر مقدس قم : (نویسنده وشاعر اهل بیت علیهم السلام) 

در بین یاران حضرت سید الشهداء (ع) در عاشورا افراد مختلفی حضور داشتند که از هر جهت حجت برای تمامی ابناء بشر تمام کرده اند ؛ از بزرگان و اشراف گرفته تا غلامان و خدمتگزاران ؛ سفید پوست و سیاه پوست ؛ قاری قرآن و شاعر ؛ کسانی که در اسلام و پیروی از پیامبر اکرم (ص) سابقه ای طولانی داشتند و کسانی که در همان صبح عاشوراء به سید الشهداء پیوسته اند ؛ پیرمرد کهنسال و جوان هیجده ساله و طفل شش ماهه  ....

آری در بین یاران ابر مرد عرصه آزاگی طفلی شیرخواره نیز حضوری چشمگیر دارد. او کسی نیست جز طفل شش ماهه ی حضرت  ابا عبد الله الحسین (ع) حضرت علی اصغر سـلام الله علیه .

در هیچ مسلک و آینی و در هیچ غزوه و جنگی در طول تاریخ طفلی شش ماهه مرد جنگی و نظامی محسوب نمی شود. اگر بزرگان عرصه ی نظامی دنیا جمع شوند و بخواهند از امام حسین و یارانش در عاشورا فقط یک تخلف نظامی بگیرند قطعا نخواهند توانست. با اینکه بارها می توانستند از راه های که دشمنانشان استفاده کنند ایشان هم بهره برده و به أنان ضربه بزنند اما چون با انسانیت و حریت سازگاری نداشت , چنین نکردند ؛ اما مگر بچه ای شیرخوار چه گناهی کرده بود ؟! آن هم بچه که از فرط تشنگی به حالت تلظی در آمده بود.

بعد از واقعه ی عاشورا و بعد از آنکه مختار ثقفی رضوان الله تعالی علیه به خون خواهی حضرت سید الشهداء (ع) قیام کرد برای امام سجاد زین العابدین (ع) خبر آوردند که: مختار قیام کرد و کسانی را که به پدرتان و یارانش ظلم کرده اند , به سزای اعمالشان می رساند. حضرت سؤال کردند: "از حرمله چه خبر؟" از ایشان پرسیدند: آقا , در میان دشمنان شما این همه افراد حضور داشتند , چطور است که شما سراغ حرمله را می گیـری ؟ حضرت فرمودند: آخر شما نمی دانید این "حرمله" با ما چه کرد؟! آن زمان که پدرم حسین (ع) برادر شیرخواره ام علی اصغر را روی دست گرفته بود و به سوی لشگر دشمن آمده و می فرمود:"اما ترونه کیف یتلظی عطشا ؟!" آیا نمی بینید این بچه ی کوچک از فرط تشنگی و عطش چگونه تلظی می کند؟! یعنی مانند ماهی که از آب بیرون افتاده و مدتی هم گذشته است و نای حرکت کردن ندارد  فقط لب های کوچکش را حرکت می دهد. در این حالت حتی اگر آب هم به او برسانند دیگر زنده نمی ماند . امام حسین (ع) می فرمود قطره ی آب به علی اصغر بدهید تا لا اقل با لب تشنه از دنیا نرود.

 

یک ذره به من ز شیئی کمیاب دهید             داروی کمی به طفل بی تاب دهید

با من سر جنگتان اگر می باشد                        او را ببرید وجرعه ای آب دهید

 

امام سجاد (ع) می فرمایند : پدرم در حین گفتن این سخنان بود که حرمله تیری که سه شعبه داشت را بر گلوی نازک برادر شیرخواره ام رها کرد و گوش تا گوش علی اصغر پاره شد.

 

به راستی بـأی ذنب قتلت ؟

به کدامین گناه کشته شد؟

 

و چه زیبا جیحون یزدی در رثای بزرگ مرد کوچک عاشورا سروده است که :-

 

ای حرم کعبه است ز حلقه به گوشان           وی دل دانای تو زبان خموشان       

با تو که گفت از حسین چشم بپوشان        خاصه در آن دم که اهل بیت خروشان

 

                                                   نزدش با اصغر آمدند معجل

 

گفتند این طفل کو چو بحر بجوشد        نیست چو ما کز عطش به صبر بکوشد

اشک پبا شد چنانکه خاک بپوشد               لب بخراشد چنانکه جان بخروشد

 

                                           جز به کفی آب عقده اش نشود حل

 

هی به فغان خود ز گهواره پراند                مادر او هم زبان طفل نداند

نه بودش شیر تا به لب برساند                نه بودش آب تا به رخ بفشاند

 

مانده به تسکین قلب اوست معطل

 

گاهی ناخن زند به سینه مادر            گاهی به جان شود به دامن خواهر

باری , از ما گذشته چاره ی اصغر                یا بنشانش شرار آه  چو آذر

 

      یا ببرش همرهت به جانب مقتل

 

شه ز حرم خانه اش ربود و روان شد      پیر خرد هم عنان بخت جوان  شد

زین پدر و زین پسر به لرزه جهان شد      آمد  و آورد و هر طرف نگران شد

 

با به که سازد حقوق خویش مدلل؟

 

گفت که ای قوم , روح پیکرم است این      ثانی حیدر , علی اصغرم است این

آن همه اصغر بدند , اکبرام است این           حجت کبرای روز محشرم است این

 

رحمی کنش , حال بر فناس محول

 

او که بدین کودکی گناه ندارد                یا که سر رزم این سپاه ندارد

بلکه بس افسرده اس آه ندارد                جای دهید آنکه را پناه ندارد

 

پیش کز ایزد برید کیفر اکمل

 

تا که از آن قوم از سعادت محروم              حرمله اش تیر کینه راند به حلقوم

حلق و را خست وجست بر شه مظلوم     وز شه مظلوم آن سه شعبه مسموم

 

رد شد و سر زد به قلب احمد مرسل

  

او طفل است , اما بزرگ است. دستهای او کوچک است اما بزرگان آرزو و امید دارند که او با همان دستهای کوچک , دست آنان را بگیرد.

اکنون افتخار داریم که اولین جمعه ی ماه محرم الحرام هر سال را که روز جهانی حضرت علی اصغر(ع) نامگذاری شده است در برپایی مجالسی شکوهمند به نامی نام این طفل شیرخواره ی ابا عبد الله الحسین(ع) در سرتاسر دنیا کوشا باشیم.

از تمامی مادران دلسوخته ی اهل بیت (ع) دعوت می نمائیم که با فرزاندان  شیرخواره ی خود به یاد طفل شش ماهه ی ابا عبد الله الحسین (ع) در این مجالس شرکت نموده و فرزندان خود را بیمه ی حضرت علی اصغر (ع) نمایند. در طول این سالها  چه بسیار مادران عزیزی که با شرکت در این مراسم و با پوشاندن لباس نمادین حضرت علی اصغر (ع) به کودکان خود حاجات بسیاری را از دستان کوچک بزرگ مرد کوچک عاشورا گرفته اند.

شیرخوارگان حسینی

 

نحوه اجرای محافل شیرخوارگان حسینی


 بـأی ذنب قتـلـت ؟ ؟ ؟

 

برنـامــه هـا :

- تمامی برنامـه هـا درهمه کشـورها دریک زمـان و رأس یک ساعت مشخص بصـورت یک شـکل , یک محتـوا و با یک هــدف مشخص و مشـترک آغــــاز می شود .

 

زمــــان : (( همه ساله جمعه اول دهــه عـاشـورا ))

  

کیـفـیت اجـــرا :

 - در بــدو   ورود مــادران و نوزادان شـیـرخوار , لبـاس ســبزعــربی (جهت نــوزادان ) همراه با روســری و ســربنـد قـرمـز با عبارت” بأی ذنب قتلت”  به آنها داده می شود .

                    - شــروع برنامه با قرائت قــرآن مجیـد ( آیات اولیه ســوره مریم ) .

 

-  سـخـنـرانی با محـتوای :

                   1- انگیـزش و پرورش عــواطف ولائـی شیـعیـان.

                   2- برانگـیختن حـس ظـلم سـتـیـزی.

                   3- ســوق دادن ایشـان به سـوی مسـئله مهــدویت.

 

-  عـــزاداری با محتـوای :

 - متمـرکـز نمـودن اذهـان و عـواطف بر مظـلومیت حضــرت حسـین (ع) که سـند آن شهـادت مظـلومانه شـیرخـواره آن حضــرت می باشــد .

 

امـکـانات تــدارک دیـده شـده برای احیای مراسم : 

 

- تعداد حدود 75000 دست لبـاس متـحد الشـکل , شامل کـاورسـبز - پیشانی بنـد قرمز –  تهیه و توزیع  می شود .

 

          -  تعــداد 75 عـدد گهــواره نمـادین به شهـرهای  محـل اجــرا  ارسـال می گــردد .

          - تعداد 90 عدد بگراند به ابعاد تقریبی 12 تا 400 برای تزئین سن و محل اجرا ارسال می گردد.

          - پوشش خبری مراسم از شبکه های مختلف تلوزیونی و مطبوعات داخل و خارچ از کشور.

          -  هماهنگی با بیش از 3000 سایت اینترنتی شیعیان جهت اطلاع رسانی.

          -  تهیه و پخش تیزر تلویزیونی به زبانهای فارسی , عربی , اردو و انگلیسی از شبکه های داخلی و خارجی و تلوزیونهای و ماهوراه های خارج از کشور.

           -  تهیه و توزیع بیش از 30 هزار پوستر و همین مقدار اعلامیه دعوت

علی اکبر

زندگي نامه حضرت علي اكبر(ع)

زندگي نامه علي اكبر (ع)

                                                                                                                                                              

حضرت علي اكبر (ع) فرزند ابي عبدالله الحسين(ع) بنا به روايتي در يازدهم شعبان،سال43 قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشود. پدر گرامي اش امام حسين بن علي بن ابي طالب (ع) و مادر محترمه اش ليلي بنت ابي مرّه بن عروه بن مسعود ثقفي است.او از طايفه خوش نام و شريف بني هاشم بود . و به بزرگاني چون پيامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امير مؤمنان علي بن ابي طالب(ع) و امام حسين (ع) نسبت دارد.
ابوالفرج اصفهاني از مغيره روايت كرد: روزي معاويه بن ابي سفيان به اطرافيان و هم نشينان خود گفت: به نظر شما سزاوارترين و شايسته ترين فرد امت به امر خلافت كيست؟ اطرافيان گفتند: جز تو كسي را سزاوارتر به امر خلافت نمي شناسيم! معاويه گفت: اين چنين نيست.
بلكه سزاوارترين فرد براي خلافت، علي بن الحسين(ع)است كه جدّش رسول خدا(ص) مي باشد و در وي شجاعت و دليري بني هاشم، سخاوت بني اميه و فخر و فخامت ثفيف تبلور يافته  است.
نقل است روزي علي اكبر(ع) به نزد والي مدينه رفته  و از طرف پدر بزرگوارشان پيغامي را خطاب به او ميبرد، در آخر والي مدينه از علي اكبرسئوال كرد نام تو چيست؟ فرمود: علي سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علي آن شخص عصباني شد، و چند بار گفت: علي، علي، علي، « ما يُريدُ اَبُوك؟ » پدرت چه مي خواهد، همه اش نام فرزندان را علي مي گذارد، اين پيغام را علي اكبر(ع) نزد اباعبدالله الحسين (ع) برد، ايشان فرمود : والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به  من عنايت كند نام همه ي آنها را علي مي گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا، نمايد نام همه ي آنها را نيز فاطمه مي گذارم. 
 درباره شخصيت علي اكبر(ع) گفته شد، كه وي جواني خوش چهره، زيبا، خوش زبان و دلير بود و از جهت سيرت و خلق و خوي و صباحت رخسار، شبيه ترين مردم به پيامبر اكرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگي را از جدش علي ابن ابي طالب (ع) به ارث برده و جامع كمالات، محامد و محاسن بود. در روايتي به نقل از شيخ جعفر شوشتري در كتاب خصائص الحسينيه آمده است: اباعبدالله الحسين هنگامي كه علي اكبر را به ميدان مي فرستاد، به لشگر خطاب كرد و فرمود:« يا قوم، هولاءِ  قد برز عليهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله....... اي قوم، شما شاهد باشيد، پسري را به ميدان مي فرستم، كه شبيه ترين مردم از نظر خلق و خوي و منطق به رسول الله (ص) است بدانيد هر زمان ما دلمان براي رسول الله(ص) تنگ مي شد نگاه به وجه اين پسر مي كرديم.
بنا به نقل ابوالفرج اصفهاني، آن حضرت درعصر خلافت عثمان بن عفان (سومين خليفه راشدين) ديده به جهان گشود.اين قول مبتني بر اين است كه وي به هنگام شهادت بيست و پنج ساله بود. در برخي روايات هم سن ايشان را 28 ساله ذكر كرده اند، وي در مكتب جدش امام علي بن ابي طالب (ع) و در دامن مهرانگيز  پدرش امام حسين(ع) در مدينه و كوفه تربيت و رشد و كمال يافت.
امام حسين (ع) در تربيت وي و آموزش  قرآن ومعارف اسلامي و اطلاعات سياسي و اجتماعي به آن جناب تلاش بليغي به عمل آورد و از وي يك انسان كامل و نمونه ساخت و شگفتي همگان، از جمله دشمنانشان را بر انگيخت.
به هر روي علي اكبر(ع) در ماجراي عاشورا حضور فعال داشت و در تمام حالات در كنار پدرش امام حسين(ع)بود و با دشمنانش به سختي مبارزه مي كرد. شيخ جعفر شوشتري در خصائص نقل مي كند: هنگامي كه اباعبد الله الحسين عليه السلام در كاروان خود حركت به سمت كربلا مي كرد، حالتي به حضرت(ع) دست داد بنام نوميه و در آن حالت مكاشفه اي براي حضرت(ع) رخ داد، از آن حالت كه خارج شد استرجاع كرد: و فرمود: «انا لله و انا اليه راجعون » علي اكبر(ع) در كنار پدر بود، و مي دانست امام بيهوده كلامي را به زبان نمي راند، سئوال نمود، پدرجان چرا استرجاع فرمودي؟: حضرت بلادرنگ فرمود: الان ديدم اين كاروان مي رود به سمت قتلگاه و مرگ درانتظار ماست، علي اكبر(ع) سئوال نمود: پدر جان مگر ما بر حق نيستيم؟ حضرت فرمود: آري ما بر حق هستيم. علي اكبر (ع) عرضه داشت: پس از مرگ باكي نداريم،
گفتني است، با اين كه حضرت علي اكبر(ع) به سه طايفه معروف عرب پيوند و خويشاوندي داشته است، با اين حال در روز عاشورا و به هنگام نبرد با سپاهيان يزيد، هيچ اشاره اي به انتسابش به بني اميه و ثفيف نكرد، بلكه هاشمي بدون و انتساب به اهل بيت(ع) را افتخار خويش دانست و در رجزي چنين سرود:

أنا عَلي بن الحسين بن عَلي نحن  بيت الله آولي يا لنبيّ

أضربكَم با لسّيف حتّي يَنثني ضَربَ غُلامٍ هاشميّ عَلَويّ

وَ لا يَزالُ الْيَومَ اَحْمي عَن أبي تَاللهِ لا يَحكُمُ فينا ابنُ الدّعي

وي نخستين شهيد بني هاشم در روز عاشورا بود و در زيارت شهداي معروفه نيز آمده است:السَّلامُ عليكَ يا اوّل قتيل مِن نَسل خَيْر سليل. علي اكبر(ع) درنبرد روز عاشورا دويست تن از سپاه عمر سعد را در دو مرحله به هلاكت رسانيد و سرانجاممرّه بن منقذ عبدي بر فرق مباركش ضربتي زد و او را به شدت زخمي نمود. آن گاه ساير دشمنان، جرأت و جسارت پيدا كرده  و به آن حضرت هجوم آوردند و وي را آماج تيغ شمشير و نوك نيزه ها نمودند و مظلومانه به شهادتش رسانيدند.
امام حسين(ع) در شهادتش بسيار اندوهناك و متأثر گرديد و در فراقش فراوان گريست و هنگامي كه سر خونين اش را در بغل گرفت، فرمود:ولدي علي عَلَي الدّنيا بعدك العفا (فرزندم علي ،ديگر بعد از تو اف بر اين دنيا

علی اکبر

زندگي نامه حضرت علي اكبر(ع)

زندگي نامه علي اكبر (ع)

                                                                                                                                                              

حضرت علي اكبر (ع) فرزند ابي عبدالله الحسين(ع) بنا به روايتي در يازدهم شعبان،سال43 قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشود. پدر گرامي اش امام حسين بن علي بن ابي طالب (ع) و مادر محترمه اش ليلي بنت ابي مرّه بن عروه بن مسعود ثقفي است.او از طايفه خوش نام و شريف بني هاشم بود . و به بزرگاني چون پيامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امير مؤمنان علي بن ابي طالب(ع) و امام حسين (ع) نسبت دارد.
ابوالفرج اصفهاني از مغيره روايت كرد: روزي معاويه بن ابي سفيان به اطرافيان و هم نشينان خود گفت: به نظر شما سزاوارترين و شايسته ترين فرد امت به امر خلافت كيست؟ اطرافيان گفتند: جز تو كسي را سزاوارتر به امر خلافت نمي شناسيم! معاويه گفت: اين چنين نيست.
بلكه سزاوارترين فرد براي خلافت، علي بن الحسين(ع)است كه جدّش رسول خدا(ص) مي باشد و در وي شجاعت و دليري بني هاشم، سخاوت بني اميه و فخر و فخامت ثفيف تبلور يافته  است.
نقل است روزي علي اكبر(ع) به نزد والي مدينه رفته  و از طرف پدر بزرگوارشان پيغامي را خطاب به او ميبرد، در آخر والي مدينه از علي اكبرسئوال كرد نام تو چيست؟ فرمود: علي سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علي آن شخص عصباني شد، و چند بار گفت: علي، علي، علي، « ما يُريدُ اَبُوك؟ » پدرت چه مي خواهد، همه اش نام فرزندان را علي مي گذارد، اين پيغام را علي اكبر(ع) نزد اباعبدالله الحسين (ع) برد، ايشان فرمود : والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به  من عنايت كند نام همه ي آنها را علي مي گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا، نمايد نام همه ي آنها را نيز فاطمه مي گذارم. 
 درباره شخصيت علي اكبر(ع) گفته شد، كه وي جواني خوش چهره، زيبا، خوش زبان و دلير بود و از جهت سيرت و خلق و خوي و صباحت رخسار، شبيه ترين مردم به پيامبر اكرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگي را از جدش علي ابن ابي طالب (ع) به ارث برده و جامع كمالات، محامد و محاسن بود. در روايتي به نقل از شيخ جعفر شوشتري در كتاب خصائص الحسينيه آمده است: اباعبدالله الحسين هنگامي كه علي اكبر را به ميدان مي فرستاد، به لشگر خطاب كرد و فرمود:« يا قوم، هولاءِ  قد برز عليهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله....... اي قوم، شما شاهد باشيد، پسري را به ميدان مي فرستم، كه شبيه ترين مردم از نظر خلق و خوي و منطق به رسول الله (ص) است بدانيد هر زمان ما دلمان براي رسول الله(ص) تنگ مي شد نگاه به وجه اين پسر مي كرديم.
بنا به نقل ابوالفرج اصفهاني، آن حضرت درعصر خلافت عثمان بن عفان (سومين خليفه راشدين) ديده به جهان گشود.اين قول مبتني بر اين است كه وي به هنگام شهادت بيست و پنج ساله بود. در برخي روايات هم سن ايشان را 28 ساله ذكر كرده اند، وي در مكتب جدش امام علي بن ابي طالب (ع) و در دامن مهرانگيز  پدرش امام حسين(ع) در مدينه و كوفه تربيت و رشد و كمال يافت.
امام حسين (ع) در تربيت وي و آموزش  قرآن ومعارف اسلامي و اطلاعات سياسي و اجتماعي به آن جناب تلاش بليغي به عمل آورد و از وي يك انسان كامل و نمونه ساخت و شگفتي همگان، از جمله دشمنانشان را بر انگيخت.
به هر روي علي اكبر(ع) در ماجراي عاشورا حضور فعال داشت و در تمام حالات در كنار پدرش امام حسين(ع)بود و با دشمنانش به سختي مبارزه مي كرد. شيخ جعفر شوشتري در خصائص نقل مي كند: هنگامي كه اباعبد الله الحسين عليه السلام در كاروان خود حركت به سمت كربلا مي كرد، حالتي به حضرت(ع) دست داد بنام نوميه و در آن حالت مكاشفه اي براي حضرت(ع) رخ داد، از آن حالت كه خارج شد استرجاع كرد: و فرمود: «انا لله و انا اليه راجعون » علي اكبر(ع) در كنار پدر بود، و مي دانست امام بيهوده كلامي را به زبان نمي راند، سئوال نمود، پدرجان چرا استرجاع فرمودي؟: حضرت بلادرنگ فرمود: الان ديدم اين كاروان مي رود به سمت قتلگاه و مرگ درانتظار ماست، علي اكبر(ع) سئوال نمود: پدر جان مگر ما بر حق نيستيم؟ حضرت فرمود: آري ما بر حق هستيم. علي اكبر (ع) عرضه داشت: پس از مرگ باكي نداريم،
گفتني است، با اين كه حضرت علي اكبر(ع) به سه طايفه معروف عرب پيوند و خويشاوندي داشته است، با اين حال در روز عاشورا و به هنگام نبرد با سپاهيان يزيد، هيچ اشاره اي به انتسابش به بني اميه و ثفيف نكرد، بلكه هاشمي بدون و انتساب به اهل بيت(ع) را افتخار خويش دانست و در رجزي چنين سرود:

أنا عَلي بن الحسين بن عَلي نحن  بيت الله آولي يا لنبيّ

أضربكَم با لسّيف حتّي يَنثني ضَربَ غُلامٍ هاشميّ عَلَويّ

وَ لا يَزالُ الْيَومَ اَحْمي عَن أبي تَاللهِ لا يَحكُمُ فينا ابنُ الدّعي

وي نخستين شهيد بني هاشم در روز عاشورا بود و در زيارت شهداي معروفه نيز آمده است:السَّلامُ عليكَ يا اوّل قتيل مِن نَسل خَيْر سليل. علي اكبر(ع) درنبرد روز عاشورا دويست تن از سپاه عمر سعد را در دو مرحله به هلاكت رسانيد و سرانجاممرّه بن منقذ عبدي بر فرق مباركش ضربتي زد و او را به شدت زخمي نمود. آن گاه ساير دشمنان، جرأت و جسارت پيدا كرده  و به آن حضرت هجوم آوردند و وي را آماج تيغ شمشير و نوك نيزه ها نمودند و مظلومانه به شهادتش رسانيدند.
امام حسين(ع) در شهادتش بسيار اندوهناك و متأثر گرديد و در فراقش فراوان گريست و هنگامي كه سر خونين اش را در بغل گرفت، فرمود:ولدي علي عَلَي الدّنيا بعدك العفا (فرزندم علي ،ديگر بعد از تو اف بر اين دنيا

گیجم

گیجم؛صدای تو میان این اوهام ،طنین زهرخند غمی است جاودانه

گیجم؛خیال تو کنار این خاطرات پژمرده،بسان سایه ایست ترک خورده

خندیدی

قلبم شکست؛خندیدی

خندیدی؛گریستم

گریستم به قلب شکسته ام؛خندیدی به تکه های دلم!

خندیدی و من  گریستم از خنده ات

چرا که قلب من شیشه عمر تو بود!